جمعه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۰

ما می‌توانیم به جام جهانی ۲۰۱۴ صعود کنیم؛ اگر غیر فوتبالی‌های فوتبال بگذارند


بالاخره بعد از چند ماه کش و قوس بر سر انتخاب (بخوانید راضی کردن) سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، کارلوس کوئیروش با عقد قراردادی تا پایان جام جهانی 2014 برزیل، تن به پذیرش این مسؤولیت داد. دلایل بسیاری وجود داشت (دارد و خواهد داشت) تا کوئیروش یا هر مربی مطرح دیگری عطای سرمربیگری تیمی را که بدون شک از شانس بالایی برای صعود به جام جهانی برخوردار است، به لقایش ببخشد!
کوئیروش که پیش از روز 25 بهمن 1389 برای امضای قرارداد به ایران سفر کرده بود، بنا به دلایل عنوان نشده‌ای قرارداد را امضا نکرد و ایران را ترک کرد. البته به گمان بسیاری از کسانی که هم اخبار سیاسی و هم اخبار ورزشی ایران را دنبال می‌کنند، عدم ثبات سیاسی، در کنار محدودیت‌های فردی و اجتماعی ایران دلیل اصلی شانه خالی کردن کوئیروش از عقد قرارداد بود.
البته قصدم از نگارش این مطلب نه کالبد شکافی این قرارداد است و نه معرفی کارلوس کوئیروش. چرا که اولی فقط بر پایه‌ی حدس و گمان خواهد بود و دومی توضیح واضحاتی که این روزها در تمام روزنامه‌های ورزشی ایران ارائه شده است.
هدفم از نوشتن این مطلب بررسی شرایط راه صعود به جام جهانی 2014 برزیل، بررسی آماری نتایج ایران در دوره‌های گذشته مقدماتی جام جهانی و بیان عقیده‌ی شخصی ‌ام درباره‌ی بازیکنانی است که می‌توانند در راه رسیدن به جام جهانی مؤثر باشند.
مسیر صعود:
با اعلام رتبه‌بندی تیم‌های آسیایی برای قرعه‌کشی مسابقات مقدماتی جام جهانی 2014 مشخص شد که تیم ملی ایران در میان تیم‌های رده‌ی دوم قاره قرار گرفته است. قرار گرفتن ایران در سید (Seed) دو، باعث شد تا بار دیگر بحث بی کفایتی فدراسیون فوتبال ایران و نداشتن مهره‌ی مؤثر در کنفدراسیون فوتبال آسیا داغ شود. اما ملاک انتخاب پنج تیم برتر آسیا برای قرعه‌کشی بسیار روشن بود: "عملکرد تیم‌ها در دوره گذشته جام جهانی". به این ترتیب بود که چهار تیم کره‌جنوبی، ژاپن، استرالیا و کره‌شمالی که به جام جهانی راه یافته بودند، همراه با بحرین که در آخرین مرحله با شکست مقابل نیوزیلند از رسیدن به جام جهانی بازمانده بود؛ پنج تیم سید اول مسابقات مقدماتی جام جهانی 2014 در آسیا را تشکیل دادند.
من حتی معتقدم قرار نگرفتن در بین پنج تیم برتر برای ما بهتر هم هست. چرا که پیش از رویارویی با رقیبان گردن کلفت آسیایی، دیداری رسمی اما آسان می‌تواند محکی خوب برای شناخت تیم و رهایی از رخوتی که همیشه در آغاز این مسابقات گریبان گیر ما بوده، باشد. نکته جالب اینجاست که حریف ایران در این مرحله تیمی نیست جز مالدیو. حتماً خاطرتان هست که مالدیو همان تیمی است که چهارده سال پیش (1997) هم اولین حریف ایران در مسابقات مقدماتی جام جهانی بود و آن پیروزی معروف 17 بر 0 ما، اسم ایران را بر صدر اخبار فوتبال دنیا برد. آن روز تیم ملی رکورد بهترین برد در مسابقات مقدماتی جام جهانی را شکست. کریم باقری هم با درخششی خیره کننده و به ثمر رساندن 7 گل از 17 گل تیم، رکورددار بیشترین گل زده در یک دیدار از سری مسابقات مقدماتی جام جهانی شد.
طبیعتاً نمی‌توان انتظار تکرار چنین نتیجه‌ای را در دیدار آغازین مسابقات مقدماتی جام جهانی 2014 داشت. اما این می‌تواند یک شروع خوب و خاطره‌انگیز برای رسیدن به جام جهانی باشد. دیدار رفت و برگشت ایران با مالدیو به ترتیب در روزهای شنبه اول و پنج‌شنبه ششم مرداد 1390 به میزبانی مالدیو و ایران خواهد بود.
البته پیش از این مرحله، در 8 دیدار رفت و برگشت (16 بازی در روزهای چهارشنبه 8 تیر و یک‌شنبه 12 تیر)، از بین:
مالزی – چین تایپه (تایوان)
بنگلادش – پاکستان
کامبوج – لائوس
سری‌لانکا – فیلیپین
افغانستان – فلسطین
ویتنام – ماکائو
نپال – تیمور
مغولستان – میانمار (برمه)
هشت تیم به دور دوم صعود می‌کنند تا در کنار 22 تیم سید دو، برای رسیدن به مرحله گروهی رقابت کنند.
پس از این مرحله، پانزده تیم صعود کرده به همراه پنج تیم سید یک، در پنج گروه چهار تیمی به سرگروهی تیم‌های سید یک، رقابت می‌کنند تا دو تیم برتر از هر گروه به مرحله دوم گروهی برسند. ده تیم صعود کرده از این دوره در دو گروه 5 تیمی تقسیم می‌شوند. دو تیم برتر از هر گروه به جام جهانی راه می‌یابند و دو تیم سوم هر گروه با یکدیگر دیداری رفت و برگشت انجام می‌دهند تا برنده این دیدار به مصاف نماینده قاره اقیانوسیه برود و برنده آن دیدار به جام جهانی راه می‌یابد. به این ترتیب اگر ایران به مرحله اول گروهی برسد، با احتساب دو دیدار مقابل مالدیو، 8 دیدار برگزار خواهد کرد. اگر به مرحله دوم گروهی هم برسیم، 8 دیدار دیگر برگزار خواهیم کرد. به عبارت دیگر 16 نود دقیقه تعیین کننده برای چهارمین حضور در جام جهانی در پیش رو داریم، که البته در صورت صعود به دور دوم گروهی و سوم شدن در آن دور، این 16 دیدار به 20 دیدار افزایش پیدا می‌کند.
عملکرد ایران در دوره‌های پیشین:
در حالی که اولین دیدار رسمی تیم ملی فوتبال ایران در دوران جنگ جهانی دوم (سوم شهریور سال 1320) مقابل تیم ملی افغانستان انجام شد، 9 سال طول کشید تا تیم ملی دومین دیدار رسمی خود را انجام دهد. اما انتظار برای برگزاری اولین دیدار به منظور حضور در جام جهانی، بسیار طولانی‌تر از 9 سال بود! تقریباً 32 سال از تشکیل تیم ملی فوتبال ایران گذشته بود (14 اردیبهشت 1352) که تیم ملی فوتبال ایران برای نخستین بار در دیدار مقدماتی جام جهانی 1974 مقابل کره‌شمالی صف آرایی کرد.
پس از آن و در 36 سال گذشته (از اردیبهشت 1352 تا خرداد 1388 که آخرین دیدار از سری مسابقات مقدماتی جام جهانی بوده که ایران در آن حضور داشته)، تیم ملی ایران در 8 دوره از 10 دوره مسابقات مقدماتی جام جهانی شرکت کرده است که حاصل آن 94 بازی، 56 پیروزی، 24 تساوی و 14 باخت بوده است.
برای شرکت در مسابقات جام جهانی 1974 آلمان‌غربی که یک نماینده از آسیا و اقیانوسیه به آن راه می‌یافت، تیم ملی ایران در گروهی چهار تیمی به همراه سوریه، کره‌شمالی و کویت قرار داشت و علی‌رغم تساوی بدون گل مقابل کره‌شمالی، در نخستین دیدار (در تهران)، با چهار برد پیاپی صعودش را به دور دوم، قطعی کرد تا شکست خانگی مقابل سوریه در آخرین دیدار این دور از رقابت‌ها هیچ تأثیری در صعود ایران به مرحله بعد نداشته باشد. اما در مرحله حذفی با شکست در مجموع دو بازی رفت و برگشت مقابل استرالیا، از صعود به جام جهانی بازماند.
داستان جام جهانی 1978 داستان متفاوتی بود. تیم ملی ایران ابتدا با عربستان و سوریه هم گروه بود که با چهار برد در چهار دیدار و بدون گل خورده به دور دوم صعود کرد تا با کره‌جنوبی، کویت، استرالیا و هنگ کنگ برای تک سهمیه آسیا و اقیانوسیه رقابت کند. آنجا هم ایران با 6 برد و دو مساوی به کار خود پایان داد تا با اقتدار برای اولین بار طعم حضور در جام جهانی را بچشد. حشمت مهاجرانی سرمربی ایران در آن دوران بود.
ایران به دلیل جنگ با عراق از حضور در مسابقات مقدماتی جام جهانی 1982 اسپانیا انصراف داد و در مسابقات مقدماتی جام جهانی 1986 مکزیک با عدم پذیرش رأی فیفا مبنی بر بازی در زمین بی طرف (باز هم به دلیل جنگ با عراق)، از شرکت در این مسابقات محروم شد.
مسابقات مقدماتی جام جهانی 1990 ایتالیا، فرصتی را فراهم آورد تا پس از دست دادن حضور در دو جام جهانی، ایران بار دیگر به دنبال تکرار خاطرات خوش 12 سال قبل باشد. اما در واقع نه تنها آن خاطرات تکرار نشدند، بلکه برای اولین و آخرین بار تیم ایران از صعود به دور دوم مسابقات مقدماتی جام جهانی باز ماند! ایران مسابقات را با چهار برد پیاپی مقابل تایلند و بنگلادش (رفت و برگشت) آغاز کرد، اما با شکست مقابل چین، شرایط دشواری را پیش روی خود دید. با توجه به این که فقط یک تیم از هر گروه صعود می‌کرد، ایران می‌بایست چین را در بازی برگشت با اختلاف گل زیادی شکست می‌داد تا اگر چین در آخرین دیدارش مقابل تایلند (که شکستش بسیار محتمل بود)، نتواند به بردی پرگل برسد، ایران به دور بعد صعود کند. ایران بازی برگشت مقابل چین را رؤیایی شروع کرد و با دو گل زود هنگام (دقایق 15 و 16) محسن گروسی و سید علی افتخاری نیمه‌ی اول دو بر صفر به پایان برد (گل دوم ایران مقابل چین که از روی ضربه‌ی کاشته سید علی افتخاری به دست آمد، تا مدت‌ها در نوا نمای آغازین اخبار ورزشی  شبکه‌ی سه پخش می‌شد). فرشاد پیوس در آغاز نیمه‌ی دوم، گل سوم را زد تا همه چیز برای صعود آماده باشد، اما دو گل مشابه با ضربه‌ی سر در دقایق میانی نیمه‌ی دوم، کاخ رؤیاهای ایران را نابود کرد و چین با پیروزی در دیدار آخرش مقابل تایلند به خاطر تفاضل گل بهتر نسبت به ایران، به دور بعد صعود کرد. در واقع ایران با 5 برد و تنها یک باخت از ادامه‌ی رقابت‌ها بازماند. ایران دو دیدار اول را با هدایت پرویزدهداری پشت سر گذاشت و پس از آن رضا وطن‌خواه سرمربی ایران در دیدار مقابل بنگلادش در تهران بود (دیداری که با تک گل کریم باوی یا صمد مرفاوی در دقایق پایانی به سود ایران خاتمه یافت). در سه دیدار پایانی این رقابت‌ها، مهدی مناجاتی سرمربی ایران بود.
پس از ناکامی در مسابقات مقدماتی جام جهانی 1990، علی پروین سرمربی ایران شد و با تلفیق بازیکنان جوانی که پرویز دهداری به تیم ملی معرفی کرده بود و بازیکنان با تجربه، ایران را در مسابقات آسیایی پکن قهرمان کرد تا بار دیگر پرچم قدرت فوتبال ایران در آسیا به اهتزاز درآید. اما این قهرمانی نمی‌توانست تضمینی برای صعود به جام جهانی 1994 آمریکا باشد. تیم ملی ایران با پروین در مسابقات مقدماتی جام جهانی 1994، نتایج بسیار ضعیفی کسب کرد. یازده دیدار، 5 برد، سه تساوی و سه باخت. ایران علی‌رغم صعود از گروه خود در دور دوم مسابقات گروهی مقابل کره‌جنوبی، عراق و عربستان زانو زد و با قرار گرفتن در رده پنجم بین شش تیم برتر آسیا، راه به جایی نبرد.
انتظار تکرار خاطرات خوش صعود به جام جهانی، در آستانه بیست سالگی به حقیقت پیوست. ایران در دور اول و پیش از پایان بازی‌ها با پنج پیروزی متوالی مقابل مالدیو (دو بار)، قرقیزستان (دو بار) و سوریه، صعودش را به دور دوم مسجل کرد تا تساوی‌اش در دیدار آخر مقابل سوریه تأثیری در صعود یا عدم صعود نداشته باشد. در دور دوم هم ایران شروع خوبی داشت. ایران که در پنج دیدار نخست سه برد و دو تساوی به دست آورده بود، در سه دیدار آخر با دو شکست مقابل عربستان و قطر و تساوی مقابل کویت، از صعود مستقیم به جام جهانی بازماند. اما هنوز شانس صعود وجود داشت. برنده‌ی دیدار حذفی با ژاپن، می‌توانست به جام جهانی صعود کند و بازنده باید به مصاف استرالیا می‌رفت. دیدار با ژاپن همان دیدار معروفی است که استاد اسدی در دقایق آغازین بازی گل به خودی زد ولی داور در نهایت تعجب گل را مردود اعلام کرد! به هر حال ایران در آن دیدار و در وقت اضافه بازی را به ژاپن واگذار کرد تا برای صعود به جام جهانی رقیب سرسختی چون استرالیا را در مجموع دو دیدار رفت و برگشت و به لطف گل زده بیشتر در خانه حریف، از پیش رو بردارد و برای دومین بار به جام جهانی راه یابد. سرمربی ایران تا پیش از دیدار با ژاپن محمد مایلی کهن بود و تک دیدار مقابل ژاپن، همراه با دو دیدار مقابل استرالیا تحت هدایت والدیر وی‌را برگزار شد تا او اولین مربی غیر ایرانی باشد که ایران را در مسابقات مقدماتی جام جهانی هدایت کرده است. شاید بتوان وی‌را را یکی از خوش شانس‌ترین مربیان تیم ملی قلمداد کرد. چرا که او هرگز با تیم ملی ایران به پیروزی نرسید، اما با این تیم به جام جهانی صعود کرد!
وقتی معلوم شد که در سال 2002 قاره آسیا برای اولین بار میزبان جام جهانی خواهد بود، بسیاری از تیم‌های آسیایی انگیزه‌ای دو چندان پیدا کردند تا به جام جهانی صعود کنند. با صعود اتوماتیک ژاپن و کره‌جنوبی به عنوان میزبانان جام جهانی، رقابت بر سر دو و نیم سهمیه باقی مانده بسیار سخت بود. ایران با هدایت ادمار براگا (سرمربی پرتقالی) در اولین دیدار توانست رکورد گذشته‌ی خود که پیروزی 17 بر 0 مقابل مالدیو بود بهبود بخشد و در ورزشگاه تازه تأسیس یادگار امام تبریز با نتیجه 19 بر 0 تیم گمنام گوام را قلع و قمع کرد. پس از آن یک برد خفیف 2 بر 0 مقابل تاجیکستان کافی بود تا ایران را به دور بعد برساند اما براگا که برعکس وی‌را بسیار بد شانس بود، با دو پیروزی و بدون گل خورده، از تیم ایران اخراج شود. پس از وی میروسلاو بلاژویچ، سرمربی و تئوریسین مطرح فوتبال سرمربی ایران شد و ایران توانست آغازی مطلوب را تحت هدایت او داشته باشد. ایران در هفت دیدار اولش، چهار برد و سه تساوی کسب کرد و همین تعدد تساوی‌ها شرایط را به گونه‌ای رغم زد تا ایران برای صعود مستقیم به جام جهانی مستلزم پیروزی مقابل بحرین در روز پایانی باشد. دیداری که در نهایت تعجب به شکست 3 بر 1 ایران انجامید. نکته حائز اهمیت این بود که بحرین در شش دیدار گذشته‌اش مقابل ایران تنها یک بار موفق به گلزنی شده بود، اما در این دیدار بحرینی‌ها با شکست پرگل ایران درس گرانبهایی به ایران دادند. ایران نهایتاً در رده دوم ایستاد تا برای صعود به جام جهانی، به مصاف جمهوری ایرلند رود. درست مانند چهار سال قبل که از دست دادن موقعیت‌های آسان، امکان صعود مستقیم را از ایران گرفت تا برای صعود به مصاف حریفی گردن کلفت‌تر از رقبای آسیایی برویم. بازی رفت در دابلین بود که با شکست دو بر صفر ایران همراه شد. در بازی برگشت، ایران هر چه زد به در بسته خورد و حتی گل لحظات پایانی یحیی گل‌محمدی هم نتوانست مانع وداع تلخ ایران با جام جهانی 2002 شود.
پس از بلاژویچ، دستیار او برانکو ایوانکوویچ سرمربی ایران شد و بر خلاف تمام انتقادهایی که از سیستم بازی تیم او می‌شد، برانکو ایران را برای سومین بار به جام جهانی رساند. ایران در دور اول مسابقات مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان، با اردن، قطر و لائوس همگروه بود که در نهایت با 5 برد و یک باخت مقابل اردن، به دور دوم راه یافت. در دور دوم، ژاپن، بحرین و کره‌شمالی رقبای ایران بودند. ایران در همان پنج دیدار نخست با 4 برد و یک تساوی مقابل بحرین، صعودش قطعی شد تا شکست در آخرین دیدارش مقابل ژاپن تأثیری در صعود یا عدم صعود تیم به جام جهانی نداشته باشد.
پس از جام جهانی 2006 و ناکامی قابل پیش‌بینی تیم ملی ایران در آن رقابت‌ها، ناگهان عامل تمام ناکامی‌های فوتبال ملی مربی خارجی شناخته شد و تیم ملی در حد فاصل جام جهانی 2006 و جام جهانی 2010 فقط  با مربیان ایرانی (به جز یک دیدار دوستانه با سنگال تحت هدایت اریش روته مولر) پا به مسابقات گوناگون گذاشت. به این ترتیب باشکوه‌ترین دوران فوتبال ایران (دسته کم پس از انقلاب)، که توأم با حضور پنج و نیم ساله‌ی مربیان خارجی در فوتبال ایران بود، به پایان رسید. دورانی که در آن تیم ایران 73 بار به میدان رفت (5 بار نیز تحت هدایت همایون شاهرخی، جمعاً 78 بار)، 45 بار پیروز شد، 14 بار تساوی را پذیرفت و 14 بار طعم شکست را چشید. 14 شکستی که در بین آنان رقبایی چون آلمان، پرتقال، مکزیک، اسلوواکی، بلاروس و کانادا دیده می‌شوند.
ایران رقابت برای حضور در جام جهانی 2010 را با تساوی مقابل سوریه به سرمربیگری منصور ابراهیم‌زاده آغاز کرد و پس از آن در گروهی که امارات و کویت هم حضور داشتند، با هدایت علی دایی، ابتدا دو تساوی دیگر و سپس سه برد پیاپی به دست آورد تا به دور دوم صعود کند. در دور دوم باز هم مشکل تساوی‌ها دامن گیر ایران شد و تیم ملی تنها با یک باخت در گروه پنج تیمی خود (متشکل از کره‌جنوبی، کره‌شمالی، عربستان و امارات)، چهارم شد و از صعود باز ماند. نتایج بد ایران در دور دوم ماحصل کار علی دایی و افشین قطبی بود. دو تیم عربستان و کره‌شمالی که بالاتر از ایران ایستادند هر کدام دو باخت داشتند، اما پنج تساوی ایران کمر تیم را شکست تا در نهایت ناباوری کره‌شمالی به جام جهانی صعود کند.
مسابقات جام جهانی 2014 در راه است و علی‌رغم سقوط آزاد فوتبال ایران به خاطر مدیران سیاسی-نظامی حاکم بر فوتبال، فدراسیون فوتبال غیر مستقل و غیر متخصص  و حاشیه‌های غیر فوتبالی و عجیب و غریب نظیر منشور اخلاقی؛ باز هم معتقدم ایران می‌تواند به راحتی همراه با ژاپن، کره‌جنوبی و استرالیا به جام جهانی 2014 صعود کند. چرا که سایر رقبای مطرح نظیر عربستان، بحرین، ازبکستان، چین و عراق با روزهای خوب خود فاصله دارند.
بازیکنانی که می‌توانند عصای دست کارلوس کوئیروش باشند:
لیست زیر فقط نظر شخصی من است.
ای کاش آنقدر از صعود خود به جام جهانی مطمئن بودیم که پس از ناکامی در صعود به جام جهانی 2010، با توجه به شرایط سنی بازیکنان لیست تیم ملی را تکمیل می‌کردیم. درست مثل سیستمی که کره‌جنوبی در ده دوازده سال اخیر برای فوتبال ملی‌اش برگزیده است. اما حیف که به خاطر عدم پشتوانه سازی درست، بازیکنان رده‌های سنی زیر 23 سال، آنقدر قابل اتکا نیستند که بتوان با خیال راحت از آنان استفاده کرد. به همین دلیل به نظر من، بازیکنان را باید گام به گام و با توجه به شرایط مسابقات انتخاب کرد.
دروازه‌بان:
سید مهدی رحمتی: 28 ساله، 58 بازی ملی
شهاب گردان: 26 ساله، 1 بازی ملی
علیرضا حقیقی: 22 ساله، 1 بازی ملی
محمد محمدی: 33 ساله، بدون بازی ملی
×××
مدافع میانی:
محمد نصرتی: 30 ساله، 79 بازی ملی، 5 گل
سید جلال حسینی: 29 ساله، 58 بازی ملی، 3 گل
هادی عقیلی: 30 ساله، 54 بازی ملی، 8 گل
محسن بنگر: 31 ساله، 13 بازی ملی
سپهر حیدری: 30 ساله، 3 بازی ملی
فرشید طالبی: 29 ساله، 2 بازی ملی
حنیف عمران‌زاده: 25 ساله
×××
مدافع کناری:
حسین کعبی: 25 ساله، 89 بازی ملی، 2 گل
خسرو حیدری: 27 ساله، 38 بازی ملی
سید مهدی حسینی: 31 ساله، 1 بازی ملی
ستار زارع: 29 ساله، 37 بازی ملی
احسان حاج‌صفی: 21 ساله، 36 بازی ملی، 2 گل
حسن اشجاری: 32 ساله، 13 بازی ملی
حمیدرضا علی‌عسگری: 20 ساله، 1 بازی ملی
×××
هافبک میانی:
جواد نکونام: 30 ساله، 118 بازی ملی، 26 گل
ایمان مبعلی: 28 ساله، 60 بازی ملی، 2 گل
آندرانیک تیموریان: 25 ساله، 58 بازی ملی، 6 گل
محرم نویدکیا: 28 ساله، 25 بازی ملی، 1 گل
حسین کاظمی: 31 ساله، 12 بازی ملی، 1 گل
قاسم حدادی‌فر: 27 ساله، 4 بازی ملی
×××
هافبک کناری:
مهدی مهدوی‌کیا: 33 ساله، 111 بازی ملی، 13 گل
جواد کاظمیان: 29 ساله، 41 بازی ملی، 2 گل
مهرزاد معدنچی: 26 ساله، 42 بازی ملی، 8 گل
پژمان نوری: 30 ساله، 35 بازی ملی، 2 گل
فریدون زندی: 31 ساله، 29 بازی ملی، 5 گل
میلاد زنیدپور: 25 ساله، 13 بازی ملی، 12 گل
امیرحسین فشنگچی: 24 ساله، 3 بازی ملی
×××
هافبک تهاجمی:
علی کریمی: 32 ساله، 112 بازی ملی، 36 گل
محمدرضا خلعتبری: 27 ساله، 36 بازی ملی، 1 گل
محمد نوری: 28 ساله، 18 بازی ملی، 4 گل
مجتبی جباری: 27 ساله، 17 بازی ملی
احمد جمشیدیان: 26 ساله، 4 بازی ملی
مهدی دغاغله: 21 ساله
×××
مهاجم:
فرهاد مجیدی: 33 ساله، 43 بازی ملی، 10 گل
غلامرضا رضایی: 26 ساله، 38 بازی ملی، 9 گل
مسعود شجاعی: 26 ساله، 37 بازی ملی، 4 گل
میلاد میداوودی: 26 ساله، 25 بازی ملی، 5 گل
کریم انصاریفرد: 21 ساله، 18 بازی ملی، 3 گل
محمد غلامی: 25 ساله، 89 بازی ملی، 2 گل
مهرداد اولادی: 25 ساله، 6 بازی ملی، 1 گل
سیاوش اکبرپور: 26 ساله، 6 بازی ملی
آرش افشین: 22 ساله، 3 بازی ملی، 1 گل
رضا نوروزی: 28 ساله، 2 بازی ملی
محسن مسلمان: 20 ساله
بختیار رحمانی: 19 ساله
×××
در این لیست نام 49 نفر وجود دارد و مطمئن هستم حداقل 10 تا 15 بازیکن دیگر هم هستند که یا از قلم من افتاده‌اند و یا در طی دو سال آینده به بازیکنانی در سطح تیم ملی تبدیل می‌شوند.
با نگاهی به لیست فوق، چند نکته قابل تأمل می‌توان یافت:
دروازه‌بان: 
در درون دروازه سید مهدی رحمتی تقریباً بی رقیب است و دلیلی هم برای جایگزین کردن او با گلرهای دیگر وجود ندارد. البته در این بین حقیقی استثناست. علیرضا حقیقی با توجه به سنش می‌تواند مرد اول دروازه ایران پس از بازنشستگی رحمتی باشد. اما حقیقی دو ضعف بزرگ دارد. یکی این که حاشیه را به فوتبال ترجیح می‌دهد (که از این جهت دنباله رو عابدزاده است)، دوم این که باید به او میدان داده شود تا در دیدارهای آسان و کم اهمیت ملی، تجربه کسب کند. نمونه‌ی بارزش می‌تواند دو دیدار آتی ایران مقابل مالدیو باشد.
دفاع میانی: 
دفاع میانی یکی از مطمئن‌ترین خطوط تیم ملی است. مدافعان باتجربه و گلزنی چون عقیلی و جلال حسینی، کسانی هستند که تیم ملی سال‌ها حسرت داشتنشان را می‌خورد. اما فراموش نکنیم که این بازیکنان همگی در حوالی سی سالگی هستند و سن بالای این بازیکنان گریبانگیر تیم ملی در جام جهانی خواهد شد. به عبارت دیگر نقطه قوت کنونی تیم ملی در آینده‌ای نزدیک، نقطه صعف آن خواهد شد. دفاع میانی از آن خطوطی است که امیدوارم تا سال 2014 بازیکنان جدیدی با این تخصص به سطح ملی برسند. در حال حاضر حنیف عمران‌زاده و تا حدودی فرشید طالبی شرایط سنی حضور در جام جهانی 2014 را دارند.
دفاع کناری: 
دو جناح چپ و راست دفاع تیم ملی برای چند سال آینده تأمین است. به خصوص جناح چپ که رقابت میان حاج‌صفی و علی‌عسگری برای تصاحب جناج چپ دفاع تیم ملی می‌تواند یادآور رقابت مهرداد میناوند و رضا شاهرودی در دهه‌ی هفتاد باشد. در دفاع راست اما وضعیت کعبی تا حدودی نا‌مشخص است. به آمار وی دوباره نگاه کنید. 25 ساله با 89 بازی ملی. هر چند که خیلی‌ها معتقند کعبی از آن دسته بازیکنانی است که با توجه به فیزیک بدنی‌اش صغر سنی گرفته و هم اینک در حوالی سی سالگی است. اما هر چه باشد، تجربه‌ای که او در تیم ملی دارد، از تمام مدافعان کنونی ایران بیشتر است.
هافبک میانی: هافبک میانی پست کلیدی هر تیمی است. درست مثل موتور یک ماشین که ممکن است هیچ زیبایی‌ای نداشته باشد ولی ماشین بدون آن از حرکت عاجز است. تیم ملی در این پست بازیکنان خوبی دارد. هر چند که این پست در چند سال اخیر در قبضه‌ی نکونام و تیموریان بوده است، اما دو هافبک خوش فکر اصفهانی (نویدکیا و حدادی‌فر) در کنار مبعلی می‌توانند این پست کلیدی را بیمه کنند.
هافبک کناری:
با این که مهدوی‌کیا از بازی ملی خداحافظی کرده است، اما معتقدم که او در 33 سالگی‌اش از خیلی بازیکنان جوان‌تر این پست بهتر است. مهدوی‌کیا اگر برگردد، می‌تواند عصای دست کوئیروش در درون زمین باشد. هر چند که بسیار نامحتمل است که او را برای جام جهانی 2014 داشته باشیم، اما مهدوی‌کیا از آن دسته بازیکنانی است که می‌تواند فصل آخر فوتبال ملی‌اش را با پایانی خوش بازنویسی کند. به جز او غلامرضا رضایی، مسعود شجاعی، میلاد زنیدپور، پژمان نوری، امیرحسین فشنگچی و مهرزاد معدنچی، همگی می‌توانند با تکنیک و سرعت خود دو بال خستگی ناپذیر به تیم ملی ایران هدیه دهند.
هافبک تهاجمی:
تقریباً نیمی از گل‌های تیم ملی در سال‌های اخیر از روی خلاقیت هافبک‌های تهاجمی تیم به ثمر رسیده است. پستی که در ده پانزده سال اخیر در اختیار خداداد عزیزی و علی کریمی بوده است و چه کسی می‌تواند منکر خدمات این دو نفر در تیم ملی باشد؟ علی کریمی هنوز مهره‌ای قابل اتکاست. اگر نبود تیم شالکه او را نمی‌خرید و او را در بازی حساس یک چهارم نهایی مقابل اینتر میلان به زمین نمی‌فرستاد. کریمی پارسال یک تنه استیل آذین را در لیگ برتر حفظ کرد. او هنوز هم می‌تواند رهبر ارکستر تهاجمی تیم ملی ایران باشد. اما مثل مهدوی‌کیا، حضور کریمی هم در جام جهانی 2014 بسیار ناممکن به نظر می‌رسد. محمدرضا خلعتبری، محمد نوری، محجتبی جباری و احمد جمشیدیان، چهار ستاره‌ی تیم‌های برتر لیگ برتر ایران هستند. هر چند که جباری بیشتر در حال مبارزه با مصدومیت‌های طولانی بوده است. به این نام مهدی دغاغله‌ی 21 ساله را هم اضافه کنید و به خاطر بسپارید. از او در آینده‌ای نزدیک بیشتر خواهیم شنید.
مهاجم:
از زمانی که علی پروین در خرداد ماه سال 1993 علی دایی را در جام اکو به تیم ملی دعوت کرد، تا سیزده سال بعد از آن (جام جهانی 2006)، علی دایی طلایه‌دار مهاجمان تیم ملی بود. آمار گلزنی او در تیم ملی تقریباً دست نیافتنی است. دایی در 149 بازی ملی، 109 بار برای تیم ملی گلزنی کرد. یعنی به عبارت دیگر او تقریباً در هر 4 دیدار ملی، 3 گل برای ایران زد. به همین دلیل بود که پس از خداحافظی او از فوتبال، هیچکس نتوانست جای او را پر کند. اما حالا پس از 5 سال که از خداحافظی علی دایی می‌گذرد، نسلی جدید از مهاجمان ایرانی به تیم ملی تزریق شده‌اند، که نوید بخش روزهایی خوب در خط آتش تیم ملی هستند.
در لیست بالا نام ده مهاجم آمده است، که به جز فرهاد مجیدی 33 ساله، همگی زیر 28 سال هستند. در واقع با نگاهی دوباره می‌توان دریافت که میانگین سنی نه بازیکن دیگر زیر 24 سال است! اما از نام مجیدی نمی‌توان به آسانی گذشت. فرهاد مجیدی بدون اغراق بهترین بازیکن سال گدشته فوتبال ایران بوده است. مجیدی هم مانند مهدوی‌کیا و کریمی می‌تواند مهره‌ای بی بدیل برای رساندن ایران به جام جهانی 2014 در برزیل باشد. در کنار او خوش آتیه‌ترین فوتبالیست جوان ایران، کریم انصاریفرد قرار دارد که شک نداشته باشید در آینده‌ای بسیار نزدیک او را در تیم‌های اروپایی خواهیم دید. آرش افشین 22 ساله هم دنباله روی راه انصاریفرد است. به این دو جوان نام مهرداد اولادی و میلاد میداوودی را هم باید اضافه کنیم که هر دوی آنها اگر تمرکزشان را بیشتر روی فوتبالشان بگذارند، انتخاب مهاجمان تیم ملی برای کوئیروش را بسیار سخت می‌کنند. دو جوان خوش آتیه دیگر هم در این خط منتظر شکوفایی هستند: محسن مسلمان 20 ساله و بختیار رحمانی 19 ساله.
×××
با توجه به موارد فوق و علی‌رغم هرج و مرج مدیریتی فوتبال ایران و مزاحمت‌های معلمین اخلاق اسلامی در فوتبال، این تیم با حضور سه ساله‌ی کوئیروش می‌تواند به موفقیتی فراتر صعود به جام جهانی بیندیشد.

پنجشنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۹

نیمه اول در اختیار کره خواهد بود و نیمه دوم در اختیار ایران


همانطور که پیش از شروع بازی‌ها پیش‌بینی کرده بودم، اردن و سوریه باعث حذف عربستان شدند، ایران با تیم بدون ستاره و یک دستش در گروه D اول شد، عراق، مدافع عنوان قهرمانی، برای صعود سختی کشید، کره‌شمالی هیچ حرفی برای گفتن نداشت و ژاپن، ایران و استرالیا کماکان سه شانس اول قهرمانی به شمار می‌روند.
و اما مسابقات یک چهارم نهایی از جمعه عصر به وقت تهران آغاز خواهد شد.

قطر - ژاپن
قطر که در روز اول بازی‌ها مقابل تیم استخوان دار ازبکستان حرفی برای گفتن نداشت، در دو بازی بعدیش مقابل چین و کویت با حمایت تماشاگرانش و هنر بازیکنان غیر بومی‌اش توانست دو برد خوب را به دست آورد تا برای اولین بار در تاریخ جام ملت‌های آسیا به مرحله یک چهارم نهایی برسد. اما من بعید می‌دانم قد و قواره قطر به ژاپن بخورد و احتمالاً ژاپنی برای جلوگیری از هرگونه غافلگیری طوری بازی می‌کنند که قطر مچاله شود.

ازبکستان - اردن
شاید ناخوانده‌ترین میهمانان این مرحله همین دو تیم باشند به همراه قطر. اما نوع فوتبالی که ازبکستان در سه دیدار نخست خود به نمایش گذاشت، بیانگر قدرت این تیم خوش قد و قامت است. اردن هم تیمی جنگنده نشان داد که بدون باخت از گروهی دشوار صعود کرد. اما پیش‌بینی من پیروزی ازبک‌ها در این دیدار فیزیکی است.

استرالیا - عراق
استرالیا هنوز خاطره تلخ جام ملت‌های 2007 را به یاد دارد. در واقع عراق پس از شکست دادن استرالیا در دور مقدماتی روحیه‌ای مضاعف پیدا کرد که منجر به قهرمانی آنان شد. اما داستان امسال متفاوت است. عراق دیگر آن تیم ناشناخته نیست و انگسزه و قدرت آنان هم کاهش یافته. استرالیا هم بعد از چند سال بازی در آسیا، حالا می‌داند چه نوع فوتبالی مقابل تیم‌های عربی باید بازی کند. نمونه‌اش بازی مقابل بحرین بود. استرالیا می‌تواند این دیدار را راحت ببرد ولی احتیاط زیاده از حد سرمربی این تیم منجر به یک پیروزی خفیف خواهد شد.

ایران - کره‌جنوبی
غیر قابل پیش‌بینی ترین بازی این مرحله بین ایران و کره‌جنوبی برگزار خواهد شد. کره‌جنوبی تیمی جوان، پر نفس و البته پر اشتباه نشان داده که در هر سه دیدارش شروعی طوفانی و پایانی متزلزل داشت. اگر شروع متزلزل و پایان طوفانی ایران در هر سه بازیش را نیز در نظر بگیریم، روشن می‌شود که نیمه اول در اختیار کره خواهد بود و نیمه دوم در اختیار ایران. ایران در این دوره با تمام ادوار گذشته یک فرق اساسی دارد و آن ستاره نداشتن است. یک روز غلامرضا رضایی، یک روز کریم انصاریفرد، یک روز اندرانیک تیموریان و یک روز پژمان نوری. اکثر بازیکنان تیم ملی امسال خوب هستند. اما ای کاش جواد نکونام و مسعود شجاعی که همیشه از بهترین‌ها بوده‌اند هم به جمع این خوب‌ها بپیوندند. اگر ایران اسیر اشتباهات بچه‌گانه همیشه در خط دفاع نشود و اگر از گرفتن اخطارهای بی‌مورد دوری کنیم، شکست کره دور از دست رس نخواهد بود.

جمعه، دی ۱۷، ۱۳۸۹

ایران یکی از سه بخت قهرمانی پانزدهمین جام ملت‌های آسیا



امشب با دیدار قطر و ازبکستان، پانزدهمین دوره مسابقات جام ملت‌های آسیا در دوحه، پایتخت قطر، آغاز خواهد شد. در این مسابقات شانزده تیم در چهار گروه چهار تیمی به مصاف هم خواهند رفت و طبق معمول غول‌های آسیا تنها مدعیان قهرمانی هستند.

گروه A: قطر – ازبکستان – چین – کویت
این گروه مجهولات بسیاری دارد. در حالی که هیچ کدام از این چهار تیم مدعی قهرمانی به شمار نمی‌روند، همگی از شانس صعود تقریباً یکسانی برخوردارند. در حالی که پیش‌بینی دو تیم صعود کننده از این گروه کار واقعاً دشواری به نظر می‌رسد، پیش‌بینی حذف هر دو تیم صعود کننده از این گروه در دور بعد کار چندان دشواری نیست.

گروه B: ژاپن – عربستان – اردن – سوریه
علی‌رغم این که بازی‌ها در خاور میانه برگزار می‌شود و سابقه نشان داده که داوری‌ها در این منطقه به نفع تیم‌‌های عربی خواهد بود، صعود ژاپن از این گروه به عنوان تیم نخست بسیار محتمل است. به خصوص که عربستان خیلی از روزهای خوبش در فوتبال آسیا دور شده. اردن و سوریه هر دو تیم‌هایی هستند که در عین حالی که بختی برای قهرمانی نخواهند داشت، ولی ممکن است باعث حذف عربستان از این جام شوند. اگر عربستان نتواند از این گروه صعود کند، آن‌گاه تیم نخست صعود کننده از گروه A نیز شانس حضور در نیمه نهایی پانزدهمین جام ملت‌های آسیا را خواهد داشت.

گروه C: کره‌جنوبی – استرالیا – بحرین – هند
روشن‌ترین گروه این دوره از مسابقات، همین گروه است. در واقع جنگ استرالیا و کره بر سر اول شدن در این گروه است، چرا که هیچ کدام از این دو تیم خاطره خوشی از بازی با ایران (سرگروه احتمالی گروه D) ندارند و ترجیح می‌دهند در مرحله یک چهارم نهایی با تیم دوم گروه D روبرو شوند. مگر این که ایران در همان دو بازی اول نشان دهد که توان سرگروه شدن را ندارد. در این میان نباید از بحرین غافل شد. بحرین علی‌رغم افتی که اخیراً داشته، ممکن است بتواند مزاحم کره جوان یا استرالیای مغرور شود.
هند را می‌توان شگفت ساز این دوره از رقابت‌ها قلمداد کرد. چرا که آخرین بار هندی‌ها 27 سال قبل توانسته بودند به این مرحله از فوتبال آسیا برسند. البته معنی این حضور صرفاً قدرت هند نیست. چرا که هندی‌ها با استفاده از سهمیه قهرمانی درChallenge Cup 2008 که در زمین خودشان برگزار شد، پا به این مسابقات می‌گذارند. هند در آن مسابقات با افغانستان، تاجیکستان و ترکمنستان هم گروه بود که از میان این سه تیم فقط ترکمنستان در حد و اندازه‌های هند است. هند با شکست دادن افغانستان و ترکمنستان و تساوی مقابل تاجیکستان به نیمه نهایی صعود کرد و در آنجا میانمار را شکست داد تا در فینال دوباره حریف تاجیکستان شود و با غلبه بر این تیم سهمیه حضور در جام ملت‌های آسیا را به دست آورد.

گروه D: ایران – عراق – کره‌شمالی – امارات
هر چهار تیم بخت صعود دارند، ولی در این میان ایران بیشترین بخت و کره‌شمالی کم‌ترین بخت صعود را دارند. عراق مدافع عنوان قهرمانی افت محسوسی در چند سال اخیر داشته و به جای دفاع از قهرمانی‌اش، بیشتر باید به فکر صعود از گروه خود باشد. امارات بر عکس عراق، دوران افت را پشت سر گذاشته و با بازیکنانی جوان پا به این مسابقات گذاشته است. فراموش نکنیم که جوانان اماراتی در مسابقات جام جهانی نوجوانان 2009 از گروه خود صعود کرده بودند و در همان سال به یک چهارم نهایی جام جهانی جوانان رسیده بودند. اماراتی‌ها چند ماه قبل هم در بازی‌های آسیایی گوانگجو با تیم زیر 23 سالشان به مقام نایب قهرمانی رسیدند. کره‌شمالی بر عکس ظاهر غلط اندازش (حضور در جام جهانی 2010) همانند یک طبل تو خالی است.
اما ایران، اما ایران و اما ایران. حکایت ایران، حکایت غریبی نیست. تیمی که از لحاظ رکورد و نتایج کسب کرده در جام ملت‌های آسیا برترین تیم آسیا به شمار می‌رود.

نگاهی به آمار ایران بیندازید:
یازده دوره حضور، 54 بازی، 31 برد، 17 تساوی و 6 باخت. 106 گل زده و 40 گل خورده.
رکورددار قهرمانی 3 بار همراه با ژاپن و عربستان، بیشترین حضور 11 بار همراه با کره‌جنوبی، بیشترین تعداد بازی (کره‌جنوبی با 50 بازی دوم است)، بیشترین برد (کره‌جنوبی با 23 برد دوم است)، بیشترین میانگین پیروزی 57 درصد (ژاپن با 55% دوم است)، کم‌ترین میانگین باخت 11 درصد (پس از اردن که تنها یک بار حضور در جام ملت‌ها داشته و آن هم با یک برد و چهار تساوی به پایان رسانده)، بیشترین گل زده (کره‌جنوبی با 79 گل زده دوم است)، بیشترین میانگین گل زده 2 گل در هر بازی (پس از اسرئیل با 2.2 گل زده در هر بازی) و کمترین میانگین گل خورده 0.7 در هر بازی (پس از اردن با 0.5 گل خورده در هر بازی).

اما آخرین حضور ایران در فینال جام ملت‌ها بر می‌گردد به 35 سال پیش!
امسال هم اکثر کارشناسان فوتبال ایران، امیدی به قهرمانی این تیم ندارند، اما من دارم.
تیم امسال ستاره ندارد و این خیلی مهم است. تیم امسال با مهدی رحمتی، در درون دروازه بسیار مطمئن‌تر از سه چهار دوره‌ی گذشته خواهد بود. ترکیب سید جلال حسینی و هادی عقیلی در قلب دفاع. حضور خسرو حیدری در دفاع راست. داشتن جواد نکونام، پژمان نوری و محمد نوری در میانه میدان، غلامرضا رضایی، مسعود شجاعی و کریم انصاریفرد در خط حمله، ترکیب ایده‌آلی را تشکیل می‌دهد که البته دو نقص دارد. اول نداشتن یک دفاع چپ مطمئن که احتمالاً محمد نصرتی در این پست به میدان خواهد رفت و دوم نداشتن یک تصمیم گیرنده خوب روی نیمکت. دانش افشین قطبی برای آنالیز کردن حریفان آسیایی کفایت می‌کند، اما تاریخچه مربیگری او نشان داده که در چینش مهره تبحر لازم را ندارد و به ویژه تعویض‌هایش در جریان بازی معمولاً تأثیر در روند تیمی ندارد.
با تمام این موارد، من هنوز هم ایران را بخت سوم قهرمانی این دوره پس از استرالیا و ژاپن می‌دانم. استرالیا با سرمربی آلمانی‌اش که دستیار فرانتس بکن‌باور در تیم ملی آلمان (جام جهانی 1990) بوده است، خطر بزرگی برای همه تیم‌هاست. ژاپن مدعی بزرگ سال‌های جام ملت‌های آسیا دیگر بخت قهرمانی در کنار ایران و استرالیاست. پس از این سه تیم کره‌جنوبی است که تیمی بسیار جوان را به سان گذشته روانه این مسابقات کرده تا برای جام جهانی 2014 آبدیده شوند. اما همین تیم جوان هم می‌تواند به قهرمانی در آسیا چشم داشته باشد.
به نظر من ایران از گروه خود می‌تواند صعود کند ولی صرف نظر از حریف مرحله یک چهارم نهایی (احتمالاً استرالیا یا کره ‌جنوبی)، برای عدم تقابل با ژاپن در نیمه نهایی این دوره، اول شدن در گروه D برای ایران بسیار حیاتی خواهد بود.

جمعه، شهریور ۱۲، ۱۳۸۹

فولاد و نفت تهران شگفتی سازان لیگ دهم تاکنون

نمای کلی:
هفت هفته آغازین دهمین دوره لیگ برتر ایران فصل 90-1389 در 33 روز میانی تابستان امسال برگزار شد! از هفته اول (4 مرداد) تا پایان هفته هفتم (6 شهریور) در 63 دیدار برگزار شده 164 گل به ثمر رسید. در این بین نتیجه 30 درصد بازی‌ها تساوی بود. پرگل‌ترین دیدار را صبا و شهرداری تبریز برگزار کردند که با تساوی 4-4 به پایان رسید و بهترین پیروزی را تاکنون پنج تیم متفاوت به دست آورده‌اند:

استیل‌‌آذین تهران 3 پاس همدان 0 هفته دوم
نفت تهران 0 فولاد خوزستان 3 هفته چهارم
صبا قم 5 راه‌آهن شهرری 2 هفته چهارم
مس کرمان 5 شهرداری تبریز 2 هفته چهارم
استقلال تهران 3 پیکان قزوین 0 هفته پنجم

هیچ تیم بدون برد و بدون باختی در جدول وجود ندارد و در واقع تنها 0 جدول مقابل نام نفت آبادان قرار دارد که آن هم نشان دهنده نداشتن نتیجه تساوی برای آبادانی‌های تازه بازگشته به لیگ برتر است.



بررسی بالای جدول:
در حالیکه از ابتدای فصل پنج تیم سپاهان، ذوب‌آهن، پرسپولیس، استقلال و استیل‌آذین مدعی قهرمانی به شمار می‌آمدند؛ در حال حاضر سه تیم ذوب‌آهن، پرسپولیس و استقلال با قرار گرفتن در رده‌های اول تا سوم جدول رده‌بندی، آغاز خوبی داشته‌اند. اما دو تیم متمول و پر امید سپاهان و استیل‌آذین، تاکنون نتوانسته‌اند در حد انتظار نتیجه بگیرند. نکته جالب اینجاست که ذوب‌آهن با اختلاف امتیازی که امسال نسبت به رقیب همشهری‌اش، سپاهان کسب کرده است، توانسته در
جدول تمام ده دوره لیگ برتر هم از سپاهان پیش بیفتد.

ذوب‌آهن که همواره در سال‌های اخیر از مدعیان قهرمانی به شمار رفته ولی هرگز قهرمان لیگ برتر ایران نشده است، امسال هم با حفظ اسکلت اصلی تیم و کادر مربیگیری‌اش، تیمی با ثبات نشان داده است. البته ذوب‌آهن مهره مؤثری چون حسن اشجاری را از دست داده، اما هنوز خلأ این بازیکن را احساس نکرده است. یکی مشکلات ذوب‌آهن حضور در مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان آسیاست که به نوعی ته مانده رقابت‌های سال گذشته محسوب می‌شود! ذوب‌آهن روزهای 24 و 31 شهریور دو دیدار نفس‌گیر با قهرمان دوره قبل این بازی‌ها، پوهانگ استیلرز کره‌جنوبی خواهد داشت که مسلماً باعث خستگی بازیکنان این تیم خواهد شد. جدا از خستگی، برد احتمالی در مجموع این دو دیدار منجر به برگزاری حداقل دو دیدار دیگر در مهر ماه خواهد شد که باز هم فشار مضاعفی بر بدن بازیکنان ذوب‌آهن خواهد بود. اما باخت احتمالی هم می‌تواند اثرات مخرب روحی خود را بر روی تیم بر جای بگذارد.

داستان پرسپولیس، داستان دیگری است. من قبلاً بارها در مورد حس پیروزی جویانه علی دایی نوشته بودم و معتقد هستم دایی با القای همین حس به بازیکنانش توانسته پس از نزدیک به سه سال بار دیگر پرسپولیس را به صدر جدول لیگ برتر برساند. هر چند که این صدرنشینی تنها پنج روز دوام آورد ولی مطمئن باشید، پرسپولیس امسال از بخت بالایی برای قهرمانی برخوردار است. برعکس ذوب‌آهن که تنها به خاطر یک گل خورده کمتر بالاتر از پرسپولیس ایستاده، قرمز پوشان پایتخت حداقل تا آغاز دیدارهای جام حذفی تمام حواسشان معطوف به لیگ برتر خواهد بود و همین امر می‌تواند، بار دیگر پرسپولیس را به صدر جدول برساند.

به اعتقاد من، استقلال رقیب سنتی پرسپولیس، علی‌رغم این که در 7 دیدار اول فصل با کسب 12 امتیاز، 4 امتیاز از صدر جدول عقب افتاده، ولی عملکرد بهتری نسبت به پرسپولیس و حتی ذوب‌آهن داشته است. چرا که آبی پوشان تهرانی 2 دیدار از 7 دیدارشان را مقابل سپاهان و استیل‌آذین برگزار کرده‌اند و از این 2 دیدار دشوار، 4 امتیاز گرفته است. این در حالی است که پرسپولیس هنوز با هیچ‌کدام از غول‌های لیگ امسال روبرو نشده است و اولین دیدار دشوار آنان مقابل استقلال در هفته یازدهم خواهد بود.

اما سپاهان، مدافع عنوان قهرمانی، پس از اینکه سه دیدار نخست را با تساوی به پایان رساند، در چهار هفته پس از آن، به طور تناوبی و یک در میان بازی‌هایش را برده و باخته است. سپاهان در حال حاضر با 9 امتیاز در رده دهم جدول رده‌بندی قرار دارد. قلعه‌نوعی برای حفظ شغلش هم که شده باید هر چه سریع‌تر تیمش را جمع و جور کند و بار دیگر به جمع مدعیان بالای جدول بپیوندد. دو دیدار نسبتاً آسان مقابل دو تازه وارد لیگ برتر، شهرداری تبریز و نفت تهران در دو هفته آتی، می‌تواند 6 امتیاز شیرین را برای تیم بحران زده اصفهانی به ارمغان بیاورد. هر چند که نفت تهران در هفت هفته آغازین لیگ نشان داده که استاد گرفتن تساوی است و برای اثبات این امر استیل‌آذین و استقلال را قربانی کرده است.

استیل‌آذین را به نوعی می‌توان پر سر و صداترین تیم لیگ امسال به حساب آورد. حضور علی کریمی در یک تیم برای سر و صدای زیاد کافی است! نیست؟ استیل‌آذین که شروع نسبتاً خوبی داشت و دو برد پیاپی مقابل فولاد و پاس به دست آورد، در پنج هفته متوالی پس از آن رنگ برد را ندیده است که البته سه هفته آخرش را می‌توان ناشی از برخورد پاسدار مؤابانه مصطفی آجرلو در قبال روزه‌خواری علی کریمی دانست. آخرین اخبار حاکی از آن بوده است که آجرلو از سمت خود استعفا داده است که این می‌تواند خبر خوشی برای مجموعه تیم استیل‌آذین باشد. اگر استیل‌آذین قافیه قهرمانی را تا حوالی اسفند ماه (هفته 26 یا 27) نبازد، آن‌گاه با توجه به درگیر شدن ذوب‌آهن، سپاهان، پرسپولیس و احتمالاً استقلال در لیگ قهرمانان آسیا، استیل‌آذین از شانس خوبی برای سبقت گرفتن از سایر رقبا برخوردار خواهد بود.

مقایسه با
فصل قبل:
اولین نکته این است که فصل قبل هفت هفته اول در هفت هفته برگزار شده بود و امسال در پنج هفته! اما فارغ از این مسأله، فصل قبل هم صدرنشین لیگ در هفته هفتم، 16 امتیازی بود. پیکان تیمی که در حاضر، تحت هدایت محمد احمدزاده، با 7 امتیاز پانزدهم است؛ فصل گذشته با سرمربیگری حمید درخشان با 16 امتیاز صدرنشین بود! استقلال که به همراه پرسپولیس و مقاوت سپاسی فصل گذشته هنوز طعم تلخ باخت را تا انتهای هفته هفتم نچشیده بود، با 15 امتیاز دوم بود. در واقع فارغ از دیدارهای برگزار شده تا پایان هفته هفتم، استقلال مرفاوی، بهتر از استقلال مظلومی نتیجه گرفته بود. ذوب‌آهن طبق معمول سایه‌اش بر صدر جدول بود و با 14 امتیاز (2 امتیاز کمتر از امسال) سوم بود. سپاهان که در نهایت قهرمان شد، در شرایطی بسیار مشابه شرایط کنونی‌اش بود. تنها به جای 2 برد، 3 تساوی و 2 باخت امسال، با 3 برد، 2 تساوی و 2 باخت، 11 امتیازی بود و در رده ششم. پرسپولیس هم پارسال در این مقطع با 11 امتیاز (5 امتیاز کمتر از امسال) هفتم بود. در کل نسبت به فصل قبل در هفته هفتم، پاس از رده 18 به رده 6 صعود کرده که بهترین پیشرفت بوده است. ضمن آنکه استیل‌آذین، شاهین بوشهر و ملوان بدون تغییر نسبت به فصل قبل در رده‌های نهم، سیزدهم و یازدهم قرار دارند.

بازی‌های خانگی:
در بازی‌های خانگی، پرسپولیس با سه برد در سه بازی بهترین تیم بوده است و پس این تیم ذوب‌‌آهن و صبا قرار دارند.



بازی‌های خارج از خانه:
فولاد خوزستان با شکست دادن دو تیم استقلال و نفت تهران در خانه حریف، ضمن کسب عنوان بهترین تیم خارج از خانه تاکنون، تنها شکست دو تیم مذکور را نیز رقم زده است.



سایر
ترین‌ها:
طولانی‌ترین روند بدون شکست متوالی: پرسپولیس، ذوب‌آهن، استیل‌آذین و استقلال، 5 دیدار متوالی
طولانی‌ترین روند پیروزی متوالی: پرسپولیس 4 برد پیاپی
طولانی‌ترین روند بدون پیروزی: استیل‌آذین، پیکان، نفت تهران و راه‌آهن، 5 دیدار متوالی
طولانی‌ترین روند باخت متوالی: راه‌آهن 4 باخت پیاپی
طولانی‌ترین رکورد گل نخوردن در دیدارهای متوالی: تراکتورسازی، 3 دیدار متوالی
تیم‌هایی که در تمام دیدارهایشان گل زده‌اند: پرسپولیس، ذوب‌آهن، شهرداری تبریز
طولانی‌ترین رکورد گل نزدن در دیدارهای متوالی: شاهین بوشهر 3 دیدار

سه‌شنبه، تیر ۲۹، ۱۳۸۹

پنج تیم بالای جدول لیگ نهم، مدعیان لیگ دهم هم هستند

در حالی که حدوداً یک هفته به آغاز دهمین دوره لیگ برتر باقی مانده است، اکثر تیم‌ها هنوز در حال بستن تیم خود هستند. این مسأله از یک طرف به شروع زود هنگام لیگ دهم مربوط می‌شود و از طرف دیگر به بلاتکلیفی برخی از تیم‌ها.

نمای عمومی لیگ دهم بیانگر این است که پنج تیم مدعی قهرمانی این دوره خواهند بود. سپاهان و ذوب‌آهن اصفهان، پرسپولیس و استقلال به علاوه استیل‌آذین. در واقع لیست مدعیان را تیم‌های اول تا پنجم دوره قبل تشکیل می‌دهند که این موضوع نشان‌دهنده خروج فوتبال ایران از حالت دو قطبی سالیان دور و ورود آن به یک پنج ضلعی قدرت است.

سپاهان همانند فصل گذشته بالاترین بخت را برای قهرمانی در لیگ برتر دارد. مجموعه سپاهان، کامل‌ترین و بهترین ترکیب در بین باشگاه‌های ایرانی است. مدیریت بُرّا و با نفوذ، عدم مشکل مالی، حمایت تماشاگر، بازیکنان خوب در تمامی پست‌ها و از همه مهم‌تر حضور سرمربی‌ای که حالا هیچ‌کس با او به چیزی کمتر از قهرمانی فکر نمی‌کند. سپاهان که فصل گذشته در برخی پست‌ها ضعف داشت با به خدمت گرفتن بال چپ و راست استقلال (هاشم بیگ‌زاده و خسرو حیدری) و فابیو جانواریو، عملاً استقلال را خلع سلاح کرد تا قلعه‌نوعی با یک تیر دو نشان زده باشد. اما خرید‌های قهرمان لیگ به این سه نفر منتهی نشد. دو مهره برگشت خورده ایرانی از لیگ امارات (جواد کاظمیان و رضا عنایتی) هم به زردپوشان اصفهان ملحق شدند که هر دو از انگیزه‌هایی بالای برخوردارند. کاظمیان که سال‌ها زیر سایه مهدوی‌کیا مجبور بود تنها از روی نیمکت تیم ملی نظاره‌گر بازی‌های ایران باشد، پس از خداحافظی مهدوی‌کیا هم نتوانست به مهره ثابت تیم ملی تبدیل شود و دلیل آن هم خسرو حیدری بود. حالا به نظر می‌رسد، کاظمیان ترجیح داده که رقابت با حیدری را به عرصه باشگاهی بکشاند تا شاید از همین جا به تیم ملی برسد. البته در این میان، هنر بازی‌گیری قلعه‌نوعی از این دو نفر می‌تواند تضمین کننده حضور توأم این دو مهره با ارزش در سپاهان و تیم ملی باشد. عنایتی هم که فصل قبل بعد از حضور کم فروغش در استقلال به امارات بازگشت، حالا با انگیزه‌ای مضاعف به ایران بازگشته تا زیر نظر مربی مورد علاقه‌اش، بار دیگر آقای لیگ ایران شود. به نظر می‌رسد قلعه‌نوعی اعتماد چندانی به میلوراد جانیوس مهاجم صربی که جانشین عمادرضا شده ندارد. از طرفی بی‌نظمی‌های ابرهیم توره هم مزید بر علت شده تا قلعه‌نوعی به مهاجم 33 ساله مشهدی روی خوش نشان دهد. سپاهان از نظر قرعه هفته‌های آغازین، بسیار خوش شانس بوده است. راه‌آهن، ملوان، فولاد و شاهین بوشهر، چهار حریف نخست سپاهان هستند، اما این تیم در هفته پنجم و در فولاد شهر میهمان ذوب‌آهن است.

ذوب‌آهن دیگر تیم اصفهانی برعکس سپاهان و همانند سال‌های گذشته در فصل نقل و انتقالات بسیار کم هیاهو ظاهر شده است. ذوبی‌ها امسال با برگرداندن بهترین گلزن تاریخ باشگاهشان در لیگ برتر (مهدی رجب‌زاده) به تیم و اضافه کردن جلال رافخایی از ملوان، به قدرت تهاجمی خود افزوده‌اند. اما از سوی دیگر با از دست دادن حسن اشجاری که به اعتقاد من بهترین دفاع چپ ایران در حال حاضر می‌باشد، در این پست به مشکل بر خواهند خورد. هر چند که منصور ابراهیم‌زاده نشان داده که همیشه حرفی برای گفتن دارد و امسال هم این موضوع تکرار خواهد شد. ذوب‌آهن با قرعه نسبتاً مناسبی برای شروع لیگ روبرو شده است. دیدار خانگی مقابل پیکان می‌تواند اولین برد خانگی را نیز در پی داشته باشد. هر چند دیدار هفته سوم مقابل استقلال در اصفهان حکم یک فینال زودرس را دارد. ذوب‌آهن همانطور که پیشتر عنوان کردم، در هفته پنجم هم پذیرای سپاهان است که دیداری بسیار حساس خواهد بود.

استقلال پر تغییرترین تیم لیگ در تعطیلات امسال بود. از مدیر عامل تا کادر فنی و بازیکنان، همگی دستخوش تغییر شدند. حالا علی فتح‌الله زاده در رأس باشگاه است که ترجیح داده با پرویز مظلومی و بهتاش فریبا تیمش را روانه لیگ دهم کند. استقلال که بازیکنان کلیدی تیمش را (شاید به دلیل بی‌مدیر بودن) از دست داد، در باغ بهشت را به روی بازیکنان برزیلی گشود تا معلوم شود پرویز مظلومی به عنوان یک آبادانی ارادت خاصی به فوتبال برزیل دارد. اندرسون ریکاردو دوس سانتوز (اندرسون) مهاجم خوش قد و قامت و برزیلی که فصل گذشته در تیم اف سی سئول کره بازی می‌کرد؛ فیلیپه آلوز دسوزا هافبک دفاعی فصل گذشته ملوان و آنره لوئیز دی اولیویه‌را رگاتیه‌ری (آندره لوئیز) مدافع-هافبک راست همگی با نظر پرویز مظلومی به استقلال پیوستند. اگر به این جمع میلاد میداوودی و ایمان مبعلی را هم اضافه کنیم، جمع خوزستانی‌های استقلال هم جمع می‌شود. جلال شیرزاد یک دفاع چپ مطمئن است که قابلیت‌های تهاجمی هم دارد. شیرزاد می‌تواند عصای دست مظلومی باشد و بار تهاجمی استقلال را از جناح راست و در غیاب خسرو حیدری به جناح چپ بکشاند و جای خالی هاشم بیگ‌زاده را هم پر کند. فرزاد آشوبی هم از مس به استقلال پیوست که رقابت سختی با ایمان مبعلی و دسوزا برای پر کردن جای حسین کاظمی خواهد داشت. مجتبی جباری هم پس از یک سال دست و پنجه نرم کردن با مصدومیت، امسال آماده است تا به تیم خود خدمت کند. با نگاهی به لیست استقلال متوجه ترافیک بازیکن در خط میانی می‌شویم و اگر مصدومیت سید صالحی در خط حمله را در نظر بگیریم که اقلاً تا نیم فصل قادر به بازی کردن نخواهد بود، دست مظلومی در انتخاب فورواردهایش بسته است. آرش برهانی و فرهاد مجیدی تنها گزینه‌های باقی مانده خواهند بود. استقلال دو هفته آغازین را با دو بازی نسبتاً آسان شروع خواهد کرد. شهرداری تبریز و فولاد. اما دیدار هفته سوم و چهارم مقابل ذوب‌آهن و استیل‌آذین برای استقلال بسیار حساس خواهد بود.

پرسپولیس که فصل گذشته بسیار پر نوسان بود، در نهایت با قهرمانی در جام حذفی توانست بار دیگر به آسیا بازگردد. اما امسال هواداران پرطرفدارترین تیم ایران به هیچ چیز جز قهرمانی در لیگ برتر رضایت نمی‌دهند. امسل دیگر دایی خودش بازیکنان را انتخاب کرده، تیم را دوبار به اردو برده و مهدی تارتار را هم به عنوان دستیار خودش برگزیده تا تیم را قهرمان کند. پرسپولیس 6 بازیکن مطرح ایرانی و یک جوان بورکینافاسویی را به تیم خود اضافه کرده، که یکی دو نفر از این بازیکنان در زمره بازیکنان برتر لیگ نهم قرار داشتند. محمد نوری بازیکن کرمانشاهی پرسپولیس که سه فصل رؤیایی را در صبا سپری کرد و از همانجا هم به تیم ملی رسید، حالا برای اثبات شایستگی‌هایش به پرسپولیس آمده. مازیار زارع یکی دیگر از دیپورت شده ایرانی فوتبال امارات، به تیم سابقش پرسپولیس بازگشته ولی تاکنون در دیدارهای پیش از فصل چنگی به دل نزده است. رحمان احمدی دروازه‌بان ذخیره فصل پیش سپاهان برای رسیدن به تیم به پرسپولیس پیوست تا میثاق معمارزاده را از تیم فراری دهد و به فولاد هدایتش کند. علیرضا نورمحمدی مدافعی که 7 سال در تیم‌های آهنی (ذوب‌آهن و راه‌آهن) با کوله‌باری از تجربه در 29 سالگی به پرسپولیس پیوسته ولی آیا او موفق می‌شود جای خالی افشین پیروانی در چند سال اخیر را پر کند؟ امیرحسین فشنگچی چپ پای 23 ساله فصل گذشته صبا هم با پیوستن به پرسپولیس به نظر می‌رسد به طور ثابت در بازی‌های پرسپولیس حضور داشته باشد. غلامرضا رضایی که فصل گذشته با زدن 7 گل در 17 بازی برای فولاد چشمان همه را خیره کرده بود هم با پیوستن به پرسپولیس ارادتش را به دایی نشان داد و دایی هم امیدوار است که سرعت او در کنار مهارت‌های هروه اوساله به کار پرسپولیس بیاید. اما بهترین خرید امسال پرسپولیس به نظر من هروه اوساله مهاجم 22 ساله بورکینافاسویی است. بورکینافاسو (به خاطر اسمش احتمالاً) در زبان محاوره ما مکانی بوده برای نشان دادن بی اهمیت بودن و دور بودن جایی یا شخصی. اما شاید بد نباشد بدانیم که فوتبال بورکینافاسو در آفریقا هشتم است و در دنیا چهل و پنجم. درست است که فوتبال این کشور به اندازه همسایگانش (غنا و ساحل عاج) در دنیا مطرح نیست، اما سطح فوتبالش از سطح فوتبال ما بالاتر است. هروه اوساله 22 ساله هم علی‌رغم سن کمش در تیم ملی این کشور بازی کرده. اگر او بتواند زیر نظر علی دایی درست آموزش ببیند، با توجه به قد و قامتش می‌تواند خط آتش پرسپولیس را بیمه کند. پرسپولیس در هفته‌های آغازین لیگ قرعه چندان آسانی ندارد، اما اولین حریف قلدر این تیم رقیب سنتی‌اش استقلال خواهد بود که در هفته یازدهم با آن روبرو می‌شود. در واقع با این که پرسپولیس باید در هفته اول به مصاف تراکتورسازی برود و هفته دوم و چهارم به ترتیب میهمان صبا و نفت آبادان است، که این دیدارها ساده نیستند ولی ده دیدار اول این تیم با تیم‌هایی است که مدعی قهرمانی نیستند و برگزاری 6 دیدار از آن در ورزشگاه آزادی، این شانس را به شاگردان علی دایی می‌دهد تا شروعی رؤیایی در لیگ دهم داشته باشند.

استیل‌آذین بی ریشه‌ترین تیم لیگ دهم است که با تزریق پول حسین هدایتی به یکی از بخت‌های قهرمانی تبدیل شده است. به این نام‌ها توجه کنید: علی کریمی، مهدی مهدوی‌کیا، فریدون زندی، حسین کعبی، امیر شاپورزاده، حسن اشجاری، میلاد زنیدپور، حسین کاظمی، مهرزاد معدنچی و سیاوش اکبرپور. این بازیکنان خودشان یک تیم ملی هستند! تنها نقطه ضعف استیل‌آذین دروازه‌بان و دفاع میانی است که می‌تواند پاشنه آشیل این تیم باشد. اما نکته‌ای که نباید از کنار آن به سادگی گذشت، سرمربی این تیم است. بیلشا تومباکوویچ پس از تومیسلاو ایویچ، بهترین مربی‌ایست که در دو دهه اخیر به ایران آمده. اگر مدیران استیل‌آذین صبور باشند و وقت کافی به او بدهند، نه تنها استیل‌آذین بلکه کل فوتبال ایران از حضور او سود خواهد برد. تومباکوویج در دو مقطع و از سال 1992 تا 1999 و 2000 تا 2002، 6 بار با پارتیزان بلگراد قهرمان لیگ فوتبال یوگسلاوی شده است. پس از آن و از سال 2004 تا 2009 در چین، با تیم شنگدونگ لوننگ 3 بار قهرمان جام حذفی و 2 بار قهرمان لیگ چین شده است. به این‌ها یک مقام دومی و سومی را هم اضافه کنید تا متوجه شوید که قلعه‌نوعی اسال یک رقیب سرسخت برای قهرمانی در لیگ برتر دارد! استیل‌آذین هم مانند پرسپولیس از قرعه مناسبی برای شروع برخوردار است. تنها بازی دشوار رئال مادرید این روزهای فوتبال ایران در هفته‌های آغازین مقابل استقلال (هفته سوم) است.

سایر تیم‌های لیگ امسال شرایطی نسبتاً یکسان دارند و فقط در این بین وضع نفت آبادان فرق دارد. تمام تیم‌های لیگ برتر به جز نفت آبادان پس از پایان بازی‌های فصل قبل، مدتی به استراحت پرداختند و دوباره با بدنسازی برای فصل جدید آغاز کرده‌اند که منطقی هم به نظر می‌رسد. اما نفت آبادان تا هفته گذشته در گیر صعود به لیگ برتر بوده و عملاً زمانی برای استراحت نداشته. به همین دلیل معتقدم که نفت آبادان در هفته‌های آغازین لیگ دهم تیمی آماده خواهد داشت (چون بازیکنان هنوز بدن‌های تراشیده‌ای دارند) اما هر چه از زمان بازی‌ها بگذرد، این تیم تحلیل می‌رود و در هفته‌های پایانی نیم فصل به شدت به مشکل بر می‌خورد. سابقه نفت آبادان در سال‌های اخیر نشان داده که یکی از پر حاشیه‌ترین تیم‌های لیگ است. تماشاگران این با این که بسیار پر شور هستند، بی طاقت هم هستند. در این میان آکاچیو آلفردو کازیمرو، مربی پرتقالی نفت آبادان که سابقه چند سال حضور در این تیم را دارد، بهتر از هر کسی می‌داند که چند هفته بد نتیجه گرفتن در لیگ برتر منجر به اخراج او خواهد شد.

به هر حال و با توجه به جمیع موارد، بعید می‌دانم پنج تیم بالای جدول نسبت به فصل قبل تغییر کند. به عبارت دیگر و به ترتیب سپاهان، پرسپولیس، استیل‌آذین، استقلال و ذوب‌آهن بخت‌های قهرمانی هستند. تراکتورسازی، صبا، فولاد و مس هم احتمالاً در نیمه بالای جدول خواهند بود. اما در پائین جدول رقابت بسیار تنگاتنگ خواهد بود. در بین تیم‌هایی که ممکن است سقوط کنند، به ترتیب نفت تهران، ملوان، شهرداری، شاهین، پاس و نفت آبادان شش تیمی هستند که احتمالاً بیش از دیگران در معرض سقوط خواهند بود.

دوشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۸۹

نقدی بر برنامه ارائه شده برای لیگ برتر و ساعت بازی‌ها

سوت آغاز دهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران دوشنبه هفته آینده به صدا در خواهد آمد و این بار بر خلاف ادوار گذشته، برنامه حدودی تمام 34 هفته لیگ پیش از آغاز بازی‌ها اعلام شده است. در واقع این بهترین و بزرگ‌ترین پیش‌رفت مدیریتی در لیگ دهم بوده است.

سال فوتبالی 90-1389، سال بسیار پر ترافیکی برای فدراسیون فوتبال ایران خواهد بود. برگزاری لیگ فوتبال، جام حذفی و فصل 11-2010 لیگ قهرمانان آسیا (سپاهان، ذوب‌آهن، استقلال و پرسپولیس) و حضور ذوب‌آهن در مرحله 4/1 نهایی لیگ قهرمانان آسیا فصل 10-2009 و شاید نیمه نهایی و فینال بازی‌ها؛ توأم با جام ملت‌های آسیا در دوحه (دی و بهمن 1389)، حضور تیم المپیک در مسابقات انتخابی المپیک 2012 لندن، برگزاری دیدارهای دوستانه با اوکراین (20 مرداد)، چین (12 شهریور)، کره‌جنوبی (16 شهریور)، گنجانده شدن 5 دیدار احتمالی دیگر در روز بازی‌های ملی (FIFA Day)، مسابقات مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل (فروردین و خرداد 1390) و برگزاری 5 اردوی ملی در فاصله 4 ماهه شهریور تا دی؛ همگی نشان دهنده شلوغی بیش از پیش تقویم فدراسیون فوتبال هستند.

با این اوصاف فدراسیون (سازمان لیگ) با تعیین کردن زمان حدودی برگزرای 34 هفته لیگ به علاوه بازی‌های جام حذفی، قدم بسیار محکمی در راستای سالی هدفمند در عرصه فوتبال برداشته که پیش از سابقه نداشته است.

اما روی دیگر سکه زمان دقیق برگزاری بازی‌های دهمین دوره لیگ برتر است که خالی از ایراد نیست. با نگاهی ساده به تقویم لیگ برتر، متوجه می‌شویم که 14 هفته از 34 هفته لیگ در روزهای وسط هفته برگزار خواهد شد. این در حالی است که در حد فاصل مرداد 1389 تا اردیبهشت 1390، 21 روز تعطیل رسمی در تقویم وجود دارد، که تنها اولین آن‌ها (سه‌شنبه 5 مرداد) پذیرای بازی‌های لیگ خواهد بود. از دست دادن این تعطیلات و برگزاری 14 هفته بازی‌ها در روزهای میان هفته، بدون شک باعث کاهش بیش از پیش تعداد تماشاگران لیگ دهم خواهد شد. باید به این مسأله تعطیلی‌های طولانی مدت لیگ را هم اضافه کنیم. در حالی که هفت هفته نخست لیگ قرار است پر فشار و منظم بین 4 مرداد تا 5 شهریور برگزار شود، اولین وقفه لیگ بین هفته هفتم و هشتم و برای بازی دوستانه مقابل چین و کره‌جنوبی خواهد بود و پس از آن وقفه‌ای 4 هفته‌ای بین بازی‌های هفته نهم و دهم خواهیم داشت. وقفه 19 روزی بین هفته 15 و 16، تعطیلی 37 روزه لیگ برای جام ملت‌های آسیا و تعطیلی 20 روزه در روزهای آغازین سال 1390، همگی باعث افت تیم‌ها و کاهش تماشاگران لیگ خواهد شد.

نکته دیگر در مورد برنامه دقیق بازی‌ها، ساعت برگزاری آن‌هاست. طبق اعلام سازمان لیگ برنامه دقیق چهار هفته آغازین دهمین دوره لیگ برتر ارائه شده است. نکته اینجاست که در هفته اول تنها دیدار سایپا-صبا و ملوان-نفت تهران همزمان برگزار خواهد شد و تمامی هفت دیدار دیگر به طرز بسیار نامنظمی در ساعات گوناگون روزهای دوشنبه و سه‌شنبه 4 و 5 مرداد برگزار خواهند شد. دوشنبه ساعت 17:30، 18:00، 19:30 و 20:45. سه‌شنبه هم ساعت 17:40، 18:15 (دو بازی)، 19:40 و 20:30. این بی نظمی در هفته‌های دوم و سوم هم دیده می‌شود. اگر هدف فدراسیون از اعلام ساعات متنوع، امکان پخش مستقیم بازی‌ها هم بوده باشد، هیچ توجیهی برای تغییر ساعت از 19:30 به 19:40 یا از 20:30 به 20:45 وجود ندارد. ضمن اینکه با توجه به ساعات اعلام شده، عملاً امکان پخش کامل مستقیم بسیاری از بازی‌ها نیست. قطعاً این مشکل در حد فاصل هفته چهارم تا نهم که در ماه رمضان برگزار می‌شود، برطرف می‌شود. چرا که با توجه به طولانی بودن روزها، بازی‌ها بسیار دیر برگزار خواهد شد. به عنوان مثال هفته چهارم قرار است ساعت 21:30 آغاز شود که حدوداً تا 23:30 ادامه خواهد یافت. بنا به فرض فدراسیون فوتبالیست‌های ایرانی همه مقید به اصول دینی هستند و روزه می‌گیرند. بازی هم که نیمه شب تازه به پایان می‌رسد و تا بازیکنان به خانه و یا هتلشان برگردند حدود 1:00 نصفه شب خواهد بود. از آن طرف بازیکنان باید برای سحر بیدار شوند و به این ترتیب 5~4 خواب خواهند داشت! این داستان در ماه رمضان 6 بار تکرار خواهد شد. نکته این جاست که مثلث دولتی-مذهبی-نظامی (کفاشیان-علیپور-محمدی) فدراسیون، با به راه انداختن بساط منشور اخلاقی، به باشگاه‌ها دستور داده‌اند که باید زمان خواب و رفت و آمد بازیکنانشان را زیر نظر داشته باشند و علیپور در زمینه و در مصاحبه با سایت ورزشی گل صراحتاً اعلام کرده:


" امروزعلم پزشكی می‌گوید فاصله ساعت 10 شب تا 2 بامداد بهترین زمان برای استراحت بدن و بازیابی قوای جسمانی از دست رفته است.خب بازیكنی كه می‌آید می‌نشیند تا سه و چهار شب بیدار است ، حالا یا نشسته فیلم می‌بیند یا با رفیقش درد دل می كند یا قلیان می‌كشد یا دارد چت می‌كند و نقطه چین! و بعد تا ظهر می‌خوابد، معلوم است كه نمی‌تواند در زمین بازی آماده باشد." {اگر مصاحبه علیپور (دبیر كمیته فرهنگی منشور اخلاقی) را نخوانده‌اید بهتان توصیه می‌کنم بخوانید.
قسمت اول مصاحبه – قسمت دوم مصاحبه.}

به هر حال قصدم از نگارش این مطلب نمایان ساختن نقاط قدرت و ضعف برنامه ارائه شده توسط سازمان لیگ برای دهمین دوره رقابت‌های لیگ برتر ایران بود. در پایان معتقدم با تمام کاستی‌ها اگر فدراسیون و سازمان لیگ بتوانند لیگ برتر و جام حذفی مطابق برنامه‌ای که خودشان اعلام کرده‌اند برگزار کنند، نمره قبولی خواهند گرفت.

جمعه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۸۹

جام قهرمانی متعلق به اصفهان است، ابومسلم و استقلال اهواز رفتنی!

در حالی که سه هفته تا پایان بازی‌های نهمین دوره لیگ برتر باقی مانده است، سپاهان در یک قدمی دومین عنوان قهرمانی خود در لیگ برتر است.
همانطور که از ابتدای فصل هم قابل پیش‌بینی بود، زردپوشان اصفهانی، پیش از پایان فصل قهرمان لیگ خواهند شد تا مزد مدیریت صحیح خود را پیش از موعد بگیرند. قصدم از نگارش این مطلب، تعریف و تملق بیهوده درباره سپاهان نیست و به همین دلیل موضوع تقدیر از سپاهان را با ادای احترام به مدیر عامل، سرمربی، بازیکنان و تماشاگران حرفه‌ای ترین تیم فوتبال نیمه حرفه‌ای ایران، پایان می‌بخشم.
×××
هدف از نگارش این مطلب، بررسی کیفی و البته آماری نهمین دوره لیگ برتر ایران است.
بررسی وضعیت بالای جدول:
روی کاغذ، سپاهان تنها 1 امتیاز از 3 دیدار آینده‌اش می‌خواهد تا برای دومین بار قهرمان لیگ شود تا با رکورد پرسپولیس و استقلال برابری کند. به جز سپاهان، فقط ذوب‌آهن این شانس را دارد که در صورت پیروزی در هر سه دیدارش و شکست سپاهان در هر سه دیدار آینده‌اش، قهرمان شود. اگر به این نکته دقت کنیم که سپاهان در طول این فصل هرگز در دو بازی پیاپی شکست نخورده، می‌توانیم احتمال سه شکست این تیم در سه دیدار پایانی فصل را احتمالی نزدیک به صفر بدانیم. اما هر اتفاقی که بیفتد، جام قهرمانی متعلق به شهر اصفهان خواهد بود.
در جنگ برای رتبه دوم تا چهارم، به ترتیب ذوب‌آهن، استقلال تهران، پرسپولس، استیل آذین، صبا و تراکتورسازی همگی شانس حضور در بین تیم‌های دوم تا چهارم را دارند که در این بین شانس چهارم شدن دو تیم صبا و تراکتورسازی، بسیار بسیار ناچیز و تا حدودی غیر ممکن است! نکته جالب اینجاست که دو تیم استیل آذین و تراکتورسازی سال گذشته در دسته اول لیگ بازی می‌کردند!
صبا که این روزها با کربکندی خیلی خوب نتیجه گرفته است، با توجه به شرایط کنونی جدول، بیشتر به شکست دادن پرسپولیس در نیمه نهایی جام حذفی می‌اندیشد.
تراکتورسازی که بی شک پر هیاهوترین تیم امسال بوده است، نیز می‌داند که امید بستن به اما و اگرهای نامحتمل برای چهارم شدن، بیشتر موجب سرخوردگی‌اش می‌شود و از هم اکنون در پی جذب بازیکنان مطرح برای حضور پر قدرت در لیگ دهم است! در مورد تراکتور سازی ذکر یک نکته خالی از لطف نیست. تراکتورسازی که در نیم فصل اول با 24 امتیاز از 17 بازی هشتم شده بود، در نیم فصل دوم هم تاکنون در 14 بازی، 19 امتیاز کسب کرده تا نشان دهد، در طول فصل روند نسبتاً ثابتی داشته است. هر چند که اگر تنها به نتایج نیم فصل دوم نگاه کنیم، تراکتورسازی در نیمه پائین جدول و در رتبه یازدهم قرار می‌گیرد. نکته دیگر در مورد این تیم، تماشگران با تعصبش هستند. شاید بد نباشد بدانیم که 71 درصد از کل امتیازهای تراکتورسازی در بازی های خانگی کسب شده است!
از چهارم تیم دیگر، ذوب‌آهن می‌تواند با کسب 4 امتیاز از دو بازی خانگی و یک بازی خارج از خانه خود، حضور در لیگ قهرمانان آسیا برای سال آینده را تضمین کند. اگر ذوب‌آهن روند خیره کننده نیم فصل اولش را در نیم فصل دوم نیز ادامه داده بود، هم اکنون رقابت بسیار سختی برای قهرمانی بین این تیم و سپاهان وجود داشت. ذوب‌آهن در نیم فصل اول 33 امتیاز کسب کرده بود ولی در نیم فصل دوم و تاکنون 21 امتیاز کسب کرده است. این تیم به خصوص در سه دیدار اخیرش 7 امتیاز از 9 امتیاز ممکن را از دست داد و همین باعث شد تا سپاهان علی‌رغم لغزش‌های زیادش، در سه دیدار آینده به یک امتیاز برای قهرمانی نیاز داشته باشد. ذوب‌آهن در حال حاضر و با توجه به وظیفه نه چندان دشوارش برای جای گرفتن در بین چهار تیم بالای جدول و صعود زود هنگامش از گروه دشوار خود در لیگ قهرمانان آسیا، بیش از هر زمان دیگری به قهرمانی در جام حذفی می‌اندیشد.
استقلال تهران هم با توجه به دیدارهای باقی مانده‌اش از شانس بالایی برای حضور در جمع چهار تیم بالای جدول برخوردار است. مرفاوی در استقلال فراتر از حد انتظار ظاهر شد و در حالی که از ابتدای فصل خیلی‌ها او را در زمره اولین مربی‌های اخراجی فصل می‌انگاشتند، توانست خودش را در تیم تثبیت کند. هر چند که نباید از نقش مجید نامجو مطلق که در ده-دوازده بازی اخیر استقلال کمک مرفاوی بوده است به راحتی گذشت. استقلال که در پنج بازی اخیرش چهار برد و یک شکست داشته، با پیروزی هفته گذشته مقابل ذوب‌آهن از تساوی پرسپولیس مقابل تراکتورسازی نهایت استفاده را برد و به رتبه سوم رسید. حالا آبی پوشان پر طرفدار تهرانی، در حالی که سخت در پی حفظ عنوان سومی هستند، نیم نگاهی هم به رده دوم جدول دارند، تا در صورت لغزش ذوب‌آهن، سومین نایب قهرمانی خود را در لیگ برتر جشن بگیرند.
و اما پرسپولیس. پرسپولیس باز هم مثل سال‌های گذشته به بحران داخلی‌اش باخت. تغییر مدیر عامل، تغییر مربی و از دست دادن بازیکنان کلیدی همه و همه دست به دست هم داد تا این تیم به دست خودش خلع سلاح شود. کرانچار مربی کار بلدی بود که اگر یکی دو سال می‌ماند، می‌توانست آینده پرسپولیس را برای 5 تا 10 سال تضمین کند. اما مدیران غیر فوتبالی و سیاسی فوتبال ایران که درک صحیحی از ورزش ندارند، به راحتی این مربی با دانش را برکنار کردند تا هم به تیم خود آسیب برسانند و هم به آینده فوتبال ایران. با رفتن کرانچار، علی دایی در چرخشی عجیب و پس از 9 ماه سکوت خبری، بار دیگر به صدر اخبار ورزشی بازگشت و در ابتدای کار با تزریق روحیه جنگندگی به تیمش توانست 5 برد پیاپی در لیگ برتر کسب و امید قهرمانی را در دل هوادارانش بار دیگر زنده کند. پرسپولیس تاکنون در 14 بازی نیم فصل دوم 25 امتیاز کسب کرده و این در حالی است که این تیم در نیم فصل اول کلاً 26 امتیاز کسب کرده بود. اما دایی در میانه راهی که خود هموارش کرده بود، دقیقاً اسیر چیزی شد که قبلاً راجع به آن هشدار داده بودم. اصولاً فرق علی دایی مربی با فرق علی دایی بازیکن در این بود که دایی در کسوت بازیگری (به خصوص پیش از جام جهانی 2006) بیشتر به فوتبالش فکر می‌کرد و علی دایی در کسوت مربی بیشتر به حاشیه‌ها بها می‌دهد! دایی دقیقاً همین جا اشتباه کرد و با پیش کشیدن بحث طلبش از فدراسیون فوتبال (هر چند به حق)، تمرکزش را از دست داد تا در سه بازی اخیرش 7 امتیاز حیاتی را از دست بدهد. به احتمال زیاد علی دایی برای بازی 12 اردیبهشت پرسپولیس مقابل استیل آذین، به مصاحبه‌های معروف و بچگانه‌اش در مورد همبازیان سابقش در تیم ملی (مهدوی‌کیا و کریمی) خواهد پرداخت و همین باعث از دست دادن امتیازهای بیشتری خواهد شد.
پرسپولیس هم مانند صبا و ذوب‌آهن همه امیدش به جام حذفی است و همین جام حذفی امسال را جذابتر از همیشه کرده است. نکته جالب اینجاست که تیم چهارم لیگ برتر تنها در صورتی می‌تواند آسیایی شود که قهرمان جام حذفی یکی از سه تیم اول تا سوم لیگ باشد. با توجه به شرایط کنونی جدول، سپاهان را از هم اکنون قهرمان باید بدانیم و هنوان دوم و سوم بین سه تیم ذوب‌آهن، استقلال و پرسپولیس خواهد ماند. بنابراین تیمی مثل استیل آذین که هنوز امید به چهارم شدن و آسیایی شدن دارد، باید برای قهرمانی ذوب‌آهن یا پرسپولیس (به ویژه ذوب‌آهن) در جام حذفی، شبانه روز دعا کند!
و اما تیم کهکشانی‌های لیگ برتر ایران: استیل آذین. استیل آذین تیم پر مهره تهرانی، با اضافه کردن مهدوی‌کیا به تیم خود، نشان داد که در همین اولین سال حضورش در لیگ برتر سودای لیگ قهرمانان آسیا را در سر می‌پروراند. دیدار آینده این تیم مقابل پرسپولیس، به نوعی مهمترین دیدار باقی مانده برای حل پازل چهار تیم بالای جدول خواهد بود. مدیران استیل آذین با برکناری پر شک و شبهه استیلی و آوردن پیروانی و عابدزاده در صدد افزایش انگیزه بازیکنان خود هستند. من شخصاً معتقدم که استیلی با توجه به تیم ناهمگونی که داشت، انصافاً خوب نتیجه گرفت. اما مسؤولان این تیم به تبعیت از بدعت اعراب در فوتبال، در فاصله سه هفته به پایان لیگ او را اخراج کردند! به هر حال و با تمام این تفاسیر، بعید می‌دانم که استیل آذین بتواند به جمع چهار تیم برتر برسد و برای آسیایی شدن باید یک سال دیگر صبر کند. استیل آذین هم مانند تراکتورسازی، روند مشابهی در نیم فصل اول و دوم داشت. این تیم در نیم فصل اول 27 امتیاز کسب کرد و در نیم فصل دوم تاکنون 22 امتیاز به دست آورده. ضمن این که 9 هفته (هفته هشتم تا هفدهم) شکست ناپذیری بهترین رکورد این تیم متمول در لیگ نهم بوده است. فراموش نکنیم که آن دوران، مصادف با شایعه انتقال علی کریمی به پرسپولیس بود و کریمی در آن چند هفته بهترین بازی‌های چند سال اخیرش را به نمایش گذاشت.
بررسی وضعیت پائین جدول:
از بین سه تیمی که با لیگ برتر خداحافظی خواهند کرد، دو تیم آن تقریباً مشخص شده‌اند. استقلال اهواز و ابومسلم، دو تیمی هستند که به احتمال زیاد به دسته اول سقوط خواهند کرد.
ابومسلم به همراه استقلال تهران، پرسپولیس، سپاهان، ذوب‌آهن، پاس، سایپا و مقاومت، تنها تیم‌هایی هستند که در تمام ادوار لیگ برتر حضور داشته‌اند و سقوط این تیم به دسته اول، آنها را از این جمع جدا خواهد کرد.
استقلال اهواز هم به جز در اولین دوره، در تمام هشت دوره اخیر در لیگ برتر حضور داشته و حذف این دو تیم از لیگ برتر جای تعمق بیشتری دارد. استقلال اهواز در 12 دیدار گذشته‌اش، یازده بار تسلیم حریفانش شده و تنها یک بار در هفته 25 مقابل شاهین بوشهر، به تساوی رسیده است. به عبارت دیگر استقلال اهواز 133 روز است که در لیگ برتر پیروز نشده است! آخرین برد این تیم 19 آذر 1388 در اهواز و مقابل پرسپولیس به دست آمده است.
اما برای مشخص شدن تیم سوم، شرایط بسیار پیچیده‌ای بر جدول رده‌بندی حاکم است. روی کاغذ، احتمال سقوط 12 تیم وجود دارد! یعنی حتی دو تیم صبا و تراکتورسازی که از یکسو هنوز شانس چهارم شدن را دارند، از سوی دیگر احتمال سقوط‌‌‌شان هم وجود دارد، اما درست به همان اندازه غیر محتمل!
به هر حال تیم‌هایی که احتمال سقوط در کنار استقلال اهواز و ابومسلم را دارند، راه‌آهن، مس، مقاومت، پاس، شاهین و فولاد هستند. از بین این تیم‌ها و با توجه به نتایج اخیر، سه تیم فولاد، شاهین و پاس مصون‌تر از سه تیم دیگر هستند. فولاد که در نیم فصل اول هفدهم شده بود، در نیم فصل دوم پس از سپاهان، بیشترین امتیاز را کسب کرده است. پاس هم در نیم فصل اول شانزدهم بود، اما در نیم فصل دوم تاکنون در جایگاه ششم بوده است.
به نظرم تیم سوم از بین مقاومت و راه‌آهن، انتخاب خواهد شد که در این بین و با توجه به نتایج اخیر، مقاومت احتمال سقوط بیشتری دارد.
متأسفانه شنیده می‌شود که مهمترین فاکتور در سقوط و بقای تیم‌ها، تبانی است! راه‌آهن مدارکی دارد که نشان می‌دهد شاهین بوشهر در پی تبانی با برخی از بازیکنان راه‌آهن بوده است و تراکتورسازی در دیدار با ابومسلم به ظاهر به دلیل اعتراض به تصمیم داور ولی در واقع برای حفظ منافع ناصر شفق که مدیر عامل تراکتورسازی است و سهام دار ابومسلم، زمین بازی را ترک کرده، تا سه امتیاز به حساب ابومسلم ریخته شود! به هر حال به نظر می‌رسد که مافیای فوتبال ایران روز به روز قوی تر می‌شود و کسی هم نمی‌تواند جلوی این مافیا قد علم کند.
×××
و اما چند نکته جالب آماری درباره نهمین دوره لیگ برتر:
طولانی‌ترین رکورد شکست ناپذیری پیاپی: سپاهان 13 بازی (هفته 14 تا هفته 27)
طولانی‌ترین رکورد برد پیاپی: سپاهان 8 بازی (هفته 14 تا هفته 22)
طولانی‌ترین رکورد در عدم پیروزی پیاپی: فولاد 14 بازی (هفته 1 تا هفته 15)
طولانی‌ترین رکورد شکست پیاپی: استقلال اهواز 6 بازی (هفته 25 تاکنون)
طولانی‌ترین رکورد تساوی پیاپی: پیکان 5 بازی (هفته 11 تا هفته 16)
طولانی‌ترین رکورد بسته نگه داشتن دروازه در بازی‌های پیاپی: پیکان 5 بازی (هفته 3 تا هفته 8)
طولانی‌ترین رکورد گلزنی پیاپی در هر دیدار: ذوب‌آهن، استقلال تهران، مس، مقاومت و استقلال اهواز همگی 6 بازی
طولانی‌ترین عدم موفقیت در گلزنی در بازی‌های پیاپی: شاهین بوشهر 4 بازی (هفته 16 تا هفته 20)
بیشترین گل زده: سپاهان 62 گل
کمترین گل خورده: سپاهان 26 گل
کمترین گل زده: فولاد 28 گل
بیشترین گل خورده: استقلال اهواز 53 گل
میانگین گل در هر بازی: 2.5 گل
تعداد تساوی‌ها: 92 دیدار (33%)
تعداد بردها: 187 دیدار (67%)
تعداد بردهای با اختلاف 1 گل: 113 (40.5%)
تعداد بردهای با اختلاف 2 گل: 52 (18.6%)
تعداد بردهای با اختلاف 3 گل: 12 (4.3%)
تعداد بردهای با اختلاف 4 گل: 8 (2.9%)
تعداد بردهای با اختلاف بیش از 4 گل: 2 (0.7%)
تعداد تساوی‌های بدون گل: 27 دیدار (9.7%)
آمار دیدارهای خانگی:
بهترین تیم در دیدارهای خانگی: سپاهان با 13 برد، 1 تساوی و 2 باخت (83% از کل امتیاز ممکن)
بدترین تیم در دیدارهای خانگی: استقلال اهواز با 4 برد، 3 تساوی و 8 باخت (33% از کل امتیاز ممکن)
تعداد بردهای خانگی با اختلاف 1 گل: 73 (26.2%)
تعداد بردهای خانگی با اختلاف 2 گل: 35 (12.5%)
تعداد بردهای خانگی با اختلاف 3 گل: 10 (3.6%)
تعداد بردهای خانگی با اختلاف 4 گل: 6 (2.2%)
تعداد بردهای خانگی با اختلاف بیش از 4 گل: 0
آمار دیدارهای خارج از خانه:
بهترین تیم در دیدارهای خارج از خانه: استیل آذین با 8 برد، 3 تساوی و 4 باخت (60% از کل امتیاز ممکن)
بدترین تیم در دیدارهای خارج از خانه: ابومسلم بدون برد، 4 تساوی و 12 باخت (8% از کل امتیاز ممکن)
تنها تیم بدون پیروزی خارج از خانه: ابومسلم
تعداد بردهای خارج از خانه با اختلاف 1 گل: 40 (14.3%)
تعداد بردهای خارج از خانه با اختلاف 2 گل: 17 (6.1%)
تعداد بردهای خارج از خانه با اختلاف 3 گل: 2 (0.7%)
تعداد بردهای خارج از خانه با اختلاف 4 گل: 2 (0.7%)
تعداد بردهای خارج از خانه با اختلاف بیش از 4 گل: 2 (0.7%)

پنجشنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۸

اگر دایی پرسپولیس را نایب قهرمان هم کند، شاهکار کرده است

در روزهایی که نمایندگان اصفهان با خیال راحت در بالای جدول لیگ برتر جا خوش کرده‌اند، مسؤولان باشگاه پرسپولیس در اقدامی عجیب، کرانچار را برکنار کردند و علی دایی را به عنوان سرمربی این تیم انتخاب کردند. پرسپولیس که در حال حاضر با 33 امتیاز و 7 امتیاز اختلاف نسبت به ذوب‌آهن، در رده سوم جدول رده‌بندی قرار دارد، کار بسیار سختی برای کسب مقام قهرمانی و حتی نایب قهرمانی لیگ نهم دارد. اما به اعتقاد من، حبیب کاشانی برای قضاوت در مورد عملکرد کرانچار باید کمی بیشتر صبر می‌کرد. کرانچار از معدود مربیان صاحب سبکی بود که به فوتبال ما آمده بود و مطمئناً در آینده‌ای نزدیک می‌توانستیم شاهد تأثیرات او در روند تیمی پرسپولیس باشیم. اما به هر حال فوتبال ما کرانچار را درست مثل تومیسلاو ایویچ با تصمیمی عجولانه و غیر کارشناسی از دست داد. حالا در این سوی میدان، علی دایی است که باید تیم نسبتاً آماده پرسپولیس را هدایت کند. دایی که همواره چه در زندگی حرفه‌ای و چه در زندگی تجاری‌اش نشان داده به حداقل‌ها قانع نیست، می‌تواند از این ویژگی خود در بالا بردن انگیزه بازیکنان پرسپولیس استفاده کند و روح جنگندگی را به تیم جوان پرسپولیس تزریق کند. البته دایی که در شعور فوتبالی او هیچ شکی نیست، ایراد بزرگی به نام حاشیه دارد که اگر حاشیه‌های او با حاشیه‌های بی شمار موجود در پرسپولیس گره بخورد، شرایط نابسامانی در انتظار او و پرسپولیس خواهد بود.
علی دایی در همان آغاز راهش با برکنار کردن عابدزاده و انتخاب محمد علی یحیوی که سابقه بازی کردن در استقلال را دارد، دشمنان زیادی برای خودش ساخت. البته انتخاب دستیار از اختیارات هر سرمربی است و اعتراض‌های عابدزاده، نشان از آماتور بودن او دارد. اما عابدزاده برای خیلی‌ها از جمله بنده، یک اسطوره است و تا ابد در قلب این عده جای خواهد داشت. اما این دلیل نمی‌شود که حق مسلم دایی در انتخاب همکارانش را نادیده بگیریم. نکته اینجاست که اگر پرسپولیس در دیدار مقابل استقلال (14 بهمن 1388) با اشتباه دروازه‌بانش شکست بخورد، همه به علی دایی به دلیل انتخاب مربی دروازه‌بان استقلالی برای پرسپولیس، خرده خواهند گرفت.
با تمام این تفاسیر، معتقدم تنها سد مقابل دایی، سد حاشیه است. اگر دایی حاشیه‌های خود و پرسپولیس را کنترل کند، بدون شک در این تیم موفق خواهد شد.