جمعه، مهر ۰۳، ۱۳۸۸

اولین بررسی جامع آماری نتایج تیم ملی فوتبال ایران در 68 سال گذشته

آیا می‌دانید تیم ملی فوتبال ایران تاکنون چند بار به میدان رفته است؟
آیا می‌دانید بهترین و بدترین نتیجه‌ای که تیم ملی کسب کرده چه و مقابل چه تیمی بوده است؟
آیا می‌دانید مربیان خارجی بهتر با تیم ملی نتیجه گرفته‌اند یا مربیان ایرانی؟
آیا می‌دانید کدام مربی، بهترین نتایج را با تیم ملی ایران گرفته است؟
آیا می‌دانید جایگاه علی پروین، علی دایی، محمد مایلی کهن، امیر قلعه‌نوعی و افشین قطبی در میان سایر مربیان تیم ملی کجاست؟

اگر مشتاق هستید که جواب این سوال‌ها را بدانید و یا معلومات خود را بیازمایید به خواندن به این مطلب ادامه دهید.

توجه1: کلیه آمار ارائه شده در این مقاله بر اساس نتایج بازی‌های ثبت شده تیم ملی فوتبال ایران در وب سایت فیفا می‌باشد و بازی‌های دوستانه تیم ملی با تیم‌های باشگاهی و بازی‌های ایران تحت عنوان تیم ب و یا تیم امید در این محاسبات منظور نشده‌اند. ذکر این نکته ضروری‌ست که مسابقات فوتبال بازی‌های آسیایی تا سال 1998 به عنوان بازی‌های غیر رسمی در تقویم فیفا محسوب می‌شده است و پس از آن به دلیل اعمال محدودیت سنی (زیر 23 سال) کلاً مسابقه تیم ملی به حساب نمی‌آید.

توجه2: این مقاله اولین بررسی جامع آماری نتایج تیم ملی فوتبال ایران به حساب می‌آید. بنابراین استفاده از مطالب این مقاله تنها با ذکر منبع مجاز می‌باشد.
×××

اولین بازی:
تیم ملی فوتبال ایران برای اولین بار در تاریخ 3 شهریور 1320 در دیداری دوستانه، در کابل به مصاف تیم ملی افغانستان رفت؛ که این دیدار با تساوی 0-0 به پایان رسید. تیم ملی فوتبال ایران که اخیراً 68 ساله شده است، از آن زمان تاکنون در 432 دیدار رسمی و دوستانه حاضر شده است که حاصل آن 229 برد، 109 تساوی و 94 شکست بوده است.

سنگین‌ترین شکست:
بین اولین و دومین بازی ثبت شده تیم ملی 105 ماه وقفه وجود دارد! دومین دیدار تیم ملی فوتبال ایران روز 7 خرداد 1329، در استانبول برگزار شده است. این دیدار دوستانه سنگین‌ترین شکست تاریخ فوتبال ملی ما است که با نتیجه 6 بر 1 به نفع تیم میزبان (ترکیه) به اتمام رسیده است. شایان ذکر است که تیم ملی ایران یک بار دیگر در سال 1337 و در بازی‌های آسیایی توکیو (1958) شکستی با اختلاف 5 گل را مقابل کره‌جنوبی پذیرفته است (5 بر 0).

بهترین برد:
از سوی دیگر تیم ملی ایران در طول 68 سال گذشته دو بار توانسته است حریف خود را با شکستی دو رقمی بدرقه کند. پیروزی 19 بر 0 مقابل گوام در سال 1379 (مسابقات مقدماتی جام جهانی 2002 کره-ژاپن) در تبریز و پیروزی معروف 17 بر 0 مقابل مالدیو در سال 1376 (مسابقات مقدماتی جام جهانی 1998 فرانسه) در دمشق. این دو دیدار پرگل‌ترین دیدارهای تیم ملی ایران نیز محسوب می‌شوند.

نتایج تیم ملی به تفکیک مسابقات:
مسابقاتی که تیم ملی ایران در آن شرکت داشته است عبارتند از: مرحله انتخابی و نهایی جام جهانی، مرحله انتخابی و نهایی جام ملت‌های آسیا، بازی‌های آسیایی و مسابقات دوستانه (شامل جام اکو، جام LG، مسابقات بین قاره‌ای آسیا-آفریقا، بازی‌های غرب آسیا و ...).

تیم ملی ایران تاکنون 3 سه بار به جام جهانی راه یافته است که در هر سه دوره، از صعود به دور بعدی مسابقات بازمانده است. 1 پیروزی (مقابل آمریکا)، 2 تساوی (مقابل اسکاتلند و آنگولا) و 6 شکست (مقابل هلند، پرو، یوگسلاوی، آلمان، مکزیک و پرتغال)، کارنامه ایران در مسابقات جام جهانی است. در واقع تیم ایران در جام جهانی که بالاترین سطح فوتبال در رده ملی محسوب می‌شود، با کسب 19% کل امتیازها، عملکرد نامطلوبی داشته است.

بهترین نتایج تیم ملی ایران در مرحله انتخابی جام ملت‌های آسیا به دست آمده است که در آن تیم ایران با در 45 بازی، 33 برد، 8 تساوی و تنها 4 باخت داشته است.

نتایج تیم ملی به تفکیک مکان مسابقه:
این مقایسه شامل بازی‌های خانگی، خارج از خانه و بازی در زمین بیطرف می‌باشد. طبیعتاً آمار تیم ملی در بازی‌های خانگی بهتر از دو گروه دیگر بوده است. تیم ایران در مجموع 155 دیدار رسمی و دوستانه در خانه برگزار کرده است که 102 دیدار آن با پیروزی تیم ملی همراه بوده است. بهترین نتایج خانگی ایران در مرحله نهایی جام ملت‌های آسیا و بازی‌های آسیایی رقم خورده است. جایی که 9 دیدار از مرحله نهایی جام ملت‌های آسیا و 7 دیدار از بازی‌های آسیایی همگی با پیروزی تیم ملی توأم بوده است.

تغییر سرمربیان و رؤسای فدراسیون فوتبال:
در طول 68 سال گذشته 54 بار سرمربی تیم ملی تغییر کرده است. این در حالی است که در مقاطع مختلف و در مجموع تیم ملی 9 سال و 10 ماه (118 ماه) بدون سرمربی بوده است. در طول این مدت فوتبال ایران 27 رئیس فدراسیون داشته است. به عبارت دیگر تیم ملی ایران به طور میانگین هر 15 ماه یک یکبار سرمربی عوض کرده است و هر 40 ماه یکبار رئیس فدراسیون! برای مقایسه این ارقام با کشورهای دیگر به این جدول مراجعه کنید.

همانطور که در جدول ملاحظه می‌کنید، فوتبال آلمان در طول 101 سال گذشته 11 سرمربی داشته است و فوتبال انگلیس در طول 146 سال گذشته 13 رئیس فدراسیون! به عبارت دیگر هر رئیس فدراسیون در فوتبال انگلیس به طور متوسط بیش از 11 سال پست خود را حفظ کرده است و هر سرمربی میانگین 9.5 سال خدمت در تیم ملی آلمان را داشته است!

مسأله اینست: مربی ایرانی یا خارجی؟
در این مقاله عملکرد تک تک مربیان تیم ملی ایران مورد بررسی آماری قرار گرفته است. شاید جالب‌ترین سوالی که همیشه در ذهن علاقمندان به فوتبال ایران بوده است، بحث سرمربی ایرانی یا خارجی بوده است؟ مربی خارجی همیشه موافقان و مخالفان زیادی در ایران داشته است. در مجموع 252 دیدار رسمی‌ای (+ بازی‌های آسیایی تا سال 1998) که تیم ملی ایران برگزار کرده، 181 بار مربیان ایرانی و 71 بار مربیان غیر ایرانی هدایت تیم ملی ایران را به عهده داشته‌اند. اما جالب اینجاست که مربیان ایرانی با کسب 70% امتیازها (379 امتیاز از 543 امتیاز ممکن) عملکرد بهتری از دید آماری، نسبت به مربیان غیر ایرانی داشته‌اند که 64% امتیازها (137 امتیاز از 213 امتیاز ممکن) را کسب کرده‌اند. اما اگر نتایج ایران در دیدارهای دوستانه را نیز در نظر بگیریم، مربیان ایرانی در 315 دیدار، با کسب 581 امتیاز، 61.5% امتیازها را کسب کرده و مربیان غیر ایرانی در 117 دیدار، با کسب 215 امتیاز، 61.3% امتیازها را به دست آورده‌اند. البته همانطور که ذکر شد، در این مقایسه، صرفاً نتایج تیم ملی ملاک سنجش قرار گرفته است.

بهترین مربیان:
هرگاه سخن از مربیان تیم ملی به زبان می‌آید، نام چند مربی خوشنام همیشه در ذهن فوتبال دوستان ایرانی نقش می‌بندد. پرویز دهداری، فرانک اوفارل (جمهوری ایرلند)، حشمت مهاجرانی، علی پروین، تومیسلاو ایویچ (کرواسی) و برانکو ایوانکوویچ (کراوسی) در زمره خوشنام‌ترین مربیان تیم ملی بوده‌اند. اما آیا واقعاً این مربیان بهترین نتایج را نیز کسب کرده‌اند؟

جواب این سوال "نه" است!

در تاریخ فوتبال ایران 5 مربی بوده‌اند که در تمام دیدارهای رسمی‌ای روی نیمکت تیم ملی نشسته‌اند، پیروز از میدان خارج شده‌اند. این 5 مربی عبارتند از: فرانک اوفارل (جمهوری ایرلند - 7 پیروزی)، محمود یاوری (6 پیروزی)، محمد رنجبر (5 پیروزی)، ادمار براگا (برزیل – 2 پیروزی) و رضا وطنخواه (1 پیروزی).

در این بین محمد مایلی‌کهن با 17 برد، 6 تساوی و 3 باخت (کسب 73% امتیازها) در رده نهم بهترین مربیان تیم ملی ایستاده است. برانکو ایوانکوویچ (کرواسی) با کسب 72% امتیازها دهم است و قلعه‌نوعی با 70% یازدهم. پروین و دهداری با 65%، چهاردهم و پانزدهم هستند. دایی با 58% هیجدهم است و قطبی با 56% بیست و دوم. نکته جالب اینجاست که والدیر ویرا (برزیل)، مرد محبوب مردم ایران که در صعود ایران به جام جهانی 1998 فرانسه سرمربی تیم ملی بود با 2 تساوی و یک شکست (کسب 22% از امتیازها) در رتبه یکی مانده به آخر لیست مربیانی که در دیدارهای رسمی تیم ملی را هدایت کرده‌اند، قرار دارد.

چه کسی بیش از همه روی صندلی مربیگری تیم ملی نشسته است؟
آیا علی پروین پرسابقه‌ترین مربی تیم ملی است؟ نه! برانکو ایوانکوویچ با رکورد سرمربیگری ایران در 51 دیدار رسمی و دوستانه، با اختلاف فاحشی نفر اول این لیست است. پس از برانکو، مایلی‌کهن، پروین و مهاجرانی به ترتیب با 38، 33 و 32 بار هدایت تیم ملی دوم تا چهارم هستند.

×××
در انتهای این مقاله بد نیست به صورت خلاصه آمار را با هم مرور کنیم:

نتایج تیم ملی:
کلیه نتایج ایران
بهترین نتایج ایران
سنگین‌ترین شکست‌های ایران
پرگل‌ترین بازی‌‌های ایران
جدول نتایج کلیه دیدارهای تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات گوناگون
جدول نتایج دیدارهای تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات گوناگون در زمین بی‌طرف
جدول نتایج دیدارهای خانگی تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات گوناگون
جدول نتایج دیدارهای خارج از خانه تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات گوناگون
جدول نتایج دیدارهای تیم ملی فوتبال ایران به تفکیک مسابقات
×××

نتایج تیم ملی به تفکیک مربی:
بهترین مربیان تیم ملی ایران در کلیه دیدارهای ملی
بهترین مربیان تیم ملی ایران در دیدارهای رسمی
جدول مقایسه عملکرد مربیانی ایرانی و مربیان غیر ایرانی تیم ملی فوتبال ایران
لیست مربیان تیم ملی ایران به ترتیب مدت خدمت در تیم ملی
لیست مربیان تیم ملی ایران به ترتیب تعداد دیدارهای برگزار شده
×××

نتایج تیم ملی به تفکیک رئیس فدراسیون:
رؤسای فدراسیون ایران به ترتیب کسب بهترین نتایج در کلیه دیدارهای ملی
رؤسای فدراسیون ایران به ترتیب کسب بهترین نتایج در دیدارهای رسمی

جمعه، شهریور ۰۶، ۱۳۸۸

آیا سپاهان واقعاً مدعی قهرمانی است؟

مقدمه:
از 15 مرداد 1388، نهمین دوره لیگ برتر فوتبال ایران بسیار کم و سر و صداتر از دوره‌های گذشته آغاز شد. این مسابقات به سه دلیل از تب و تاب همشیگی‌اش برخوردار نبوده است.
اول؛ شرایط نامساعد سیاسی-امنیتی کشور. دوم؛ سرخوردگی (بخوانید فوتبال زدگی) تماشاگران و بازیکنان فوتبال به دلیل عدم صعود تیم ملی به مرجله نهایی مسابقات جام جهانی و سوم؛ محرومیت دو تیم پرطرفدار پایتخت از داشتن تماشاگر در اولین دیدارهای خانگی خود. همه این موارد دست به دست هم داد تا هفته‌های آغازین لیگ نهم در زمره یکی از بی سر و صداترین لیگ‌های برگزار شده تاکنون قرار گیرد.
×××
بررسی تیم‌ها تا پایان هفته سوم:
هم اکنون که در حال نگارش این مطلب هستم، هفته چهارم لیگ برتر با تساوی بدون گل دو تیم ملوان و استقلال در انزلی، آغاز شده است و سایر دیدارهای این هفته هم امشب (جمعه) ساعت 21:00 به وقت تهران انجام خواهد شد. اما تا پیش از آغاز هفته چهارم، دو تیم ذوب آهن و استیل آذین شروع خوبی داشته‌اند، ضمن اینکه مقاومت سپاسی هم با کسب 7 امتیاز از سه بازی نخست خود شانه به شانه دو تیم دیگر گام برداشته است.
در سه هفته نخست، نتایج جالبی به دست آمد که مهم‌ترین آنها عدم نتیجه گیری تیم پر هزینه سپاهان و تیم پر حاشیه پرسپولیس بود. سپاهان لیگ را با امیر قلعه‌نوعی و با شکست مقابل استقلال تهران آغاز کرد، که این شکست خیلی برای زردپوشان اصفهانی گران تمام شد. سپاهان در هفته دوم با در هم کوبیدن مس کرمان، که تنها سایه‌ای از تیم قدرتمند فصل گذشته‌اش را به همراه دارد، خودی نشان داد اما دوباره در هفته سوم شکست خورد (3 بر1 مقابل مقاومت) تا این سوال در ذهن علاقمندان به فوتبال ایجاد شود:
"آیا سپاهان واقعاً مدعی قهرمانی است؟"
البته جواب من به این سوال مثبت است و معتقدم سپاهان به راحتی می‌تواند قهرمان لیگ نهم شود، اما فعلاً که شروع سپاهانی‌ها بر وفق مراد سایر مدعیان بوده است.
پرسپولیس هم که سال‌هاست اسیر حاشیه بوده است، این بار با تیمی تقریباً ناشناخته پا به مسابقات نهاده و با دو تساوی و یک برد دقیقه 90 در حد یک تیم میانه جدولی نشان داده است.
از سوی دیگر استیل آذین با مربیگری حمید استیلی و به خدمت گرفتن ستارگانی چون علی کریمی، حسین کعبی و فریدون زندی، در دوهفته نخست شروع بسیار خوبی داشت. هر چند که بیش از نیمی از بار این تیم بر دوش علی کریمی است، اما استیل آذین نشان داده که می‌تواند حریف سر سختی برای تیم‌های مدعی این دوره باشد. اما استیل آذینی‌ها در هفته سوم به زمین سفت رسیدند و در مصاف با تیم استخواندار ذوب آهن حرفی برای گفتن نداشتند.
استقلال تهران که با تساوی بدون گل دیشب در انزلی موقتاً برای 24 ساعت صدرنشین لیگ شده است، بر خلاف پیش‌بینی‌ها شروعی فراتر از انتظار داشته است. استقلال با شکست سپاهان و فولاد و امتیاز گرفتن از مقاومت در شیراز نتایج قابل قبولی کسب کرده، هر چند که مشکل گل نزنی در این تیم بار دیگر عیان شده است. توجه داشته باشید که استقلال تنها تیمی است که هنوز دروازه‌اش در لیگ نهم باز نشده است!
در هر حال هر چند که برای قضاوت در مورد تیم‌ها زمان مناسبی نیست، اما شرایط کنونی از رقابت بسیار نزدیک تیم‌ها در لیگ نهم خبر می‌دهد. اما چیزی که از هم اینک مسلم به نظر می‌رسد، دست و پا زدن شاهین بوشهر برای عدم سقوط به دسته پائین‌تر است!

پنجشنبه، مرداد ۰۸، ۱۳۸۸

پیش درآمد لیگ برتر 89/1388


نهمین دوره لیگ برتر ایران از روز پنجشنبه 15 مرداد 1388 آغاز خواهد شد. لیگ هشتم که با قهرمانی استقلال به پایان رسید، شاهد رقابت نزدیک و شانه به شانه این تیم با ذوب‌آهن اصفهان برای کسب مقام قهرمانی بود.
در تعطیلات بین فصل هشتم و نهم لیگ اتفاقات زیادی رخ داد که قطعاً در روند لیگ امسال تأثیر خواهد داشت. بازماندن تیم ملی ایران از حضور در جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی، حوادث پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، بحث منشور اخلاقی فوتبالیست‌ها و مربیان، محرومیت دو بازیکن (علیرضا نیکبخت واحدی و حنیف عمران‌زاده) و یک مربی (فیروز کریمی) از حضور در نهمین دوره لیگ برتر، رفتن قلعه‌نوعی از استقلال به سپاهان و پیوستن علی کریمی به استیل آذین، از مهمترین تحولات تأثیرگذار در نهمین دوره لیگ برتر فوتبال بوده‌اند.
×××
به هر حال و با در نظر گرفتن تمام وقایع بالا، لیگ برتر ایران در آستانه سوت آغاز نهمین دوره‌اش قرار دارد. در این دوره که برای اولین بار تقویم بازی‌ها از ابتدا تا انتها در اختیار تیم‌ها قرار گرفته است، سه میهمان تازه وارد حضور دارند: تراکتورسازی تبریز، شاهین پارس جنوبی (شاهین بوشهر) و استیل آذین تهران.
از بین این سه تیم، تراکتورسازی سابقه حضور در اولین دوره لیگ برتر را دارد که البته در آن دوره ترکتورسازان با کسب تنها 15 امتیاز در 26 دیدار به لیگ دسته اول سقوط کردند و برای صعود دوباره به لیگ برتر 8 سال در انتظار بودند.
استیل آذین که نوپاترین تیم لیگ برتر ایران است، شرایطی مشابه شرایط تیم فوتبال کشاورز در دهه هفتاد را دارد. تیمی متمول با بازیکنان اسمی. به این نام‌ها توجه کنید: علی کریمی، حامد کاویانپور، حسین کعبی، امیر شاپورزاده (بازیکن ایرانی-آلمانی) و فریدون زندی. استیل آذین با هدایت حمید استیلی، حمایت مالی حسین هدایتی و مدیریت حبیب کاشانی، می‌تواند فصل موفقی در لیگ برتر ایران داشته باشد.
با نگاهی به تیم‌های حاضر در لیگ نهم و در نظر گرفتن شرایط این تیم‌ها از هم اکنون می‌توان گمانه‌زنی‌هایی در مورد مدعیان قهرمانی لیگ انجام داد:
استقلال تهران، پرسپولیس، استیل آذین، مس، سپاهان، ذوب‌آهن، راه‌آهن، پیکان، سایپا، تراکتورسازی، ابومسلم، استقلال اهواز، فولاد، شاهین، ملوان، مقاومت سپاسی، پاس و صبا هیجده تیم نهمین دوره لیگ برتر هستند.
پیش‌بینی من حضور 7 تیم استقلال تهران، پرسپولیس، استیل آذین، مس، سپاهان، ذوب‌آهن و فولاد، در بالای جدول است. البته معتقدم سپاهان یک سر و گردن بالاتر از 6 تیم دیگر است و حدس می‌زنم که پیش از رسیدن به هفته سی‌ام قهرمان نهمین دوره لیگ شود.
استقلال تهران علی رغم حفظ بسیاری از مهره‌هایش، به خاطر از دست دادن قلعه‌نوعی و جایگزین کردن او با مرفاوی هزینه گزافی خواهد پرداخت.
پرسپولیس هم با داشتن عباس انصاریفرد به عنوان مدیر عامل عملاً در حال پس رفت است! حتی حضور کرانیکار (سرمربی کرواسی در جام جهانی) هم دوای بحران مدیریت در پرسپولیس نخواهد بود و او احتمالاً خیلی زود عطای کارش را به لقایش خواهد بخشید.
ذوب‌آهن می‌تواند رقیب سرسختی برای سپاهان باشد، اما به شرطی که مدیر عامل جدید باشگاه ادامه دهنده راه آذری مدیر عامل پیشین ذوب‌آهن باشد.
مس کرمان علاوه بر تمام رقبایش، رقیبی به نام مشکل مالی دارد که دیر یا زود گریبانگیرش خواهد شد.
با توجه به جمیع این موارد و مدیریت خوب حاکم در باشگاه سپاهان، که با دانش مربیگری قلعه‌نوعی مجموعه‌ای قوی از سپاهان ساخته است، پیش‌بینی من قهرمانی زود هنگام زرد پوشان اصفهانی در لیگ نهم است.

دوشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۸

آموزش و تربیت مدیران ورزشی، تنها راه نجات فوتبالمان است

بازماندن تیم ملی از رسیدن به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی، فارغ از مسائل سیاسی‌اش، برای هیچ ایرانی علاقمند به فوتبال، خوشایند نبود. اما این اتفاق و خالی بودن تقویم بازی‌های ملی ما تا 5 ماه دیگر (بازی بعدی تیم ملی ایران: چهارشنبه 23 آبان 1388 مقابل اردن – مسابقات مقدماتی جام ملت‌های آسیا) اقلاً فرصت خوبی را ایجاد کرد تا بدون متهم شدن به تضعیف تیم ملی، بتوان عملکرد این تیم را در سه سال اخیر (پس از جام جهانی 2006 آلمان) بررسی کرد.
بازه مورد بررسی از تیر ماه 1385 تا خرداد 1388 را شامل می‌شود. یعنی دقیقاً پس از مسابقات جام جهانی 2006 آلمان تاکنون. در طول این 36 ماه، تیم ملی در 53 دیدار (25 دیدار رسمی و 28 دیدار دوستانه) شرکت کرده است، که حاصل آن 29 برد، 19 تساوی و 5 باخت بوده است.
در طول این نوشته به بررسی نتایج کلی تیم ایران و رتبه ایران در رده‌بندی فیفا، مقایسه رتبه ایران با دیگر تیم‌های مطرح آسیایی، بررسی عملکرد دو رئیس فدراسیون و 5 سرمربی تیم ملی در این دوران، پرداخته خواهد شد.
بررسی نتایج کلی
همانطور که اشاره شد، تیم ایران در طول این مدت 53 بار به میدان رفته است، که جدول زیر تاریخ، محل، مناسبت، نتیجه، سرمربی و رئیس فدراسیون تیم ملی را در هر دیدار نشان می‌دهد.
*توجه داشته باشید که منبع آمار ارائه شده در این نوشته وب سایت رسمی فیفا است.*

در این دیدارها، تیم ایران بهترین و بدترین نتایج را مقابل تیم‌های آمریکای مرکزی و در دیدارهای دوستانه‌اش کسب کرده است. پیروزی 8 بر 1 مقابل جامائیکا و شکست 4 بر صفر مقابل مکزیک.
جدول زیر خلاصه آمار نتایج تیم ایران را نشان می‌دهد.

در 25 دیدار رسمی‌ای که تیم ایران برگزار کرده است، بدون احتساب شکست مقابل کره‌جنوبی در ضربات پنالتی (جام ملت‌های آسیا تیر 1386)، تیم ایران تنها یک بار شکست خورده است. شکست 2 بر 1 مقابل عربستان در تهران که منجر به برکناری علی دایی از سمت سرمربیگری تیم ملی شد و یکی از بزرگترین دلایل عدم صعود به جام جهانی نیز به حساب آمد.
نکته جالب دیگر در مورد نتایج تیم ملی تأثیر ناچیز دیدارهای خانگی و دیدارهای خارج از خانه در بازی‌های رسمی تیم بوده است! کسب 23 امتیاز از 12 بازی در خانه و 23 امتیاز از 13 بازی در خارج از خانه، نشان از تأثیر 5 درصدی بازی‌های خانگی در نتایج تیم ملی دارد!
نمودار زیر روند تغییرات رتبه ایران در رده‌بندی فیفا را نشان می‌دهد. این نمودار از سال 1993 تا جون 2009 را شامل می‌شود.

اگر از افت ناگهانی رتبه ایران در حد فاصل سال 2005 و 2006 (سال آخر ریاست محمد دادکان) بگذریم، روند تغییرات رتبه ایران در این جدول از سال 2006 تاکنون، روندی نسبتاً یکنواخت اما رو به پائین بوده است.
از آنجایی که بررسی تک بعدی روند نتایج تیم ملی، بیانگر موقعیت تیم ما در آسیا نیست، رتبه و امتیاز شش تیم دیگر آسیا (استرالیا، ژاپن، کره‌جنوبی، کره‌شمالی، غربستان و بحرین) در رده‌بندی فیفا هم در جدول زیر ارائه شده است.


آمار ارائه شده در این جدول میانگین و ترجمه‌ای است از سه نمودارگوناگون رده‌بندی فیفا شامل:
نمودار تغییرات رتبه تیم‌های آسیایی در جهان
نمودار تغییرات رتبه تیم‌های آسیایی در آسیا
نمودار تغییرات امتیاز تیم‌های آسیایی
روش امتیاز آوری تیم‌ها در سیستم رده‌بندی فیفا را می‌توانید اینجا مشاهده کنید.

علت انتخاب این تیم‌ها صرفاً نتایج مسابقات مقدماتی جام جهانی 2010 بوده است. چرا که چهار تیم استرالیا، ژاپن، کره‌جنوبی و کره‌شمالی به طور مستقیم به جام جهانی صعود کرده‌اند و از بین برنده دیدار دو تیم عربستان و بحرین و نماینده اقیانوسیه (نیوزیلند)، یک تیم دیگر به جام جهانی راه خواهد یافت.
همانطور که ملاحظه می‌کنید، در سه سال گذشته ایران به طور متوسط پس از ژاپن و استرالیا، تیم سوم آسیا بوده است. اما در نهایت این کره‌شمالی تیم هفدهم آسیا بود که توانست با ناکام کردن ایران، پس از 44 سال به جام جهانی صعود کند.
بررسی نتایج تیم ملی به تفکیک رئیس فدراسیون
صفایی فراهانی را از بدنه سیاسیون اصلاح طلب بر مسند فدراسیون فوتبال می‌نشانیم، چون دولتمان، دولت اصلاح طلب بوده است.
در دوران صفایی فراهانی که پس از جام جهانی 2006 آغاز شد و تا دی 1386 ادامه داشت، تیم ملی در 10 دیدار رسمی حاضر شد (جدول زیر) که حاصل آن 5 برد و 5 تساوی بود. رتبه ایران در رده‌بندی فیفا از 47 به 41 ارتقا یافت.


بعد از تغییر دولت، علی کفاشیان را رئیس فدراسیون فوتبال می‌کنیم. برخی از سوابق کفاشیان:
متولد 1333، عضو تیم ملی دو و میدانی از سال 1355 تا 1359. رئیس فدراسیون دو و میدانی از سال 1360 تا 1370 و دوباره 1375 تا 1382. سرپرست فدراسیون‌های ورزش‌های رزمی، ژیمناستیک، بولینگ وبیلیارد ، سوارکاری ، شطرنج ، قایقرانی و اسکی روی آب. دبیر کل کمیته المپیک از 1383 تاکنون. رئیس فدراسیون فوتبال از دی ماه 1386 تاکنون.
واقعاً چطور می‌شود یک نفر توانایی مدیریت در ورزش‌های گوناگون را داشته باشد؟ چطور می‌شود در سن 27 سالگی و تنها یک سال پس از کناره‌گیری از تیم ملی دو و میدانی، رئیس فدراسیون دو و میدانی شد؟ مگر خود ایشان به تمسخر در جواب جلال يحيى زاده نماينده مردم تفت و ميبد در مجلس شوراى اسلامى، نگفتند: "مثلاً خوب است كه بگوييم يكى از بازيكنان تيم ملى فدراسيون فوتبال را اداره كند؟ آيا آنها مى توانند اين كار را انجام دهند؟ اگر اين طور است بازيكن تيم ملى را رئيس فدراسيون فوتبال كنيد."
اما در دوران کفاشیان که پس از صفایی فراهانی تاکنون بوده است، تیم ملی دچار 9 درصد افت در کسب نتیجه شده است و در 15 بازی رسمی با 6 برد، 8 تساوی و یک باخت، کمتر از 58 درصد امتیاز ممکن را کسب کرده است. ضمن این که رتبه ایران در رده‌بندی فیفا در همان چند ماه آغازین ریاست کفاشیان، 4 پله افت داشته است و در حال حاضر هم با ایستادن در رده 52 دنیا، باز یک پله سقوط داشته است. رتبه تیم در آسیا هم از دوم در زمان فراهانی به چهارم در زمان کفاشیان تنزل داشته است.


بررسی نتایج تیم ملی به تفکیک سرمربی
در طول سه سال گذشته، تیم ملی 6 سرمربی داشته است. اما بیش از 80 درصد این دوران امیر قلعه‌نوعی و علی دایی سرمربی بوده‌اند. محمد مایلی کهن هم در اتفاقی استثنایی در کل دنیا، در طول دوران کوتاه سرمربیگری‌اش هرگز بخت نشستن روی نیمکت تیم ملی را پیدا نکرد!
همانطور که در جدول زیر نشان داده شده است، آمار امیر قلعه‌نوعی در بازی‌های رسمی ایران، بسیار بهتر سایر مربیان بوده است. قلعه‌نوعی با کسب بیش از 70 درصد امتیاز ممکن در 9 دیدار رسمی، بسیار بهتر از علی دایی نتیجه گرفته است (58 درصد در 12 بازی). پس از گزینش قطبی به عنوان سرمربی تیم ملی، هر چند که تیم ملی در سه بازی تحت هدایت او بازی به بازی روان تر و بهتر بازی کرد؛ اما افشین قطبی با کسب حدود 56 درصد امتیازهای ممکن، شانه به شانه علی دایی ایستاده است.


نتیجه‌گیری
با این که در سه سال گذشته و در 25 دیدار رسمی، تنها یک شکست داشته‌ایم، اما اوج امتیاز از دست دادن‌های ما در تعدد تساوی‌ها خلاصه شده است. 13 تساوی در 25 دیدار. یعنی بیش از نیمی از دیدارهای رسمی‌مان با نتیجه مساوی به پایان رسیده است. این تساوی کم و بیش گریبانگیر همه سرمربی‌ها بوده است، هر چند که عملکرد قلعه‌نوعی بهتر از دیگر مربیان بوده است.
اما اگر به دنبال دلیلی برای عدم صعود به جام جهانی هستیم، باید دلیل را در مدیریت فوتبالمان پیدا کنیم که با از دست دادن مربی موفقی چون قلعه‌نوعی و آوردن علی دایی کم تجربه و کینه‌جو، سبب ریزش 12 درصدی امتیازات کسب شدند.
متأسفانه بحث مدیریت فوتبال ما بیشتر یک بحث سیاسی است تا ورزشی و همه مدیران باید از بدنه دولت باشند تا به سطوح بالا برسند.
اگر بازیکنی به فدراسیون خرده بگیرد، ولو اینکه بهترین بازیکن ایران باشد، جایی در تیم نخواهد داشت. یا اگر بازیکنی عقیده‌اش با دولت همخوانی ندارد، مجبورش می‌کنند اطاعت کند. حتی شده بین دو نیمه مهمترین بازی ایران در سال‌های اخیر باشد.
دلیل عدم صعود را باید در تأثیر مدیریت فوتبال در گریزان کردن مردم از استادیوم‌ها جست. چرا که با حرکاتی نظیر برخورد پلیسی با تماشاگران و یا عدم پذیرش حق نیمی از جامعه (زنان) برای حضور در استادیوم‌ها، باعث قهر مردم از تیم ملی شده‌اند.
دلیل حذف تیم ملی را باید در عوض کردن فصلی مدیران پرسپولیس و استقلال پیدا کرد. واقعاً در سه سال گذشته نه پرسپولیس و نه استقلال ثباتی در مدیریت خود نداشته‌اند و همه می‌دانیم که هسته اصلی تیم ملی از همین دو باشگاه تشکیل می‌شود.
اگر دقت کنیم متوجه خواهیم شد که اکثر تغییرات در تیم‌های در سطج مربیان است. مربی ایرانی را می‌اورند، چهار ماه بعد اخراجش می‌کنند و یک مربی خارجی را با پولی هنگفت و با سلام و صلوات وارد می‌کنند. اما دوباره چند ماه بعد یا مربی خارجی تحمل دخالت‌های بیجای مدیران را ندارد و می‌رود. و یا مدیران تحمل جا افتادن مربی خارجی را ندارند و او را برکنار می‌کنند. که البته در هر دو حالت مربی خارجی پولش را تمام و کمال می‌گیرد!
از سوی دیگر تقریباً سالی 2 یا 3 بار مربی به خارج می‌فرستیم برای دوره دیدن و یا مدرس ‌می‌آوریم برای آموزش مربیانمان. بدون آنکه به جای دیدن نوک بینی‌‌مان، کمی دورتر را ببینیم و به آموزش مدیران ورزشی بپردازیم. یا حتی در برنامه‌ای کوتاه مدت (مثلاً 10 ساله) مدیران خارجی را استخدام کنیم تا اصول اولیه و صحیح مدیریت ورزشی را در سیستم سنتی ورزشی‌مان پیاده کنند.
ختم کلام اینکه، معتقدم فارغ از ضعف عدم همکاری در ورزش‌های تیمی‌مان، بزرگترین ضعف‌مان به کارگیری نامهره‌ها در پست‌های مدیریتی است.

پنجشنبه، خرداد ۲۱، ۱۳۸۸

30 ثانیه کریمی و سه امتیاز حیاتی


حتی همین برد کم رمق هم کافی بود تا بار دیگر به حضور در جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی امیدوار شویم. در حالی که تیم ملی ایران در 4 بازی گذشته خود (شامل 2 دیدار خانگی)، به سادگی 9 امتیاز از دست داده بود، دیدار با امارات آخرین امیدمان را برای صعود به جام جهانی زنده نگه داشت.
چهارشنبه عصر به وقت تهران، تیم ملی ایران در دیداری یکطرفه و با تکیه بر تکنیک بازیکنان خود، توانست پس از 8 ماه در مسابقات مقدماتی جام جهانی پیروز از زمین خارج شود. در این دیدار تیم ایران فاقد هر گونه طراوت تاکتیکی بود و در طول نود دقیقه با اتکا به مهارت فردی برخی بازیکنان نظیر، پژمان نوری، علی کریمی، محمدرضا خلعتبری و حسین کعبی توانست برتری خود را بر حریف ضعیف و بی انگیزه‌اش دیکته کند.
در مورد امارات که به عنوان کم امتیازترین تیم به این مرحله صعود کرده بود، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که امارات در 9 دیدار گذشته خود در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی، طی یکسال گذشته، 8 شکست رو پذیرفته و تنها در دیدار خانگی مقابل ایران به تساوی رسیده است!

آنالیز شرایط صعود ایران:
با برد ایران مقابل اماراتو تساوی عربستان با کره‌جنوبی، بسیاری از اما و اگرهای گروه دوم رقابت‌های مقدماتی جام جهانی در آسیا از بین رفت.
در حال حاضر تیم ایران در بازی آخر خود (چهارشنبه 27 خرداد) مقابل کره‌جنوبی:

یک) اگر شکست بخورد، هیچ امیدی به صعود نخواهد داشت؛

دو) اگر پیروز شود و دیدار دو تیم عربستان و کره‌شمالی مساوی شود، به جام جهانی صعود می‌کند؛

سه) اگر پیروز شود و دیدار دو تیم عربستان و کره‌شمالی برنده داشته باشد، به عنوان تیم سوم گروه باید برای نیم سهمیه باقی مانده آسیا به مصاف تیم سوم گروه یک برود (به احتمال بسیار زیاد بحرین) و در صورت پیروزی در مجموع دو دیدار رفت و برگشت به مصاف نیوزلند برود؛ تا در صورت پیروزی در آن دیدار به جام جهانی برود؛

چهار) اگر مساوی کند و دیدار دو تیم عربستان و کره‌شمالی مساوی شود، هیچ امیدی به صعود نخواهد داشت؛

پنجم) اگر مساوی کند و کره‌شمالی برنده دیدار دو تیم عربستان و کره‌شمالی باشد، مشابه حالت سه؛

ششم) اگر مساوی کند و عربستان با اختلاف 2 گل یا بیشتر، برنده دیدار دو تیم عربستان و کره‌شمالی باشد، مشابه حالت سه؛

هفتم) اگر مساوی کند و عربستان با اختلاف 1 گل، برنده دیدار دو تیم عربستان و کره‌شمالی باشد، آنوقت با توجه به اینکه امتیاز و تفاضل گل ایران و کره‌شمالی برابر می‌شود:

الف) هر تیمی که در دیدار روز آخر بیشتر گل به ثمر رسانده باشد، به دلیل گل زده بهتر (امتیاز و تفاضل گل برابر) سوم می‌شود و حالتی مشابه حالت سه خواهد داشت.

ب) در صورت به ثمر رساندن تعداد گل برابر در دیدار روز آخر، ایران به دلیل پیروزی مقابل کره‌شمالی، به عنوان تیم سوم شناخته خواهد شد و حالتی مشابه حالت سه خواهد داشت.
×××

آنالیز نفر به نفر تیم ایران در بازی مقابل امارات:
سید مهدی رحمتی؛
با این که در طول بازی تعداد حملات امارات انگشت شمار بود، اما حس داشتن یک دروازه‌بان مطمئن درون دروازه تیم ملی، حس بسیار خوشایندی بود. پس از خداحافظی عابدزاده از تیم ملی و در طول ده سال گذشته دروازه‌بانانی نظیر پرویز برومند، مهدی واعظی، نیما نکیسا، داوود فنایی، ابراهیم میرزاپور، حسن رودباریان و وحید طالب‌لو، در مقاطع مختلف سنگربان تیم ملی بوده‌اند. اما هیچکدام نتوانستند نقطه قوتی در تیم باشند. به عبارت دیگر همیشه یکی از دغدغه‌های تیم ملی ایران در ده سال گذشته نداشتن دروازه‌بان مطمئن بوده است. اما این روزها دروازه ایران با حضور رحمتی، بار دیگر به یکی از نقاط قوت تیم تبدیل شده است.

هادی عقیلی؛
او هم مانند رحمتی و دیگر مدافعان تیم، روز چندان سختی نداشت، اما علی رغم تسلطش در هنگام دفاع، در بازی سازی بسیار بی دقت عمل کرد. در واقع بازی سازی او در طول بازی به زیر توپ زدن خلاصه می‌شد. این موضوع یکی از ریشه‌های بی برنامه بودن حملات تیم ایران است که مدافعان تیم سعی دارند با پاس بلند مهاجمان را صاحب توپ کنند، اما با این حرکت، عملاً هافبک‌های بازی ساز تیم را از جریان بازی خارج می‌کنند. این ضعف از زمانی من به یاد دارم در تیم ایران بوده است. محمد پنجعلی، سیامک رحیم‌پور، مرتضی فنونی‌زاده، نادر محمدخانی، محمد خاکپور، افشین پیروانی، محمد نصرتی، رحمان رضایی و مدافعان کنونی همگی با این روش، تاکتیک تیمی را از بین برده‌اند.

سید جلال حسینی؛
در حالی که سید جلال در بازی سازی کمی بهتر از عقیلی نشان داد و یکی دو بار با حرکات انفجاری خود از دفاع کند و آغازگر حمله به دروازه امارات بود، نزدیک بود با اشتباه بزرگش در دقایق پایانی بازی، آخرین بخت ایران برای حضور در جام جهانی را نابود کند. به طور کلی، حسینی بهتر از عقیلی در بازی سازی تیم نقش داشت، اما بدتر از او به وظیفه اصلی‌اش، که همان دفاع کردن بود، پرداخت.

حسین کعبی؛
کعبی مثل همیشه بود و همین مثل همیشه بودنش برای ما کافی بود تا جناح راست تیم ملی جناحی قابل اتکا باشد. نفوذهای کعبی چه در نیمه اول و چه در نیمه دوم، یکی از نقاط قوت بازی دیروز بود. کعبی با تکل‌های معروفش در نیمه دوم یکی دوبار نقش مهمی در دفاع داشت. شاید بزرگترین ایراد کعبی، بازی کردن با سر پائین باشد، که قدرت تصمیم‌گیری به موقع را در او به میزان قابل توجهی پائین می‌آورد.

پژمان نوری؛
به اعتقاد من پژمان نوری بهترین بازیکن بازی ایران مقابل امارات بود. نوری که پست تخصصی‌اش هافبک میانی است، دیروز در دفاع چپ تیم ملی بسیار بهتر و مؤثرتر از محمد نصرتی (دفاع چپ ایران در بازی با کره‌شمالی) بازی کرد. پژمان باید قبول کند که با توجه به ترافیک هافبک میانی در تیم ملی و فقدان یک دفاع چپ جنگنده، می‌تواند در نقش دفاع چپ، هم فرصت بیشتری برای بازی داشته باشد و هم دفاع چپ تیم را سر و سامان بخشد. نوری در بازی با امارات ضمن حضور موفق در حملات یکی دوبار در دفاع هم بسیار خوب ظاهر شد که نمونه بارز آن ناکام گذاشتن مهاجم امارات در دقایق پایانی بازی و در حوالی منطقه شش قدم دروازه ایران بود.

آندرانیک تیموریان؛
پیش از بررسی عملکرد آندو، بد نیست به این نکته اشاره کنم، که ای کاش قطبی به جای سیستم تدافعی 4-2-3-1، یکی از دو هافبک دفاعی تیم را با یک مهاجم جابجا می‌کرد. آندو دیروز در ترکیب اصلی بود ،اما نبود! در واقع از آن بازیکن مؤثر 2 سال پیش تیم ملی، فقط یک اسم باقی مانده است و دیگر هیچ. آندو در دیدار دیشب، یکی از ضعیف‌ترین بازیکنان تیم بود.

جواد نکونام؛
جواد که تاکنون در دور چهارم مسابقات مقدماتی جام جهانی در آسیا با به ثمر رساندن 3 گل (43 درصد کل گل‌ها) مؤثرترین بازیکن تیم ملی بوده است، در بازی با امارات و پس از طی کردن محرومیتش در بازی با کره‌شمالی به عنوان فرشته نجات تیم به زمین آمده بود. اما همین مسؤولیت، بار روانی سنگینی برای او ایجاد کرده بود که در نهایت از او یک بازیکن معمولی ساخته بود. نکونام به جز یکی دو پاس خوبش در طول بازی چندان مؤثر نبود، ضمن این که یکی از بهترین بخت‌های گلزنی ایران را نیز از دست داد.

مهدی مهدوی کیا؛
مهدوی کیا یکی از بازیکنان محبوب من است. اما دیدن بازی‌های او در ماه‌های اخیر تنها خبر از یک چیز می‌دهد و آن هم رسیدن به نقطه پایانی دوران طلای اوست. بی دلیل نیست که او در اکثر دیدارهای اینتراخت فرانکفورت، حتی نیمکت نشین هم نبود و بازی‌ها را از روی سکو دنبال می‌کرد. در واقع بهترین تصمیم قطبی، تعویض کاپیتان تیم ملی در بین دو نیمه بود.

مسعود شجاعی؛
تنها بازیکن جوان خط آتش تیم ملی در بازی با امارات، بسیار بی نشاط و بی دقت بود. شجاعی که عملکردش در بازی مقابل کره‌شمالی نیز، چنگی به دل نزد، این بار هم در طول 80 دقیقه حضورش در زمین، بیشتر برای خودش بازی کرد تا تیم. اوج بی‌دقتی او زمانی بود که یکی از معدود پاس‌های خوب نکونام در موقعیتی استثنایی به او رسید، اما او آنقدر با توپ جلو رفت (در حالی که با دروزاه‌بان امارات تک به تک بود) که دیگر شانسی برای زدن ضربه نداشت. آنگاه تصمیم گرفت که آرش برهانی را صاحب توپ کند که خیلی دیر شده بود. اما دوندگی او در این دیدار قابل تحسین بود. مسعود دو بار در نیمه دوم، تا پشت محوطه جریمه ما بازگشت تا جای خالی کعبی و سید حلال حسینی را پر کند.

علی کریمی؛
شاید هیچ کس به اندازه علی دایی از گلزنی کریمی در بازی مقابل امارات حسرت نخورد. کریمی که دیشب شاید تنها 30 ثانیه همان کریمی‌ای بود که مردم انتظارش را داشتند، در همان 30 ثانیه مفیدش، تنها گل تیم ایران را به ثمر رساند تا امیدها را برای حضور در جام جهانی زنده نگه دارد. شاید حالا دایی بیش از پیش حسرت لجبازی‌ها و دشمن تراشی‌های خود را بخورد. چرا که کریمی درست مانند فرشاد پیوس 20 سال پیش و علی دایی 10 سال پیش، در طول نود دقیقه بازی، هر لحظه بوی گل می‌دهد. این همان عبارتی است که علی پروین درباره فرشاد پیوس استفاده کرده بود و حقیقت هم داشت. اگر یک بار دیگر لحظه گلزنی کریمی را مرور کنیم، آرامش او و نیم نگاهش به دروازه امارات هنگام زدن ضربه، دو فاکتور مهمی است که اکثر بازیکنان تیم ملی، از بکارگیری توأم آن عاجز هستند.

وحید هاشمیان؛
به جرأت می‌گویم که هاشمیان مانند بسیاری از دیدارهای اخیر ایران، بدترین بازیکن تیم بود که هیچ نقشی را در تیم بر عهده نگرفت. شاید نجابت قطبی باعث حضور 58 دقیقه‌ای او در زمین شد و الا مربیانی مانند امیر قلعه‌نوعی که صبور نیستند، چنین بازیکنانی را در همان 30 دقیقه اول از زمین بیرون می‌کشند.

محمدرضا خلعتبری؛
خلعتبری که نیمه دوم به جای مهدوی کیای بی اثر وارد زمین شده بود، دقیقاً بر عکس او بسیار مؤثر ظاهر شد تا نشان دهد چیزی که تیم ملی در حال حاضر نیازمند آن است، تلفیق انگیزه و تجربه است. خلعتبری تنها 2 دقیقه پس از حضورش در زمین خود را در موقعیتی استثنایی قرار داد و اتفاقاً ضربه سر خوبی هم زد، اما از بخت بد او توپ وارد دروازه نشد. محمدرضا خلعتبری در ادامه هم بسیار پر جنب و جوش ظاهر شد، هر چند که در چند صحنه اصرار بیش از اندازه‌اش به تکروی، موقعیت‌های خوبی را از تیم گرفت؛ اما در کل بسیار بهتر از مهدوی کیا نشان داد.

آرش برهانی؛
برهانی که انگار فقط بلد است در تیم قلعه‌نوعی گل بزند، دیشب هم بهترین بخت ایران را برای زدن گل دوم، در حالی از دست که دروازه‌ای تقریباً خالی را پیش رویش داشت. آرش در همان موقعیتی که قبلاً اشاره کردم (تعلل شجاعی) هر چند دیر، اما صاحب یک موقعیت طلایی برای گلزنی شد، اما باز هم نتوانست گل بزند. برهانی که در این بازی از دقیقه 58 به جای شبحی به نام هاشمیان به بازی گرفته شد، اقلاً این خاصیت را داشت تا بیننده بازی حس کند 11 نفر در تیم ایران بازی می‌کنند!

خسرو حیدری؛
خسرو حیدری که در دقیقه 80 به جای شجاعی به زمین آمد، با حضورش در زمین جای خود را با خلعتبری عوض کرد تا هر دو در پست‌های تخصصی‌شان قرار بگیرند. حیدری که یکی از بهترین‌های استقلال و لیگ در لیگ هشتم بود و از ارکان اصلی قهرمانی آبی‌پوشان، در تیم ملی به حقش نرسید و نتوانست خودش را به طور کامل نشان دهد. هر چند که همان حضور ده دقیقه‌اش هم منجر به ایجاد موقعیتی ایده‌آل برای کعبی شد.

افشین قطبی؛
قطبی هم مانند بسیاری از مربیان ایرانی، چیزی به عنوان سبک یا تاکتیک در چنته‌اش ندارد. اما تخصص و تبحر او در آنالیز تیم حریف، به همراه شخصیتش، بزرگترین داشته‌های او هستند. بازی‌خوانی قطبی در نیمه دوم بازی مقابل امارات تحسین برانگیز بود و به جای فراخواندن تیم به دفاع، آنها را تشویق به بازی آرام اما رو به جلو می‌کرد. هر سه تعویض قطبی در بازی با امارات خوب بود، اما امیدورام او از بازی خلعتبری، برهانی و حیدری راضی شده باشد تا اقلاً دو نفر از این سه بازیکن به جای هاشمیان و مهدوی کیا در روز سرنوشت ساز بازی مقابل کره‌جنوبی در ترکیب اصلی تیم قرار بگیرند.

جمعه، فروردین ۲۸، ۱۳۸۸

لبان غنچه شده ذوب آهن برای بوسه بر جام قهرمانی، سلام مس به آسیا و خداحافظی داماش با لیگ برتر

باز هم سرنوشت قهرمانی لیگ برتر ایران به روز آخر کشیده شد و باز هم رقابت بین یک تیم تهرانی و یک تیم اصفهانی است!
در هفته سی و سوم لیگ برتر، تنها یک دیدار به تساوی رسید، اما همین نتیجه تا حدود زیادی تکلیف قهرمانی را روشن کرد. استقلال تهران در روزی که میزبان سایپا بود، 88 دقیقه انتظار کشید تا از روی نقطه پنالتی دروازه تیم سرمربی تیم ملی را باز کند. اما در دقیقه دوم از سه دقیقه وقت‌های تلف شده بازی، سایپا روی یک ضربه ایستگاهی و با استفاده از اشتباه مدافعان و دروازه‌بان استقلال در جایگیری، به گل تساوی دست یافت. این گل بیش از آنکه برای سایپا اهمیت داشته باشد، برای ذوب آهن ارزشمند بود. چرا که ذوب آهن با برد راحت و قاطع سه بر صفر مقابل ملوان، حالا با 3 امتیاز اختلاف نسبت به استقلال در صدر جدول قرار دارد و حتی یک تساوی در دیدار آخر مقابل فولاد سند قهرمانی آنها را امضا خواهد کرد!
کمی پائین‌تر از قله جدول، رقابت داغ دیگری بین چهار تیم مس، سپاهان، پرسپولیس و صبا برای کسب سهمیه سوم لیگ قهرمانان آسیا بود که پس از بازی‌های هفته سی و سوم، شرایطی بسیار مشابه به شرایط قهرمانی پیش آمد. به نحوی که پرسپولیس و صبا با شکست در این هفته، دیگر هیچ شانسی برای کسب این سهمیه ندارند. مس هم با 3 امتیاز اختلاف نسبت به سپاهان، تنها نیازمند یک تساوی از آخرین دیدار خود مقابل پیکان است، که با توجه به شکست ناپذیر بودن مس در خانه تاکنون، می‌توان سهمیه سوم لیگ قهرمانان آسیا را از هم اینک از آن مس کرمان دانست.
در انتهای جدول هم، داماش علی رغم پیروزی مقابل برق بی انگیزه، به دسته یک سقوط کرد. پیام با برد بسیار ارزشمندش مقابل مقاومت، جایش را در جدول با دیگر تیم مشهد، ابومسلم، عوض کرد؛ اما هنوز از حاشیه امنیت برخوردار نیست.
در هفته پایانی، پیام میزبان استقلال خواهد بود که یکی به دنبال کور سوی قهرمانی خود می‌گردد و دیگری به کور سوی بقای خود می‌اندیشد! استقلال اهواز میهمان تیم سقوط کرده برق خواهد بود که می‌تواند امیدوار باشد به کسب هر سه امتیاز این دیدار. ابومسلم هم میهمان ملوان بی انگیزه است. ابومسلم حداقل این شانس را دارد که در صورت هم امتیاز شدن با پیام یا استقلال اهواز به دلیل تفاضل گل بهترش، بالاتر از این دو تیم قرار بگیرد.
×××
جدول رده‌بندی پیش بینی‌ها
نتایج لیگ پیش بینی‌ها
جدول رده‌بندی لیگ پیش بینی‌ها (عباس در فاصله یک هفته به پایان بازی‌ها قهرمان شد.)
جدول مسابقات حذفی پیش بینی‌ها (مجید و سیدرضا به فینال راه یافتند.)

سه‌شنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۸۸

وقتی که برق رفت، فولاد استقلال را ذوب کرد

در روزی که برق رفت، ذوب آهن به کمک فولاد، پس از پانزده هفته بار دیگر به صدر جدول بازگشت.
در هفته سی و دوم لیگ برتر، مکان ده تیم از هیجده تیم لیگ برتر در جدول رده‌بندی جا به جا شد که مهمترین جابجایی بین ذوب آهن و استقلال تهران صورت گرفت.
استقلال که تا هفته پیش و برای پانزدهمین هفته متوالی صدرنشین لیگ بود، با از دست دادن دو امتیاز حساس مقابل فولاد، کنترل صدر جدول را به دست نماینده سخت کوش اصفهان سپرد. چرا که ذوب آهن با برد خفیف دو بر یک مقابل برق، ضمن رسیدن به صدر جدول، سبب سقوط برق به لیگ یک شد.
به این ترتیب، حالا این ذوب آهن است که قهرمانی را در دستان خود دارد، مگر آن که فولاد در روز آخر ذوب آهن را نیز متوقف کند. هر چند که با توجه به شرایط موجود، فولاد دیگر هیچ امیدی به کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا ندارد و به تبع بدون انگیزه مقابل نماینده اصفهان صف آرایی خواهد کرد. ذوب آهن که در هفته سی و سه یک دیدار ساده مقابل ملوان دارد، حتی می‌تواند در صورت کسب پیروزی مقابل نماینده انزلی و خوش شانس بودن (شکست استقلال مقابل سایپا) در فاصله یک هفته با پایان بازی‌ها قهرمان لیگ شود.
اما از بین تیم‌های مس، سپاهان، پرسپولیس و صبا، تنها یک تیم می‌تواند سهمیه سوم ایران در لیگ قهرمانان آسیا را از آن خود کند که دیدار هفته آنیده صبا و مس در قم نقش تعیین کننده‌ای در نماینده سوم ایران خواهد داشت.
در انتهای جدول نیز، برق با کسب تنها 2 امتیاز در نیم فصل دوم صقوطش به لیگ یک حتمی شد. این در حالی است که برق تا پایان هفته نهم با 19 امتیاز صدرنشین لیگ بود. به عبارت دیگر برق در 23 دیدار اخیرش 18 باخت و 5 تساوی داشته است!
داماش دیگر تیمی است که در بین سه تیم در معرض سقوط، کمترین بخت را برای بقا دارد. هر چند که داماش می‌تواند از دو دیدار آخرش مقابل برق در خانه و مقابل پاس در همدان 6 امتیاز کسب کند، اما شرایط داماش به گونه‌ای است که محتاج امتیاز از دست دادن دیگر تیم‌ها نیز هست! استقلال اهواز یک دیدار دشوار مقابل پرسپولیس خواهد داشت و یک دیدار آسان مقابل برق. پیام نیز در هفته سی و سه میهمان مقاومت بی انگیزه خواهد بود. اما در هفته پایانی میزبان استقلال تهران است که برای رسیدن به پیروزی دست به کاری خواهد زد! با توجه به جمیع موارد فوق، پیش بینی من بین 4 تا 6 امتیاز برای استقلال اهواز و داماش در دو هفته پایانی است. اما حدس می‌زنم پیام بین 2 تا 4 امتیاز از دو دیدار آخرش کسب کند.
×××
اما در پیش بینی‌ها، دانیال همچنان صدرنشین است، اما امیر_ش تنها 10 امتیاز پائین‌تر از اوست.
در لیگ پیش بینی‌ها نیز پس از بازی‌های هفته سی و دوم، حالا عباس در دو هفته پایانی تنها دو امتیاز می‌خواهد تا قهرمان لیگ پیش‌بینی‌ها شود.
در جام حذفی پیش‌بینی‌ها نیز، آرش و مجید، هر دو دیدار رفت نیمه‌نهایی را در زمین حرفان با برد پشت سر گذاشتند.

دوشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۸

فولاد تعیین می‌کند که استقلال قهرمان خواهد شد یا ذوب آهن

پس از یک ماه وقفه به دلیل دیدارهای تیم ملی، هفته سی و یکم لیگ برتر با ادامه رقابت شانه به شانه استقلال تهران و ذوب آهن به پایان رسید.
در دیدارهای این هفته استقلال در دیداری آسان توانست ملوان را با سه گل از پیش رو بر دارد. ذوب آهن نیز با دو گلی که در نیمه دوم دیدار خانگی‌اش مقابل پیام به ثمر رساند، آسان‌ترین دیدار از دیدارهای باقی مانده‌اش را با برد پشت سر گذاشت تا سایه به سایه استقلال در جدول رده‌بندی حرکت کند.
استقلال در سه بازی آینده خود، به ترتیب میهمان فولاد، میزبان سایپا و میهمان پیام خواهد بود. از طرف دیگر ذوب آهن در سه دیدار پایانی فصل ابتدا میهمان برق خواهد بود، سپس میزبان ملوان و در نهایت میهمان فولاد. با توجه به دیدارهای باقی مانده، به نظر می‌رسد نتیجه بازی این دو تیم مقابل فولاد در اهواز، نقش تعیین کننده‌ای در سرنوشت قهرمانی لیگ هشتم داشته باشد. چرا که فولاد می‌داند برای کسب سهمیه آسیا باید هر سه دیدار آینده‌اش را با پیروزی پشت سر بگذارد.
اما فارغ رقابت تنگاتنگ صدر جدول، جدال تیم‌ها برای کسب سهمیه آسیا و رقابت برای عدم سقوط نیز روز به روز حساس‌تر می‌شود.
در بالای جدول، پرسپولیس طبق عادت سال‌های اخیر، سال جدید را با شکست آغاز کرد. شکستی که بیشتر به نحوه تمرین بازیکنان در ایام نوروز مربوط می‌شود! صبا حریف پرسپولیس در این روز با کسب برد شیرین دو بر صفر، توانست در جدول رده‌بندی، دو پله بالاتر رود و پرسپولیس را نیز دو پله به زیر کشد.
سپاهان دیگر تیم مدعی برای کسب سهمیه آسیا، با تساوی مقابل داماش در همان سکوی پنجم ایستاد و مس نیز با پیروزی یک بر صفر مقابل راه آهن، بیش از پیش به کسب سهمیه آسیایی امیدوار شد.
در حال حاضر و در بالای جدول، استقلال، ذوب آهن، مس، صبا، سپاهان و پرسپولیس به ترتیب با 61، 60، 52، 49، 49 و 49 امتیاز اول تا ششم هستند و تفاضل گل صبا، سپاهان و پرسپولیس به ترتیب 13+، 10+ و 7+ است.
چهار تیم مس، صبا، سپاهان و پرسپولیس، همگی دیدارهای حساس و نه چندان آسانی در سه هفته پایانی دارند، که در این بین جدال مس با صبا در قم (هفته 33)، می‌تواند بسیاری از معادلات را بهم زند.
رقابت در انتهای جدول هم بسیار دیدنی شده است. در بین تیم‌های در معرض سقوط، استقلال اهواز با برد شیرینش مقابل سایپا، گام بزرگی برای فرار از سقوط برداشت. در عوض پیام با پذیرش شکست مقابل ذوب آهن، بار دیگر به جمع فانوس به دستان پیوست. دو تیم داماش و برق هم نتوانستند به نتیجه بهتر از تساوی یک بر یک مقابل سپاهان و ابومسلم دست یابند و به احتمال زیاد سقوط خواهند کرد.
در حال حاضر ابومسلم 33، استقلال اهواز 31، پیام 29، داماش 27 و برق 24 امتیازی هستند. برق قعرنشین لیگ، خوب می‌داند که در صورت باخت در دیدار هفته سی و دوم مقابل مس، احتمال قطعی شدن سقوطش به دسته پائین تر وجود دارد. بنابراین ذوب آهن دیدار آسانی مقابل برق نخواهد داشت.
با توجه به برد اخیر استقلال اهواز، کنترل قعر جدول در دست آبی پوشان اهوازی است. اما استقلال اهواز در دو هفته آتی به ترتیب، میزبان سپاهان و میهمان پرسپولیس خواهد بود که هیچ کدام از این دو دیدار، بازی آسانی به حساب نمی‌آید. اما در هفته پایانی استقلال اهواز میهمان برق خواهد بود. دیداری که اما و اگرهای زیادی دارد. اگر برق بتواند فاصله 7 امتیازیش با استقلال اهواز را در دو هفته آینده به 3 امتیاز برساند، آنگاه پیروزی در دیدار خانگی مقابل استقلال اهواز می‌تواند برق را از سقوط نجات دهد! به عبارت دیگر برق باید یکی از دو دیدار مقابل ذوب آهن و داماش را با برد پشت سر بگذارد و دیدار دیگر را اقلاً با تساوی به پایان برساند. آنگاه باید استقلال اهواز را ببرد تا شاید سقوط نکند!
با توجه به جمیع موارد فوق، به نظر می‌رسد، دو تیم برق و داماش سقوط خواهند کرد و از بین استقلال اهواز و پیام نیز یک تیم دیگر به جمع سقوط کنندگان اضافه خواهد شد.
جدول دیدارهای هفته 32
×××
جدول رده‌بندی پیش بینی کنندگان
نتایج لیگ پیش بینی کنندگان
جدول لیگ پیش بینی کنندگان
جام حذفی پیش بینی کنندگان

دوشنبه، فروردین ۱۰، ۱۳۸۸

ما می‌گیم شاه نمی‌خوایم، نخست وزیر عوض می‌شه

اگر اخبار فوتبال ایران را دنبال می‌کنید، حتماً می دانید که تیم ملی در دیداری بسیار حساس مقابل عربستان باخت. پیروزی در این دیدار می‌توانست همانقدر امیدهای صعود به جام جهانی را افزایش دهد که باخت در این دیدار، آن امیدها را کاهش داد.
در حال حاضر که این مطلب را می‌نویسم، خبر برکناری علی دایی از سمت سرمربیگری تیم ملی همه جا پیچیده است. اما هنوز معلوم نشده که چه کسی جانشین او شده است.
×××
بحث فنی بازی
اول؛ انتخاب نفرات
دایی هم مثل همه مربی‌های دیگر حق انتخاب نفرات تیم ملی را داشت. او از این حق استفاده کرد و توانست کریم باقری را پس از هفت سال به تیم ملی بازگرداند. و با استفاده از همین حق علی کریمی را دعوت نکرد. به اعتقاد من کریم باقری و علی کریمی، از جمله 10 بازیکن برتر دهه اخیر فوتبال ایران هستند. اما هر دو بازیکن مذکور در برهه‌ای از زمان اشتباه کردند. باقری که با بازگشتش به تیم ملی، روح تازه‌ای به تیم دمیده بود، به بهانه خستگی و در واقع برای لذت بردن از تعتیلات نوروزی‌اش، از حضور در تیم ملی سر باز زد. داستان کریمی هم که بر همه روشن است. به نظر من، دایی در عدم دعوت از کریمی کاملاً محق بود. همانطور که برانکو خداداد عزیزی را دعوت نمی‌کرد، و یا امه ژاکه از دعوت کانتونا و دیوید ژینولا امنتاع می‌کرد. اگر حتی مربی یک تیم آماتوری بوده باشید، اولین چیزی که در تیمتان نمی‌خواهید، بازیکن بی نظم و خود مختار است. و متأسفانه کریمی همیشه بی نظم بوده است.
فارغ از بحث این دو بازیکن، عدم دعوت از آرش برهانی بهترین گلزن حال حاضر لیگ برتر و مجتبی جباری (هر چند که او نیز مانند کریمی بی نظم است) توجیه منطقی‌ای نداشت. ضمن این که علی رغم آمادگی خسرو حیدری، استفاده مکرر از حسین کعبی نا آماده (که روی گل اول عربستان، مقصر اصلی بود)، یکی از ایرادهای مهره چینی دایی به شمار می‌رفت.
در بحث نفرات تیم ملی، معتقدم همه بازیکنان شایسته در زمین بودند به جز دو نفر: آرش برهانی و خسرو حیدری که به ترتیب به جای غلامرضا رضایی و حسین کعبی می‌توانستند به کار گرفته شوند.
دوم؛ تعویض‌ها
به نظرم ورود هاشمیان به جای رضایی، یک تعویض نادرست بود. چرا که هاشمیان مدت‌هاست که شایسته حضور در تیم ملی نیست. ای کاش اقلاً به جای آوردن یک بازیکن کم اثر، دایی سیاوش اکبرپور را (از بین نیمکت نشینان آن روز) وارد زمین می‌کرد. تصور کنید اگر به جای مثلث کم فروغ نکونام، شجاعی و رضایی، مثلث هماهنگ جباری، برهانی و اکبرپور به کار گرفته می‌شد، چه تأثیری در نحوه حملات تیم ایجاد می‌شد؟
سوم؛ تاکتیک تیم
این بخش را با این نقل قول آغاز می‌کنم: "علی دايی درباره اشتباهات تاكتيكی تيم ملی نيز گفت: اين مسائل را بازيكنان بايد از 12 سالگی ياد بگيرند و من نمی‌توانم خود به ميدان بروم و اين نكات فردی را به بازيكنانم گوشزد كنم."
حالا سوال اینجاست که پس وظیفه سرمربی چیست؟ صرف داشتن یه عده بازیکن و بازی دادن به آن‌ها که می‌پسندیم، همه وظایف سرمربی را شامل می‌شود؟
دایی گفته است: " ما يك گل بد دريافت كرديم ضمن آنكه گل دوم نيز روی يك ضربه كرنر به دست آمد نه فشار حملات تيم عربستان. ضمن آنكه ما در همان صحنه نيز برای تمامی بازيكنان از جمله بازيكنی كه گل‌زنی كرد يار مستقيم گذاشته بوديم اما، بازيكن ما به وظيفه‌اش عمل نكرد و به همين دليل شكست خورديم."
آقای دایی که معتقد است هر دو گل را بر روی یک اتفاق خورده است، آیا به این نکته توجه کرده است که روی گل اول عربستان دفاع خطی ایران در آفساید گیری ناموفق بود؟ آیا علی دایی دیده است که روی گل دوم عربستان، که حاصل یک ضربه کرنر بود، هیچ کسی تیر دوم دروازه‌مان را نگرفته بود؟ و ما از همان ناحیه گل خوردیم؟
آقای دایی که اعلام کرده است: " معتقدم تيم ملی ايران امروز بسيار خوب بازی كرد و من به بازيكنان تيم ملی افتخار می‌كنم." آیا به این فکر کرده است که عربستان در نیمه یک گل سالم زد که با اشتباه داور پذیرفته نشد؟
آیا به این فکر کرده است که روی اشتباه مسلم سید جلال حسینی، که دایی از او شخصاً تعریف کرده است، رحمتی مرتکب یک خطای پنالتی شد، که کمترین جریمه‌اش اخراج دروازه‌بان ما می‌بایست بود؟ اما باز هم اشتباه داور در عدم اعلام پنالتی از بروز یک فاجعه جلوگیری کرد.
آقای دایی باز هم گفته است که: " متأسفانه اين طبيعت فوتبال ماست و ما پس از گل نبايد عقب می‌آمديم اين وظيفه بازيكنان بزرگتر تيم بود كه بايد شرايط هجومی تيم را حفظ می‌كردند اما، متأسفانه اين اتفاق نيفتاد."
نه آقای دایی شما هم مثل اکثر هموطنانمان، هر بردی را از آن خود می‌دانی و هر باخت را به گردن دیگران می‌اندازی. اگر شما فهمیدی که تیمت عقب کشیده، پس چرا با یک تعویض به جا و آوردن بازیکنی که در پی اثبات خود در تیم است، سعی نکردی روند تیمی‌ات را عوض کنی؟ (دو تعویض ما یکی قبل از گل تیم خودمان بود و دیگری بعد از گل تساوی عربستان.)
در نهایت این که آقای دایی فرمودند: "سوال من اين است كه مگر يك تيم چند بازی می‌تواند پيروز شود و برد و باخت در فوتبال هر كشوری وجود دارد."
آقای دایی صرفاً برای یادآوریتان عرض می‌کنم که در پنج بازی مقدماتی جام جهانی ما یک برد داشته‌ایم، سه تساوی و یک باخت! من متوجه منظورتان در مورد " مگر يك تيم چند بازی می‌تواند پيروز شود" نمی‌شوم!
نکات جنبی بازی
اول؛ تماشاگران

بر خلاف ادعای واهی اکثر رسانه‌ها، یکی از بدترین تماشگران دنیا هستیم. من بیش از 100 بار به استادیوم رفته‌ام. و هر بار سوای مسائل اخلاقی که کلاً در ورزشگاه‌های ما محلی از اعراب ندارد، موضوع تشویق‌ها خیلی خنده‌دار است. هرگاه تیم مورد حمایت تماشاگران مقابل تیم حریف عقب می‌افتد، سکوت احمقانه‌ای ورزشگاه را فرا می‌گیرد. همه سیگار می‌کشند و فحش می‌دهند. در همین بازی با عربستان، در دقایق پایانی نیمه اول، فریاد "علی کریمی علی کریمی" مردم همه جا را گرفته بود. شما که سرمربی تیمتان را می‌شناسید! اعصابش تعطیل است! درست قبل از پایان نیمه اول که دایی باید حواسش را جمع کند تا چهار کلمه با بازیکنانش حرف بزند، این تشویق احمقانه علی کریمی روحیه او را به شدت متزلزل می‌کند. باور کنید و بپذیرید که "علی کریمی" خودش دلش نمی‌خواهد که در تیم باشد!
در نیمه دوم بعد از گل ایران، که روی حرکت و فضا سازی عالی محمدرضا خلعتبری به دست آمد، تماشاگران شروع می‌کنند به تشویق دایی! همان علی دایی‌ای که تا چند وقت پیش، مادرش را در ورزشگاه‌ها به فحش می‌کشیدند! دقیقاً در میان تشویق‌هاست که عربستان گل مساوی را می‌زند و ورزشگاه خفه می‌شود! ای بابا الان موقع تشویق است! پس روحیه تیم چی می‌شه؟
اما این پایان کار نیست! تنها یک دقیقه پس از گل دوم عربستان، تصویربردار نمایی بازتری از ورزشگاه را نشان می‌دهد. بدون اغراق 70 درصد تماشاگران رفته‌اند! مابقی تماشاگران هم یا به دایی فحش می‌دهند و یا عربستان را تشویق می‌کنند!
دوم؛ علی دایی
با احترام به علی پروین، احمدرضا عابدزاده و خیلی‌های دیگر، علی دایی پرافتخارترین فوتبالیست ایران است. اما همانطور که قبلاً هم نوشته بودم، دایی را خیلی زودتر از زمان مناسبش سرمربی تیم ملی کردند. الان هم خیلی زودتر از زمان لازمش از کار برکنارش کردند. در واقع جناب کفاشیان، رئیس فدراسیون فوتبال، بهترین گزینه برای سرمربیگری آینده تیم ملی ایران را سوزاند! اگر دایی چند سال بعد و با کسب تجربه بیشتر – به خصوص تجربه در برخورد با رسانه‌ها – به تیم ملی می‌آمد، خیلی بهتر بود. حالا هم گزینه مناسبی برای جایگزینی او نداریم. افشین قطبی و محمد مایلی کهن دو گزینه ابتدایی مد نظر فدراسیون هستند. من شخصاً به شایستگی‌های قطبی برای سرمربیگری تیم ایران شک دارم، چرا معتقدم پارسال هم استلی تیم پرسپولیس را جمع کرد. مایلی کهن هم که بارها امتحانش را پس داده است!
شاید بهترین راه کار، گذاردن شخصی متین و با اخلاق در کنار دایی بود. کسی مانند دکتر زادمهر که عامل نجات دایی و سایپا از بحران خود ساخته دایی در لیگ دو سال قبل بود. و پس از حضور او و کنترل برخوردهای دایی سایپا توانست قهرمان لیگ برتر شود.
سوم؛ احمدی نژاد
نمی‌خواهم وارد بحث سیاسی شوم. اما خنده‌دارترین موضوع تلاش برای ربط دادن باخت ایران به حضور احمدی‌نژاد در ورزشگاه است. من خودم شخصاً شاهد صحنه ورود احمدی‌نژاد به ورزشگاه بودم. تماشاگران چنان ابراز احساسات کردند که واقعاً جای تعجب داشت. موج مکزیکی‌ای که همزمان با حضور احمدی‌نژاد در ورزشگاه راه افتاد، باعث شد تا گزارشگر استرالیایی شبکه Fox Sport نسبت به حضور احمدی‌نژاد واکنش نشون بده.
تحلیل جدول رده‌بندی و بازی‌های آینده
از آنجایی که همیشه ما با از دست دادن فرصت‌ها دنبال آخرین سهمیه جام جهانی هستیم، این بار هم در حالی که تاکنون 9 امتیاز از 15 امتیاز ممکن را از دست داده‌ایم، باید تمام 9 امتیاز بازی‌های آینده از آن خود کنیم وگر نه کارمان به اما و اگر خواهد کشید.
در حال حاضر، کره شمالی، کره جنوبی، عربستان، ایران و امارات به ترتیب با 10، 8، 7، 6 و 1 امتیاز اول تا پنجم هستند که در این بین، کره جنوبی با 4 بازی، یک بازی از بقیه کمتر انجام داده است.
همانطور که بالا نیز اشاره کردم، اگر ایران موفق شود هر سه بازی آینده خود را با پیروزی پشت سر بگذارد، قطعاً به جام جهانی صعود خواهد کرد. اما با در نظر گرفتن این که بازی مقابل کره شمالی و کره جنوبی در زمین حریفان برگزار خواهد شد، نمی‌توان به سادگی از پیروزی در این دو دیدار سخن به میان آورد.
شرایط جدول در گروه دوم منطقه آسیا به گونه‌ایست که احتمالاً تا روز پایانی تکلیف سه تیم ایران، عربستان و کره شمالی مشخص نخواهد شد. اما به نظر من، کسب 7 امتیاز از سه بازی باقی مانده نیز می‌تواند ما را به عنوان تیم سوم گروه همچنان امیدوار به صعود به جام جهانی نگه دارد.
به این ترتیب و با توجه به دیدار بسیار سخت روز آخرمان مقابل کره جنوبی، پیروزی در دیدار خارج از خانه مقابل کره شمالی و دیدار خانگی مقابل امارات، حکم مرگ و زندگی را در زنده نگاه داشتن امیدهایمان بازی می‌کند.
با در نظر گرفتن حالت‌های متفاوت، چیزی که مشخص است، رقابت بسیار کره شمالی، عربستان و ایران در دیدارهای آینده خواهد بود. به نحوی که اگر ایران به جای 9 امتیاز بتواند تنها 7 امتیاز از سه دیدار آینده‌اش کسب کند، انگاه با یک امتیاز جابجایی بین عربستان و کره شمالی رتبه ایران بین دوم تا چهارم متغیر خواهد بود.

دوشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۷

استقلال حرارت کوره ذوب آهن را حس کرد

با توقف دو تیم استقلال تهران و پرسپولیس در هفته بیست و نهم لیگ برتر، موقعیت آبی‌پوشان در صدر جدول به خطر افتاد و پرسپولیس هم نشان داد که علی رغم کسب نتایج بهتر نسبت به فصل گذشته، حرفی برای گفتن مقابل استقلال و ذوب آهن ندارد.
در هفته بیست و نهم این رقابت‌ها، استقلال تهران در یک دیدار جنجالی مقابل پیکان، که با اعتراض‌های پیاپی قلعه‌نوعی و مدیرروستا به سوت‌های تیم داوری همراه بود، نتوانست برنده از میدان بیرون بیاید و با از دست دادن دو امتیاز حساس، صدای نفس‌های ذوب آهن را پشت سر خود حس می‌کند.
ذوب آهن در دیداری به مراتب ساده‌تر با شکست استقلال اهواز هم اکبر میثاقیان را از کار بیکار کرد و هم خودش را به یک امتیازی استقلال رساند تا بیش از هر زمان دیگری به قهرمانی امیدوار شود. ارزش برد ذوب آهن زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم پرسپولیس و سپاهان، تیم‌های سوم و چهارم جدول با تقسیم امتیازات در دیدار مستقیمشان، عملاً از کورس قهرمانی خارج شدند.
در انتهای جدول هم، داماش با غلبه بر ابومسلم، ضمن امیدوار شدن به بقا در لیگ برتر، حاشیه امنیت ابومسلم را نیز از بین برد. برق و پیام هم دوباره شکست خوردند که در این بین فرشاد پیوس سرمربی برق پس از این شکست از کار خود بر کنار شد و رسول کربکندی جایگزین او شد.
در ادامه این رقابت‌ها و در حساس‌ترین دیدار فصل، روز چهارشنبه 14 اسفند 1387، ذوب آهن میزبان استقلال تهران خواهد بود. نتیجه این دیدار تأثیر به سزایی در تعیین قهرمان هشتمین دوره لیگ برتر ایران خواهد داشت. ذوب آهن خوب می‌داند که هم امتیاز شدن با استقلال برایش هیچ فایده‌ای ندارد، چرا که تفاضل گل بالای استقلال حکم به برتری این تیم خواهد داد. به همین دلیل و برای گریز از هر گونه اما و اگر، ذوب آهنی‌ها باید استقلال را در این دیدار خانگی شکست دهند تا با دو امتیاز برتری نسبت به آبی‌پوشان پایتخت و دیدارهای نسبتاً آسانترشان تا انتهای فصل، بتوانند به قهرمانی لیگ برتر برسند. سه دیدار از چهار دیدار دو تیم ذوب آهن و استقلال در چهار هفته پایانی، کاملاً مشابه است. دیدارهای خانگی مقابل پیام و ملوان و دیدار خارج از خانه مقابل فولاد. اما استقلال یک دیدار خانگی مقابل سایپا دارد و ذوب آهن یک دیدار خارج از خانه مقابل برق.
×××
جدول رده‌بندی پیش‌بینی کنندگان
نتایج لیگ پیش‌بینی کنندگان
جدول رده‌بندی لیگ پیش‌بینی کنندگان
جدول مسابقات حذفی پیش‌بینی کنندگان