Thursday، December 31، 2009

اگر دایی پرسپولیس را نایب قهرمان هم کند، شاهکار کرده است

در روزهایی که نمایندگان اصفهان با خیال راحت در بالای جدول لیگ برتر جا خوش کرده‌اند، مسؤولان باشگاه پرسپولیس در اقدامی عجیب، کرانچار را برکنار کردند و علی دایی را به عنوان سرمربی این تیم انتخاب کردند. پرسپولیس که در حال حاضر با 33 امتیاز و 7 امتیاز اختلاف نسبت به ذوب‌آهن، در رده سوم جدول رده‌بندی قرار دارد، کار بسیار سختی برای کسب مقام قهرمانی و حتی نایب قهرمانی لیگ نهم دارد. اما به اعتقاد من، حبیب کاشانی برای قضاوت در مورد عملکرد کرانچار باید کمی بیشتر صبر می‌کرد. کرانچار از معدود مربیان صاحب سبکی بود که به فوتبال ما آمده بود و مطمئناً در آینده‌ای نزدیک می‌توانستیم شاهد تأثیرات او در روند تیمی پرسپولیس باشیم. اما به هر حال فوتبال ما کرانچار را درست مثل تومیسلاو ایویچ با تصمیمی عجولانه و غیر کارشناسی از دست داد. حالا در این سوی میدان، علی دایی است که باید تیم نسبتاً آماده پرسپولیس را هدایت کند. دایی که همواره چه در زندگی حرفه‌ای و چه در زندگی تجاری‌اش نشان داده به حداقل‌ها قانع نیست، می‌تواند از این ویژگی خود در بالا بردن انگیزه بازیکنان پرسپولیس استفاده کند و روح جنگندگی را به تیم جوان پرسپولیس تزریق کند. البته دایی که در شعور فوتبالی او هیچ شکی نیست، ایراد بزرگی به نام حاشیه دارد که اگر حاشیه‌های او با حاشیه‌های بی شمار موجود در پرسپولیس گره بخورد، شرایط نابسامانی در انتظار او و پرسپولیس خواهد بود.
علی دایی در همان آغاز راهش با برکنار کردن عابدزاده و انتخاب محمد علی یحیوی که سابقه بازی کردن در استقلال را دارد، دشمنان زیادی برای خودش ساخت. البته انتخاب دستیار از اختیارات هر سرمربی است و اعتراض‌های عابدزاده، نشان از آماتور بودن او دارد. اما عابدزاده برای خیلی‌ها از جمله بنده، یک اسطوره است و تا ابد در قلب این عده جای خواهد داشت. اما این دلیل نمی‌شود که حق مسلم دایی در انتخاب همکارانش را نادیده بگیریم. نکته اینجاست که اگر پرسپولیس در دیدار مقابل استقلال (14 بهمن 1388) با اشتباه دروازه‌بانش شکست بخورد، همه به علی دایی به دلیل انتخاب مربی دروازه‌بان استقلالی برای پرسپولیس، خرده خواهند گرفت.
با تمام این تفاسیر، معتقدم تنها سد مقابل دایی، سد حاشیه است. اگر دایی حاشیه‌های خود و پرسپولیس را کنترل کند، بدون شک در این تیم موفق خواهد شد.

خدایا یه کاری کن که هفته آینده مقابل سنگاپور نبازیم!

در روزهایی که فوتبال ملی ایران روز به روز افت می‌کند، تیم ملی کشورمان با شکست مقابل مالی برای سومین بار در تاریخ، در سه دیدار پیاپی مغلوب حریفان خود شد. شکست 1-0 مقابل اردن (رتبه در رنکینگ فیفا: 111)، 3-2 مقابل قطر (رتبه در رنکینگ فیفا: 86) و 2-1 مقابل مالی (رتبه در رنکینگ فیفا: 47). دو بار دیگر که ایران سه شکست پیاپی را پذیرفته بود، عبارتند از:

ایران1 – پرو4 (جام جهانی 1978 آرژانتین – 21 خرداد 1357 – کوردوبا)
ایران0 – شوروی1 (دوستانه – 15 شهریور 1357 – تهران)
ایران0 – شوروی2 (دوستانه – 31 شهریور 1358 – تهران)
ایران1 – شوروی3 (دوستانه – 3 مهر 1358 – تهران)
و
ایران0 – کویت1 {دوستانه (جام صلح و دوستی) – 21 آبان 1368 – کویت}
ایران0 – لهستان2 (دوستانه – 13 آبان 1368 – تهران)
ایران0 – لهستان1 (دوستانه – 15 آبان 1368 – تهران)

در واقع اگر تیم ملی دیدار آینده‌اش مقابل کره‌شمالی (رتبه در رنکینگ فیفا: 86 - برابر با قطر) را نیز واگذار کند، با بدترین رکورد خود برابری خواهد کرد، با این تفاوت که شکست‌های اخیر مقابل تیم‌هایی بوده‌اند که اصولاً صاحب سبک در فوتبال نیستند!

نقش قطبی در تیم ملی:
در میان انتقادات، تیغ انتقاد مطبوعات بیش از همه به سمت افشین قطبی نشانه گرفته شده است. قطبی در 14 دیداری که تاکنون سرمربی تیم ملی بوده است، 3 برد، 6 تساوی و 5 باخت داشته است، که این نتایج و کسب تنها 36 درصد از 42 امتیاز ممکن، او را در بین 37 سرمربی تاریخ فوتیال ایران در رتبه 30 قرار داده است!
تنها نکته مثبت عملکرد قطبی در تیم ملی جوانگرایی او بوده است. جوانانی نظیر میلاد زنیدپور (23 ساله)، کریم انصاریفرد (19 ساله)، احسان حاج صفی (19 ساله)، میلاد میداوودی (24 ساله) و امیرحسین فشنگچی (19 ساله) که همگی از بازیکنان آینده‌دار فوتبال ایران محسوب می‌شوند، این روزها با اعتماد قطبی در تیم ملی تجربه کسب می‌کنند که این موضوع می‌تواند در آینده به نفع فوتبال ملی ما باشد.
اما جدای از جوانگرایی، قطبی هیچ بار فنی و تاکتیکی خاصی برای تیم ملی نداشته است. سردرگمی بازیکنان و تکیه بر خلاقیت‌های فردی، همانند گذشته مشخص ترین ویژگی بازی‌های تیم ملی است. تیمی که بنابر ادعای قطبی در تمام طول نیمه دوم بازی مقابل قطر سوار بر بازی بود، تنها یک بار به گل رسید که آن هم روی یک کرنر برگشتی با شوت خوب احسان حاج صفی به دست آمد! مقابل مالی هم در حالی که بدون احتساب وقت‌های تلف شده، 60 دقیقه برای دست یابی به تساوی وقت داشتیم، نتوانستیم به گل برسیم. این‌ها مشکلاتی است که قطبی باید حلالش باشد، نه بازیکنان.

نقش فدراسیون:
فدراسیون فوتبال ما این روزها، بیش از آنکه به فکر تیم ملی باشد، گرفتار منشور اخلاقی و مذهبی کردن فوتبال است! به بهانه بازی‌های دوستانه تیم ملی لیگ را تعطیل می‌کنند، آن وقت انتظار دارند از دل این لیگ بازیکن آماده بیرون بیاید. اگر بازی‌های تیم ملی در روزهای مختص به بازی‌های ملی در دنیا برگزار می‌شد، جای هیچگونه اعتراضی نبود. اما فدراسیون ما بازی‌ها را هر وقت که جور بشود برگزار می‌کند! لیگ در طول سال به طور مداوم قطع و وصل می‌شود. یک بار برای 21 رمضان، یک بار به بهانه تعطیلات نیم فصل آن هم در هفته 16! و حالاهم برای بازی‌های دوستانه تیم ملی. مطمئن باشید، بازی‌ها حوالی نوروز دوباره تق و لق خواهد! در این بین بازیکنان حاضر در لیگ هیچگاه بدنشان به بازی‌ها عادت نمی‌کند و همیشه از شرایط آرمانی خود دور هستند.

×××

در شرایط کنونی، انتظار برد تیم ملی در دیدار روز چهارشنبه آینده‌اش (16 دی 1388) مقابل سنگاپور (مقدماتی جام ملت‌های آسیا) هم انتظاری خوش بینانه است! به خاطر داشته باشید که سال گذشته (25 دی 1387) تیم ملی با هدایت علی دایی 6-0 سنگاپور (مجید غلام‌نژاد43، کریم باقری52، غلامرضا رضایی55، مازیار زارع79، محمد نوری82 و 83) را در تهران شکست داد. این را هم به یاد داشته باشید که تیم ملی با هدایت افشین قطبی در 14 دیدار گذشته 13 گل زده و هیچگاه بیش از 2 گل در یک دیدار به ثمر نرسانده است!

Thursday، December 17، 2009

قهرمان سازی یا قهرمان سوزی؟

یکی از مشخصات بد ما ایرانیان خصلت زیر آب زنی و عدم پذیرش برتر بودن دیگران است. این خصلت از همان دوران مدرسه قابل مشاهده است. جایی که شاگرد اول‌ها همیشه منفور هستند. در محیط کار هم آن کسی که بیشتر کار می‌کند معمولاً زودتر مورد غضب همکاران و به تبع آن رؤسای خود قرار می‌گیرد. اوج این مشکل را می‌توانیم در جامعه ورزش‌مان نیز ببینیم. زمانی که علی دایی در دوران بازیگریش، نه تنها در سطح آسیا بلکه در سطح دنیا برای ایران افتخار آفرینی می‌کرد، ما در کشور خودمان او را زیر بار کنایه‌ها و طعنه‌هایمان له کرده بودیم. علی دایی به عنوان تنها بازیکنی که در سطح ملی بیش از 100 گل زده است (دایی در 149 دیدار ملی، 102 گل زده است – میانگین هر 131 دقیقه یک گل)، تا مدت‌ها نفر اول دنیا خواهد بود. اما به محض این که از دوران اوجش فاصله گرفت، چنان توسط ما و مطبوعات له شد که در نوع خود مثال زدنی بود! این در حالی است که پس از خداحافظی دایی، میانگین گل زده تیم ملی ایران به شدت افت کرد. اگر باور ندارید به این آمار دقت کنید:
تیم ایران در طول 13 سال دوران فعالیت علی دایی در تیم ملی، از 16 خرداد 1372 تا 31 خرداد 1385، در 187 دیداری که انجام داد 404 بار به گل رسید (میانگین 2.2 گل در هر بازی) و در 55 درصد بازی‌هایی که انجام داد به پیروزی رسید. این آمار در 61 دیداری که پس از حذف دایی از تیم ملی انجام شده است به 90 گل در 61 بازی (1.5 گل در هر بازی) و پیروزی در 51 درصد بازی‌ها تقلیل یافته است.

دایی پس از خداحافظی از تیم ملی در سایپا به عنوان بازیکن مربی بار دیگر به موفقیت رسید و با به ثمر رساندن 10 گل، با تیم سایپا قهرمان لیگ برتر ایران شد. درست در همان موقع با انتخاب بسیار زودهنگام دایی به عنوان سرمربی تیم ملی، مهره‌ای بسیار ارزشمند برای سرمربیگری تیم ملی را سوزاندیم تا جایی که دایی از فروردین 1388 تاکنون در عرصه فوتبال ایران حضور ندارد و بعید است که به این زودی‌ها به فوتبال (ملی) بازگردد.

در مورد حسین رضازاده نیز با اقدامی مشابه یک مهره ورزشی دیگر را سوزاندیم. من کاری به جهت گیری‌های سیاسی رضازاده ندارم. چرا که معتقدم او در عرصه سیاست، هیچ محلی از اعراب ندارد! اما رضازاده کسی بود که باعث افتخار همه ما ایرانیان در دنیا بود. رکورددار وزنه‌برداری دنیا و قهرمان المپیک. اما او را نیز زود خرج کردیم. رضازاده که خود در المپیک پکن، به دلیل دوپینگ ترجیح داد خود را به مصدومیت بزند؛ از آن تجربه تلخ درس نگرفت و در حالی که بسیار جوان‌تر و ناپخته‌تر از آن بود که سرمربی تیم ملی شود، به غلط سرمربی شد تا با ارتکاب اشتباه بزرگش در تجویز دارو به وزنه‌برداران، برای ابد او را از دست بدهیم. او مجبور شد مواد نیروزا به شاگردانش بدهد، چون هیچ بار فنی‌ای در چنته‌اش برای آنان نداشت و آبرویش در خطر بود. این اشتباه مهلک او در پی موضع‌گیری‌های سیاسی خلاف افکار عمومی‌اش دست به دست هم داد تا مورد آماج حمله‌ مردم و مطبوعات قرار بگیرد. اما این بی انصافی است که قهرمانی‌های او و عدم پذیرش اغوا کننده فدراسیون وزنه‌برداری ترکیه به او را (پس از قهرمانی در المپیک آتن) نادیده بگیریم و تنها به او بتازیم.

درخواست به جای قطبی و واکنش نابجای ما

افشین قطبی. نامی که تا همین چند سال پیش توجه هیچ کس را جلب نمی‌کرد. اما حالا او در رأس تیم ملی فوتبال نشسته است. من حتی در دوران طلایی قطبی در پرسپولیس، منتقد او بوده‌ام و همواره تأکید داشته‌ام که قطبی فرد بسیار محترم و آنالیزور بسیار خوبی است اما سرمربی خوبی نیست. با تمام این اوصاف، قطبی حرفی زده است که در نهایت بی‌مهری مطبوعات، به تمسخر گرفته شده است. حرف قطبی این بوده است که تیم ملی هواپیمای اختصاصی می‌خواهد. در روزگاری که حتی باشگاه‌های فوتبال هواپیمای اختصاصی دارند، داشتن هواپیمای اختصاصی برای تیم ملی چندان غیر منطقی نیست. در واقع واکنش منفی ما به این نظر قطبی، بیانگر عدم حرفه‌ای بودن فوتبالی است که ادعای حرفه‌ای بودنش را داریم. بر خلاف بسیاری از ادعاهای نابجای قطبی راجع به بین‌المللی بودن تیمش و بین‌المللی بازی کردن تیم ملی، این بار قطبی درست می‌گوید و این ما هستیم که به رسم رایج این روزهای جامعه‌مان، به جای تحسین کردن فکر درست، فقط به آن خرده می‌گیریم.

فوتبال سیاسی

دیدار برگشت پرسپولیس و استقلال روز چهارشنبه 14 بهمن ساعت 14 برگزار خواهد شد! خنده‌دار است! پر تماشاگرترین واقعه ورزشی ایران را در کم تماشاگرترین زمان ممکن برگزار می‌کنند! این نتیجه مدیریت سیاسی ورزش ماست که سود ورزش فدای فضای امنیتی کشور می‌شود! اما در واقع بهای آن را خود مردم می‌پردازند. چرا که پرسپولیس و استقلال همیشه دستشان مقابل سازمان تربیت بدنی دراز است و این سازمان هم پول بیت المال را به پای این دو تیم می‌ریزد!

ویاگرا و فوتبال

انجمن فوتبال انگلیس شایعه تجویز قرص ویاگرا به بازیکنان تیم ملی فوتبال این کشور را رد کرد! پیش از این شایعه شده بود که برای مقابله با ضعف ناشی از ارتفاع از سطح دریای آفریقای جنوبی، بازیکنان تیم ملی فوتبال انگلیس در جام جهانی ویاگرا مصرف خواهند کرد تا حجم ریه‌های خود را افزایش دهند!
منبع: بی بی سی

Wednesday، December 02، 2009

نیمی از لیگ نهم به نام اصفهان و علی کریمی

شادی هادی عقیلی (سپاهان) پس از گل زنی به پرسپولیس - عکس از خبرگزاری مهر


نیم فصل دوم نهمین دوره لیگ برتر ایران از فردا پنج‌شنبه 12 آذر با دیدار استیل‌آذین با پاس در تهران آغاز خواهد شد.

اگر از شگفتی سازی دو تیم پیکان و مقاومت صرفنظر کنیم، 5 تیم از 7 تیمی که در ابتدای فصل آن‌ها را در بین 7 تیم بالای جدول پیش‌بینی کرده بودم، در بین 7 تیم بالای جدول حضور دارند. سپاهان، ذوبآهن، استقلال تهران، پرسپولیس و استیل‌اذین 5 تیمی هستند در بین 7 تیم بالای جدول جای دارند و به جای مس و فولاد که هر دو دور از انتظار ظاهر شده‌اند، پیکان و مقاومت با درخششی قابل توجه در رتبه‌های سوم و پنجم جدول ایستاده‌اند.

امیر قلعه‌نوعی - عکس از خبرگزاری مهر

در نیم فصل اول دو نماینده اصفهان مانند سال‌های گذشته پر قدرت ظاهر شدند و در رقابتی تنگاتنگ با یکدیگر، بالای جدول را مزین به لهجه اصفهانی کردند. قهرمانی سپاهان در نیم فصل لیگ نهم از همان ابتدا هم قابل پیش‌بینی بود، چرا که سپاهان صاحب مدیرت باتجربه، کادر فنی با درایت، بازیکنان در سطح بالا و تماشاگرانی با تعصب است. تنها نکته تاریک عملکرد سپاهان واگذار کردن 14 امتیاز بازی‌های خارج از خانه به حریفان خود در نیم فصل اول بود. سپاهان که در حال حاضر و در تاریخ نه دوره لیگ برتر ایران پس از استقلال تهران، پرسپولیس و ذوب‌آهن با 401 امتیاز از 253 دیدار برگزار کرده در رتبه چهارم قرار دارد، خیلی امیدوار است که بار دیگر قهرمانی دومین دوره لیگ برتر (سال 82-1381) را تکرار کند. در حال حاضر و در عین نزدیکی سپاهان و ذوب‌آهن در جدول رده‌بندی، سپاهان صاحب بهترین خط حمله، بهترین خط دفاع و بیشترین برد است. ضمن این که سپاهان بهترین نتایج را در دیدارهای خانگی نیز به دست آورده است.

تیم فوتبال ذوب‌آهن اصفهان - عکس از خبرگزاری مهر


از سوی دیگر ذوب‌آهن هم با مدیریتی قوی و کادر فنی باهوش خود توانسته تا اینجای فصل پا به پای همشهریان طلایی‌پوشش گام بر دارد و تنها با 1 امتیاز اختلاف (33 امتیاز) نسبت به سپاهان در جایگاه دوم ایستاده است. اختلاف 5 امتیازی ذوب‌آهن با پیکان، تیم سوم جدول، باعث شده تا دست کم در چند هفته آینده شاهد صدرنشینی این دو نماینده دیار نصف جهان باشیم. ذوب‌آهن با پذیرش تنها 2 شکست، کم‌ترین باخت را در نیم فصل اول داشته است.

تیم فوتبال استقلال تهران - عکس از باشگاه استقلال


استقلال تهران که شروعی دلپذیر را تجربه می‌کرد ناگهان از هفته یازدهم و با پذیرش شکست مقابل همنام اهوازی‌اش (که در آن زمان در رتبه پانزدهم جدول بود)، وارد یک بحران شد و با از دست دادن 16 امتیاز در هفت هفته، ضمن از دست دادن صدرنشینی تا رده چهارم جدول هم سقوط کرد. مرفاوی سرمربی آبی‌پوشان تهرانی این روزها بیشتر درگیر حواشی حمایت هواداران تیمش از امیر قلعه‌نوعی است و به کلی تمرکز خود را از دست داده است. شاید دیدار برگشت استقلال تهران مقابل سپاهان در هفته 18 که روز شنبه 14 آذر در اصفهان برگزار خواهد شد، آخرین روز سرمربیگری مرفاوی در استقلال باشد.

صمد مرفاوی - عکس از خبرگزاری مهر


تیم فوتبال پرسپولیس - عکس از باشگاه پرسپولیس


پرسپولیس که بدون شک پرحاشیه‌ترین تیم لیگ نهم بوده است، تا اینجای کار علی‌رغم از دست دادن امتیازهای مفت فاصله‌اش را با سایر مدعیان (به جز سپاهان و ذوب‌آهن) در حد قابل جبرانی نگه داشته است. پرسپولیس امسال آنجایی ضربه خورد که با آزمودن آزموده بار دیگر عباس انصاریفرد را به عنوان مدیر عامل تیم معرفی کرد. با بی هنری انصاریفرد، مهره‌هایی چون کریمی و نیکبخت که هر کدام برای موفقیت یک تیم کافی هستند، از تیم رفتند تا پرسپولیس بیشترین ضربه بخورد. پس از برکناری انصاریفرد، تلاش‌های حبیب کاشانی هم برای بازگرداندن این دوبازیکن راه با جایی نبرد و حالا پرسپولیس مانده است و هواداران ناراضی‌اش! در شرایط کنونی پرسپولیس باید خیلی تلاش کند تا اقلاً در انتهای فصل بین چهار تیم بالای جدول قرار گیرد.

تیم فوتبال استیل‌آذین - عکس از باشگاه پرسپولیس


استیل‌آذین تیم متمول لیگ نهم با جذب بازیکنان اسمی قدم در راه کشاورز دهه هفتاد گذاشت و درست مانند این تیم از نابرابر بودن بازیکنانش ضربه خورد. حضور علی کریمی، حسین کعبی، حامد کاویانپور، امیر شاپورزاده و فریدون زندی در کنار بازیکنانی که تجربه آنچنانی در لیگ برتر نداشتند، ناهنجاری ملموسی در روند این تیم به وجود آورد. حالا به این جمع باید نام علیرضا واحدی نیکبخت را هم اضافه کنیم که در نیم فصل به جمع استیل‌آذینی‌ها پیوسته است! البته در این بین حساب علی کریمی از سایر بازیکنان جداست. کریمی با درخشش خیره کننده خود، ضمن به ثمر رساندن 10 گل، چندین پاس گل هم به هم تیمی‌هایش داد تا مؤثرترین بازیکن لیگ نهم در نیم فصل اول باشد.

علی کریمی در حال پرتاب کردن پیراهن استیل‌آذین پس از اخراج مقابل پرسپولیس- عکس از خبرگزاری ایسنا


با توجه به شرایط کنونی تیم‌ها به احتمال بسیار زیاد، جام قهرمانی امسال به اصفهان خواهد رفت که به نظرم شانس سپاهان برای قهرمانی بیشتر از ذوب‌آهن است و شاید ذوب‌آهن به سومین نایب قهرمانی خود در نه دوره لیگ برتر دست یابد.


ذوب‌آهن اصفهان - عکس از خبرگزاری مهر


در انتهای جدول هم، هشت تیم در رقابتی تنگاتنگ برای عدم سقوط به لیگ آزادگان هستند. ابومسلم، فولاد، پاس، شاهین، راه‌آهن، مس، سایپا و صبا تیم‌هایی هستند که همگی خطر سقوط را حس می‌کنند. البته سه تیم ابومسلم، فولاد و پاس که هنوز در حسرت اولین برد خارج از خانه خود هستند، شرایط وخیم‌تری نسبت به بقیه تیم‌ها دارند.

به هر حال اگر بخواهیم نیم فصل اول لیگ را در چند نام خلاصه کنیم شاید کلمات زیر کافی باشند:

کریم باقری - عکس از باشگاه پرسپولیس


علی کریمی، امیر قلعه‌نوعی، محمدرضا خلعتبری، خسرو حیدری، سید مهدی رحمتی، کریم باقری، کریم انصاریفرد، میلاد میداوودی، کرانچار، صمد مرفاوی، منصور ابراهیم‌زاده و مثل همیشه محمد مایلی کهن!

Friday، November 20، 2009

اطلاعاتی در مورد جام جهانی و تیم‌های صعود کرده به جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی


پس از 2 سال و 2 ماه 24 روز (816 روز - 4 شهریور 1386 تا 28 آبان 1388) از آغاز اولین دیدار مقدماتی جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی و برگزاری 846 دیدار، چهره سی و دو تیم راه یافته به نوزدهمین دوره جام جهانی مشخص شد.
این نخستین بار است که کشوری آفریقایی میزبان مسابقات خواهد بود و پس از 32 سال این دوره از مسابقات در نیمکره جنوبی برگزار خواهد شد.
بنابر برنامه ارائه شده از سوی FIFA، این مسابقات روز جمعه 11 جون 2010 (21 خرداد 1389) آغاز و روز یک‌شنبه 11 جولای 2010 (20 تیر 1389) به اتمام خواهد رسید.
شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد که 204 کشور در مسابقات مقدماتی جام جهانی شرکت کردند تا تنها 31 تیم (به علاوه میزبان) بخت حضور در پر بیننده‌ترین رویداد ورزشی جهان را داشته باشند. 64 دیدار دوره قبل این رقابت‌ها در مجموع 26 میلیارد و 290 میلیون بیننده داشت. یعنی به طور متوسط 410 میلیون و 781 هزار 250 برای هر مسابقه (6% از کل جمعیت جهان). تعجبی ندارد که دیدار نهایی این رقابت‌ها در سال 2006 با 715 میلیون و 100 هزار نفر بیننده (11% جمعیت جهان)، رکورددار پر بیننده‌ترین رویداد ورزشی دنیاست. در جام جهانی گذشته 376 کانال تلویزیونی از 214 کشور جهان مسابقات را تحت پوشش قرار دادند و در مجموع 73 هزار و 72 ساعت مسابقات جام جهانی 2006 روی آنتن‌های کشورها بود. به عبارت دیگر اگر 73072 ساعت از یک کانال بخواهد پخش شود، 8 سال و 4 ماه، شبانه روز زمان خواهد گرفت.
در نوزدهمین دوره این رقابت‌ها و برای دومین بار در کل تاریخ مسابقات جام جهانی، از تمام قاره‌‌ها نماینده‌ای در مسابقات حضور دارد. قاره آفریقا برای اولین و با توجه به میزبانی آفریقای جنوبی، 6 نماینده دارد. آسیا 4 نماینده، اقیانوسیه 1 نمیانده، آمریکای شمالی 3، آمریکای جنوبی 5 و اروپا 13 نماینده در این دوره از رقابت‌ها دارند.
پیش از این تنها در جام جهانی 1982 اسپانیا، تمام قاره‌ها در جام جهانی نماینده داشتند. البته ذکر این نکته ضروری است که تیم ملی فوتبال استرالیا تاکنون سه بار به جام جهانی راه یافته ولی هر سه بار به عنوان نماینده آسیا (1974، 2006 و 2010).
×××
اطلاعاتی در مورد تیم‌های این دوره به تفکیک قاره:
آفریقا»
الجزایر: از آخرین مسافران جام جهانی که در شرایط کاملاً مشابه با رقیب دیرینه خود، مصر، قرار داشت. الجزایر که پس از 24 سال به جام جهانی راه یافته، پیش از دو بار در جام جهانی حضور داشته که هر دو بار در دور اول حذف شده است.
کامرون: بهترین تیم قاره آفریقا در رنکینگ فیفا که در جام جهانی 1990 به جمع هشت تیم برتر هم صعود کرد.
ساحل عاج: یکی از 7 تیمی است که بدون شکست به این مرحله رسیده است (6 تیم دیگر: نیجریه، کره‌جنوبی، آلمان، هلند، اسپانیا و ایتالیا). این دومین حضور ساحل عاج در جام جهانی است و حضور دیدیه دروگبا در این تیم از نکات قابل توجه است.
غنا: اولین تیمی است که از قاره آفریقا (بدون احتساب میزبان)، به جام جهانی 2010 راه یافت. بهترین رکورد غنا، مربوط به تنها حضور این تیم در جام جهانی 2006 است که به دور دوم راه یافت.
نیجریه: دو حضور در مرحله دوم از افتخارات این کشور پر جمعیت آفریقایی است. نیجریه یکی از بهترین نتایج دور مقدماتی را کسب کرده است (12 بازی، 9 برد و 3 تساوی).
آفریقای جنوبی: میزبان این دوره که به گواه نتایج و رتبه‌اش در رنکینگ فیفا (89)، امید چندانی به این تیم نمی‌رود.
آسیا»
استرالیا: نماینده غیر واقعی آسیا که به همراه هلند، ژاپن و کره‌جنوبی اولین مسافران آفریقای جنوبی بودند. این سومین حضور ارتش طلایی در جام جهانی است و بهترین رکوردشان صعود به دور دوم جام جهانی 2006 بوده است.
ژاپن: چهارمین حضور پیاپی لاجوردی پوشان شرق آسیا در جام جهانی، که بهترین حضورشان در سال 2002 و به میزبانی خودشان بوده، که به دور دوم راه یافتند.
کره‌جنوبی: پرافتخارترین تیم آسیا در جام جهانی که با 8 حضور در کل و حضور در 7 دوره متوالی گذشته یک پای ثابت جام جهانی محسوب می‌شوند. کره‌جنوبی در سال 2002 با ایستادن در سکوی چهارم (هر چند با تقلب) به بهترین رکود در بین تمام تیم‌های آسیایی دست یافت.
کره‌شمالی: این دوره و در غیاب نمایندگان غرب آسیا در جام جهانی، کره‌شمالی پس از 44 سال پا به این مسابقات می‌گذارد تا بلکه خاطرات شیرین تنها حضور خود در جام جهانی 1966 را زنده کند.
اروپا»
دانمارک: یکی از کم جمعیت‌ترین کشورهای حاضر در جام جهانی که علی رغم حضور در گروهی دشوار با حذف سوئد و فرستادن پرتقال به پلی-آف، دست به کار بزرگی زد و مستقیم به جام جهانی راه یافت.
انگلیس: تیم پر مدعای کم افتخار. انگلیس که تنها یکبار قهرمان جهان شده، همیشه به عنوان مدعی وارد مسابقات شده ولی ناکام مانده است. درست مثل اسپانیا و هلند. این هفتمین حضور پیاپی و سیزدهمین حضور کلی انگلیس در جام جهانی است و احتملاً آخرین جام جهانی بازیکنانی نظیر استیون جرارد و فرانک لمپارد.
فرانسه: تیمی پر از مهره که نتایج ضعیفی در دور مقدماتی کسب کرده و با تقلب در دیدار پلی-آف مقابل جمهوری ایرلند، به جام جهانی رسیده است. فرانسه هم مثل انگلیس همیشه مدعی بوده و معمولاً ناکام. فرانسه یک بار در سال 1998 قهرمان جهان شده است.
آلمان: پس از برزیل بهترین تیم 18 دوره گذشته بوده که تنها در دو دوره از این رقابت‌هاحضور نداشته. 7 حضور در دیدار نهایی و 3 قهرمانی حاصل کار آلمان بوده است. این پانزدهمین حضور پیاپی ژرمن‌ها در جام جهانی است.
یونان: از قدیمی‌ترین کشورهای دنیا ولی غریبه با جام جهانی. تنها یک حضور در جام جهانی 1994 و پذیرش سه شکست، 10 گل خورده و بدون گل زده؛ آمار چندان جالبی به نظر نمی‌آید.
ایتالیا: از بزرگان جام جهانی و مدافع عنوان قهرمانی دوره قبل. مانند آلمان، 17 حضور خود را جشن می‌گیرد و این سیزدهمین حضور پیاپی لاجوردی پوشان ایتالیا در جام جهانی است.
هلند: 8 بازی و 8 برد حاصل کار این تیم در دور مقدماتی بوده است. هلند با فوتبال شناور خود همیشه در دنیا مطرح بوده است. اما تا زمان شروع جام جهانی 2010، حسرت نتیجه گیری خوب این تیم در جام جهانی 32 ساله خواهد شد.
پرتقال: از جمله تیم‌هایی که پس از سال‌های افول، یک دهه درخشان را سپری کرده ولی دوباره از اوج فاصله گرفته است. بهترین عنوان پرتقال کسب رتبه سوم در جام جهانی 1966 انگلیس است.
صربستان: از میهمانان قدیمی جام جهانی (تحت عنوان یوگسلاوی) که پس از تجزیه این کشور برای دومین بار است به جام جهانی راه میابد.
اسلوواکی: تنها تیم این دوره است که تاکنون در جام جهانی حضور نداشته. در واقع اسلوواکی میهمان تازه وارد پربیننده‌ترین رویداد ورزشی دنیاست.
اسلوونی: دومین حضور یکی دیگر از کشورهای تجزیه شده یوگسلاوی سابق که با حذف روسیه کار بزرگی را به انجام رسانده است.
اسپانیا: بهترین تیم دور مقدماتی که امید فراوانی به کسب اولین عنوان قهرمانی جام جهانی دارد. اسپانیا با سیزده حضور (9 حضور پیاپی)، از تیم‌های با سابقه جام جهانی است.
سوئیس: خیلی‌ها معتقدند که سوئیس به لطف سپ بلاتر رئیس فیفا در گروهی آسان قرار گرفت تا بتواند نهمین صعود خود را جشن بگیرد. اما در آفریقای جنوبی اوضاع فرق می‌کند.
آمریکای شمالی»
هندوراس: مردم این کشور پس از 28 سال بار دیگر حضور در جام جهانی را تجربه می‌کنند. هر چند که نخستین حضور این تیم گمنام آمریکای مرکزی به حذف زودهنگام آنان انجامید.
مکزیک: به لطف حضور در همسایگی آمریکا، همیشه از بخت مساعدی برای حضور در جام جهانی سود می‌برد و تاکنون 14 بار به جام جهانی راه یافته است. مکزیک پر شکست ترین تیم جام جهانی است و تنها دوبار به جمع هشت تیم برتر راه یافته و هر دو بار خود میزبان بوده است!
آمریکا: بهترین عنوان این تیم مربوط به 80 سال قبل است! اولین دوره جام جهانی که آمریکا در آن سوم شد! آمریکا به لطف فیفا که سهمیه بیش از انتظاری را برای آمریکای شمالی در نظر گرفته، ششمین حضور پیاپی خود را جشن می‌گیرد.
اقیانوسیه»
نیوزیلند: باور کنید فوتبال ورزش دهم این کشور است! ولی این مهمان حاشیه نشین فوتبال با حذف تنها نماینده امیدوار کشورهای عرب آسیا، پس از 28 سال دوباره به جام جهانی آمده تا خودی نشان دهد.
آمریکای جنوبی»
آرژانتین: دو عنوان قهرمانی و مارادونا! این خلاصه آرژانتین است! این غول فوتبال دنیا، تا آستانه حذف از این دوره هم پیش رفت ولی در آخرین دیدار جواز حضور در جام جهانی را گرفت.
برزیل: پر افتخارترین تیم جام جهانی که در تمام ادوار آن حضور داشته است! برزیل همیشه یک بخت مسلم قهرمانی است!
شیلی: تیمی که در دور مقدماتی توانست بالاتر از آرژانیتن مدعی قرار بگیرد، حتماً پس از 12 سال غیبت در جام جهانی، حرف‌هایی برای گفتن خواهد داشت.
پاراگوئه: نتایج چشمگیر دور مقدماتی از پاراگوئه تصویری جدید ساخته است. این چهارمین حضور پیاپی راه راه پوشان آمریکای جنوبی است.
اروگوئه: آخرین مسافر جام جهانی که پس از 8 سال دوباره به این مسابقات راه یافته است. قهرمان دو دوره از جام جهانی که سال‌هاست کسی امیدی به تکرار قهرمانی این تیم در جام جهانی ندارد.
×××
رکوردهای جام جهانی فوتبال:
بیشترین حضور در جام جهانی: برزیل (حضور در تمام ادوار)
بیشترین قهرمانی: برزیل با 5 قهرمانی
بیشترین حضور در دیدار نهایی: برزیل و آلمان 7 حضور
بیشترین حضور در جمع چهار تیم برتر: آلمان 11 حضور
بیشترین تعداد بازی: برزیل و آلمان 92 دیدار
کمترین تعداد بازی: اندونزی (هند شرقی هلند) 1 دیدار
بیشترین برد: برزیل 64 برد
بیشترین باخت: مکزیک 22 باخت
بیشترین تساوی: ایتالیا و آلمان 19 تساوی
بیشترین گل زده: برزیل 201 گل
بیشترین گل خورده: آلمان 112 گل
تیم‌هایی که هرگز در جام جهانی گل نزده‌اند: کانادا، چین، اندونزی، یونان، ترینیداد و توباگو و کنگو (زئیر)
بیشترین دیدار تکرار شده :برزیل – سوئد، 7 بار (1938، 1950، 1958، 1978، 1990 و دوبار در جام جهانی 1994)
دیدار نهایی تکراری: برزیل – ایتالیا (1994 و 1970)، آلمان آرژانتین (1986 و 1990)
بیشترین برد در یک دوره از جام جهانی: برزیل 7 برد 2002
بیشترین گل زده در یک دوره: مجارستان 27 گل 1954
کمترین گل خورده در یک دوره: سوئیس بدون گل خورده 2006
بیشترین گل خورده در یک دوره: کره‌جنوبی 16 گل 1954
طولانی‌ترین رکورد گل نخوردن در یک دوره: ایتالیا 517 دقیقه 1990
تیم‌هایی که دو دوره پیاپی قهرمان شده‌اند: ایتالیا 1934 و 1938 – برزیل 1958 و 1962
بیشترین عدم راهیابی به دور دوم: اسکاتلند 8 دوره
ناکام‌ترین تیم در صعود به جام جهانی: لوکزامبورگ 18 دوره (1934 تا 2010)
طولانی‌ترین نوار پیروزی: برزیل 11 پیروزی 2002 و 2006
طولانی‌ترین نوار شکست ناپذیری: برزیل 13 دیدار 2002 و 2006
طولانی‌ترین باخت متوالی: مکزیک 9 شکست 1930 تا 1958
طولانی‌ترین نوار عدم پیروزی: بلغارستان 17 دیدار 1962 تا 1994
طولانی‌ترین نوار گلزنی در هر دیدار: برزیل (1930 تا 1958) و آلمان (1934 تا 1958)، 18 دیدار
رکورد بازیکنان:
بیشترین حضور در جام جهانی: لوتهار ماتئوس (آلمان) و آنتونیو کارباخال (مکزیک) 5 جام جهانی
بیشترین قهرمانی: پله (ادسون آرانتس دوناسیمنتو) برزیل 3 دوره
بیشترین حضور به عنوان کاپیتان: دیگو آرماندو مارادونا (آرژانتین) 16 دیدار
جوانترین بازیکن: نورمن وایت‌ساید (ایرلند شمالی) جام جهانی 1982 - سن 17 سال و 41 روز
مسن‌ترین بازیکن: رژه میلا (کامرون) جام جهانی 1994 – سن 42 سال و 39 روز
بیشترین گل زده در دیدارهای جام جهانی: رونالدو (برزیل) 15 گل
بیشترین گل زده در بازی مقدماتی جام جهانی: علی دایی (ایران) 30 گل


Friday، October 30، 2009

بررسی لیگ برتر فوتبال ایران تا پایان هفته چهاردهم

نمای اقتصادی: از دیدگاه اقتصادی امسال برای اولین بار صدا و سیما بنا به حکم فیفا محکوم به پرداخت پول برای حق پخش بازی‌ها شده است. هر چند که فدراسیون فوتبال و صدا و سیما، هر دو دولتی هستند و معلوم نیست چه بر سر میلیاردها ریال پول این معامله زوری (بخوانید صوری) خواهد آمد.

نکته تاریک اقتصادی لیگ نهم، کج سلیقگی سازمان لیگ در انتخاب روز و ساعت بازی‌ها بوده است. برگزاری بازی‌ها در روزهای میان هفته آنهم در ساعات میانی روز، ضرر سنگینی است. حتی دیدار استقلال تهران و پرسپولیس که روز جمعه برگزار شد با همین کج سلیقگی، در ساعت 14:30 و پیش از چهار دیدار پر تماشاگر دیگر برگزار شد تا تماشاگران آن چهار دیدار (ملوان – تراکتورسازی، فولاد – استیل آذین، مقاومت – ابومسلم و پیکان – مس) به شدت کاهش یابد (تعداد کل تماشاگران 4 دیدار مذکور، 26000 نفر بود).

نمای فرهنگی: در بعد فرهنگی، امسال هم مثل هر سال به جز افزایش روند شعارها، پیشرفت دیگری حاصل نشده است. اما شدت گرفتن بحث منشور اخلاقی و محروم کردن دو نفر از بهترین بازیکنان لیگ (علیرضا واحدی نیکبخت و حنیف عمران‌زاده) به علاوه سه مربی (فیروز کریمی، اکبر میثاقیان و یک مربی دیگر)، آن هم به شیوه نمره انضباطی دادن، نه تنها پیشرفتی محسوب نمی‌شود، بلکه یک پسرفت فرهنگی ناهنجار به شمار می‌آید. در این روزها که بازار شکایت در همه لایه‌های اجتماعی ایران داغ شده، فوتبال غیر علمی ما به تبعیت از این بازار، هر روز شاهد شکوه و شکایت اهالی فوتبال از یکدیگر است. در این میان برخورد قهری کمیته انضباطی قوز بالای قوز معرکه است و معلوم نیست هدف از برخورد پادگانی با پرطرفدارترین ورزش ایران چیست؟

نمای سیاسی: وقتی کل بدنه نظام به رنگ سبز حساسیت پیدا کرده، تجمع صدهزار نفری جوانان دور یک مستطیل سبز به یک کابوس برای برگزار کنندگان لیگ تبدیل شده است. پخش تأخیری و سیاه و سفید بازی استقلال تهران و استیل آذین نشان دهنده ترس مسؤولان پخش بازی‌ها بود. محرومیت استقلال و پرسپولیس از داشتن تماشاگر در اولین بازی خانگی خود در جو پر التهاب مرداد 88 تهران، باز هم تأئیدی بر فضای امنیتی حاکم بر فوتبال بود.

به هر حال فوتبال ایرانی این روزها با مدیران سیاسی خود، بیش از هر زمان دیگری بوی تعفن سیاست را به خود گرفته، پس مسؤولان دولتی نباید از تماشاگران این فوتبال سیاسی انتظار داشته باشند که چشم و گوش خود را به روی مسائل سیاسی روز بسته نگاه دارند و صرفاً به تشویق تیم خود بپردازند.

نمای فنی: لیگ برتر فوتبال ایران امسال منظم‌‌تر از همیشه آغاز شده است و در 12 هفته گذشته (از 15 مرداد تا امروز 8 آبان)، چهارده هفته از بازی‌ها برگزار شده است. مهمترین ویژگی فنی لیگ امسال کاهش حاشیه امنیت تیم‌های مدعی است، به طوریکه در حال حاضر هیچ تیم بی شکست نیست و اختلاف بین تیم صدرنشین با تیم سیزدهم جدول تنها 8 امتیاز است.

وضعیت جدول؛
با برگزاری هفته چهاردهم لیگ برتر به پیچیدگی بالای جدول افزوده شد، اما شرایط در انتهای جدول مشخص‌تر از قبل شد. در حال حاضر در جدول رده‌بندی سپاهان با 25 امتیاز اول است و سه تیم استقلال تهران، ذوب‌آهن و پیکان با 24 امتیاز و تفاضل گل متفاوت دوم تا چهارم هستند. مقاومت و پرسپولیس هم با 23 امتیاز به ترتیب پنجم و ششم هستند. در انتهای جدول، فولاد و ابومسلم که همچنان در حسرت اولین پیروزی خود به سر می‌برند، با 7 و 8 امتیاز، هیجدهم و هفدهم هستند. پاس هم که تا هفته پیش 8 امتیازی بود، با بردی حیاتی مقابل فولاد، سه امتیاز بازی را به چنگ آورد تا کمی به دیدارهای آینده امیدوار باشد. هر چند که پاس حتی با این برد هم نتوانست در جدول رده‌بندی جهشی داشته باشد و کماکان در رده شانزدهم ایستاده.

بخت‌های قهرمانی؛
اینطور که به نظر می‌رسد، مدعیان اصلی قهرمانی لیگ امسال استقلال تهران، سپاهان و ذوب‌آهن اصفهان هستند. هر چند که پرسپولیس هم علی‌رغم مشکلات فراوانی که تاکنون داشته، تا اینجای مسابقات پا به پای مدعیان جنگیده و در صورت ادامه این روند می‌تواند سه مدعی دیگر را به مبارزه بطلبد. اما در میان این چهار تیم، به نظر می‌رسد ذوب‌آهن بی‌حاشیه‌ترین تیم باشد و همین عامل می‌تواند در انتهای فصل حکم قهرمانی آهنگران اصفهانی را امضا کند. پرسپولیس تا همین سه چهار هفته پیش با بحران مدیریت روبرو بود که البته فعلاً با بازگشت حبیب کاشانی، اوضاع قرمزپوشان تهرانی تا حدودی بهبود یافته و در دوهفته اخیر توانسته‌اند برای اولین بار در لیگ نهم به دو برد پیاپی دست یابند. اما کاشانی کماکان درگیر جمع و جور کردن افتضاحی است که عباس انصاریفرد در پی از دست دادن علی کریمی به بار آورد. حواشی سپاهان و استقلال تهران هم کلاً به حضور امیر قلعه‌نوعی در سپاهان خلاصه می‌شود که البته تاکنون باعث ضرر هر دو تیم شده و معلوم نیست که این داستان "منم منم" های واعظ آشتیانی و امیر قلعه‌نوعی به کجا ختم خواهد شد.

نکات آماری؛
در طول 14 هفته آغازین لیگ و در مجموع 126 دیدار برگزار شده تاکنون 52 بازی (41 درصد) به تساوی رسیده و 74 بازی برنده داشته است. 49 برد (66 درصد) از کل بردها متعلق به تیم‌های میزبان بوده است.

هیچ تیم بدون باختی در لیگ باقی نمانده، اما فولاد و ابوسملم همچنان بدون برد هستند. ملوان انزلی و مقاومت سپاسی تنها تیم‌هایی هستند که در خانه خود تن به شکست نداده‌اند. پرسپولیس تنها تیم بدون باخت در دیدارهای خارج از خانه است و چهار تیم پاس، ابومسلم، ملوان و فولاد در حسرت اولین برد خارج از خانه خود هستند.

تعداد گل‌های زده شده تاکنون 326 گل بوده (میانگین 2.6 گل در هر بازی) که سهم تیم‌های میزبان 187 گل (57 درصد) بوده است.

آقای گل لیگ تاکنون علی کریمی (استیل آذین) است با 10 گل و پس از او آرش برهانی (استقلال تهران)، ادینهو و مهدی رجب زاده (هر دو از مس کرمان) با 7 گل قرار دارند.

بیشترین برد: سپاهان با 7 پیروزی در 14 بازی
بیشترین باخت: پاس و فولاد با 7 باخت
بیشترین تساوی: پرسپولیس، مقاومت سپاسی و ابومسلم با 8 تساوی
کمترین برد: ابوسملم و فولاد بدون برد
کمترین باخت: پرسپولیس و مقاومت سپاسی با 1 باخت
کمترین تساوی: صبا قم با 2 تساوی

بیشترین گل زده: مس کرمان با 25 گل زده
بیشترین گل خورده: مس کرمان با 25 گل خورده!
کمترین گل زده: فولاد خوزستان با 7 گل زده
کمترین گل خورده: استقلال تهران با 9 گل خورده

بهترین تیم در دیدارهای خانگی: سپاهان اصفهان با 5 برد و یک باخت در 6 بازی (کسب 83 درصد امتیاز بازی‌های خانگی)
بدترین تیم در دیدارهای خانگی: ابومسلم مشهد با 5 تساوی و 2 باخت در 7 بازی (کسب 24 درصد امتیاز بازی‌های خانگی)
بهترین تیم در دیدارهای خارج از خانه: پیکان قزوین با 3 برد، 3 مساوی و یک باخت (کسب 57 درصد امتیاز بازی‌های خارج از خانه)
بدترین تیم در دیدارهای خارج از خانه: فولاد خوزستان با 1 برد و 6 باخت (کسب 5 درصد امتیاز بازی‌های خارج از خانه)

بهترین برد: استقلال تهران 5 ابومسلم مشهد 0 (هفته هشتم در مشهد)
پرگل‌ترین بازی: مس 5 ذوب‌آهن 2 (هفته ششم در کرمان) – ذوب‌آهن 5 استقلال اهواز 2 (هفته هفتم در اصفهان)

متداوم‌ترین برد پیاپی: پیکان با 6 برد از هفته سوم تا هشتم. ( البته پیکان 6 هفته متوالی است که به پیروزی دست نیافته)

Friday، September 25، 2009

اولین بررسی جامع آماری نتایج تیم ملی فوتبال ایران در 68 سال گذشته

آیا می‌دانید تیم ملی فوتبال ایران تاکنون چند بار به میدان رفته است؟
آیا می‌دانید بهترین و بدترین نتیجه‌ای که تیم ملی کسب کرده چه و مقابل چه تیمی بوده است؟
آیا می‌دانید مربیان خارجی بهتر با تیم ملی نتیجه گرفته‌اند یا مربیان ایرانی؟
آیا می‌دانید کدام مربی، بهترین نتایج را با تیم ملی ایران گرفته است؟
آیا می‌دانید جایگاه علی پروین، علی دایی، محمد مایلی کهن، امیر قلعه‌نوعی و افشین قطبی در میان سایر مربیان تیم ملی کجاست؟

اگر مشتاق هستید که جواب این سوال‌ها را بدانید و یا معلومات خود را بیازمایید به خواندن به این مطلب ادامه دهید.

توجه1: کلیه آمار ارائه شده در این مقاله بر اساس نتایج بازی‌های ثبت شده تیم ملی فوتبال ایران در وب سایت فیفا می‌باشد و بازی‌های دوستانه تیم ملی با تیم‌های باشگاهی و بازی‌های ایران تحت عنوان تیم ب و یا تیم امید در این محاسبات منظور نشده‌اند. ذکر این نکته ضروری‌ست که مسابقات فوتبال بازی‌های آسیایی تا سال 1998 به عنوان بازی‌های غیر رسمی در تقویم فیفا محسوب می‌شده است و پس از آن به دلیل اعمال محدودیت سنی (زیر 23 سال) کلاً مسابقه تیم ملی به حساب نمی‌آید.

توجه2: این مقاله اولین بررسی جامع آماری نتایج تیم ملی فوتبال ایران به حساب می‌آید. بنابراین استفاده از مطالب این مقاله تنها با ذکر منبع مجاز می‌باشد.
×××

اولین بازی:
تیم ملی فوتبال ایران برای اولین بار در تاریخ 3 شهریور 1320 در دیداری دوستانه، در کابل به مصاف تیم ملی افغانستان رفت؛ که این دیدار با تساوی 0-0 به پایان رسید. تیم ملی فوتبال ایران که اخیراً 68 ساله شده است، از آن زمان تاکنون در 432 دیدار رسمی و دوستانه حاضر شده است که حاصل آن 229 برد، 109 تساوی و 94 شکست بوده است.

سنگین‌ترین شکست:
بین اولین و دومین بازی ثبت شده تیم ملی 105 ماه وقفه وجود دارد! دومین دیدار تیم ملی فوتبال ایران روز 7 خرداد 1329، در استانبول برگزار شده است. این دیدار دوستانه سنگین‌ترین شکست تاریخ فوتبال ملی ما است که با نتیجه 6 بر 1 به نفع تیم میزبان (ترکیه) به اتمام رسیده است. شایان ذکر است که تیم ملی ایران یک بار دیگر در سال 1337 و در بازی‌های آسیایی توکیو (1958) شکستی با اختلاف 5 گل را مقابل کره‌جنوبی پذیرفته است (5 بر 0).

بهترین برد:
از سوی دیگر تیم ملی ایران در طول 68 سال گذشته دو بار توانسته است حریف خود را با شکستی دو رقمی بدرقه کند. پیروزی 19 بر 0 مقابل گوام در سال 1379 (مسابقات مقدماتی جام جهانی 2002 کره-ژاپن) در تبریز و پیروزی معروف 17 بر 0 مقابل مالدیو در سال 1376 (مسابقات مقدماتی جام جهانی 1998 فرانسه) در دمشق. این دو دیدار پرگل‌ترین دیدارهای تیم ملی ایران نیز محسوب می‌شوند.

نتایج تیم ملی به تفکیک مسابقات:
مسابقاتی که تیم ملی ایران در آن شرکت داشته است عبارتند از: مرحله انتخابی و نهایی جام جهانی، مرحله انتخابی و نهایی جام ملت‌های آسیا، بازی‌های آسیایی و مسابقات دوستانه (شامل جام اکو، جام LG، مسابقات بین قاره‌ای آسیا-آفریقا، بازی‌های غرب آسیا و ...).

تیم ملی ایران تاکنون 3 سه بار به جام جهانی راه یافته است که در هر سه دوره، از صعود به دور بعدی مسابقات بازمانده است. 1 پیروزی (مقابل آمریکا)، 2 تساوی (مقابل اسکاتلند و آنگولا) و 6 شکست (مقابل هلند، پرو، یوگسلاوی، آلمان، مکزیک و پرتغال)، کارنامه ایران در مسابقات جام جهانی است. در واقع تیم ایران در جام جهانی که بالاترین سطح فوتبال در رده ملی محسوب می‌شود، با کسب 19% کل امتیازها، عملکرد نامطلوبی داشته است.

بهترین نتایج تیم ملی ایران در مرحله انتخابی جام ملت‌های آسیا به دست آمده است که در آن تیم ایران با در 45 بازی، 33 برد، 8 تساوی و تنها 4 باخت داشته است.

نتایج تیم ملی به تفکیک مکان مسابقه:
این مقایسه شامل بازی‌های خانگی، خارج از خانه و بازی در زمین بیطرف می‌باشد. طبیعتاً آمار تیم ملی در بازی‌های خانگی بهتر از دو گروه دیگر بوده است. تیم ایران در مجموع 155 دیدار رسمی و دوستانه در خانه برگزار کرده است که 102 دیدار آن با پیروزی تیم ملی همراه بوده است. بهترین نتایج خانگی ایران در مرحله نهایی جام ملت‌های آسیا و بازی‌های آسیایی رقم خورده است. جایی که 9 دیدار از مرحله نهایی جام ملت‌های آسیا و 7 دیدار از بازی‌های آسیایی همگی با پیروزی تیم ملی توأم بوده است.

تغییر سرمربیان و رؤسای فدراسیون فوتبال:
در طول 68 سال گذشته 54 بار سرمربی تیم ملی تغییر کرده است. این در حالی است که در مقاطع مختلف و در مجموع تیم ملی 9 سال و 10 ماه (118 ماه) بدون سرمربی بوده است. در طول این مدت فوتبال ایران 27 رئیس فدراسیون داشته است. به عبارت دیگر تیم ملی ایران به طور میانگین هر 15 ماه یک یکبار سرمربی عوض کرده است و هر 40 ماه یکبار رئیس فدراسیون! برای مقایسه این ارقام با کشورهای دیگر به این جدول مراجعه کنید.

همانطور که در جدول ملاحظه می‌کنید، فوتبال آلمان در طول 101 سال گذشته 11 سرمربی داشته است و فوتبال انگلیس در طول 146 سال گذشته 13 رئیس فدراسیون! به عبارت دیگر هر رئیس فدراسیون در فوتبال انگلیس به طور متوسط بیش از 11 سال پست خود را حفظ کرده است و هر سرمربی میانگین 9.5 سال خدمت در تیم ملی آلمان را داشته است!

مسأله اینست: مربی ایرانی یا خارجی؟
در این مقاله عملکرد تک تک مربیان تیم ملی ایران مورد بررسی آماری قرار گرفته است. شاید جالب‌ترین سوالی که همیشه در ذهن علاقمندان به فوتبال ایران بوده است، بحث سرمربی ایرانی یا خارجی بوده است؟ مربی خارجی همیشه موافقان و مخالفان زیادی در ایران داشته است. در مجموع 252 دیدار رسمی‌ای (+ بازی‌های آسیایی تا سال 1998) که تیم ملی ایران برگزار کرده، 181 بار مربیان ایرانی و 71 بار مربیان غیر ایرانی هدایت تیم ملی ایران را به عهده داشته‌اند. اما جالب اینجاست که مربیان ایرانی با کسب 70% امتیازها (379 امتیاز از 543 امتیاز ممکن) عملکرد بهتری از دید آماری، نسبت به مربیان غیر ایرانی داشته‌اند که 64% امتیازها (137 امتیاز از 213 امتیاز ممکن) را کسب کرده‌اند. اما اگر نتایج ایران در دیدارهای دوستانه را نیز در نظر بگیریم، مربیان ایرانی در 315 دیدار، با کسب 581 امتیاز، 61.5% امتیازها را کسب کرده و مربیان غیر ایرانی در 117 دیدار، با کسب 215 امتیاز، 61.3% امتیازها را به دست آورده‌اند. البته همانطور که ذکر شد، در این مقایسه، صرفاً نتایج تیم ملی ملاک سنجش قرار گرفته است.

بهترین مربیان:
هرگاه سخن از مربیان تیم ملی به زبان می‌آید، نام چند مربی خوشنام همیشه در ذهن فوتبال دوستان ایرانی نقش می‌بندد. پرویز دهداری، فرانک اوفارل (جمهوری ایرلند)، حشمت مهاجرانی، علی پروین، تومیسلاو ایویچ (کرواسی) و برانکو ایوانکوویچ (کراوسی) در زمره خوشنام‌ترین مربیان تیم ملی بوده‌اند. اما آیا واقعاً این مربیان بهترین نتایج را نیز کسب کرده‌اند؟

جواب این سوال "نه" است!

در تاریخ فوتبال ایران 5 مربی بوده‌اند که در تمام دیدارهای رسمی‌ای روی نیمکت تیم ملی نشسته‌اند، پیروز از میدان خارج شده‌اند. این 5 مربی عبارتند از: فرانک اوفارل (جمهوری ایرلند - 7 پیروزی)، محمود یاوری (6 پیروزی)، محمد رنجبر (5 پیروزی)، ادمار براگا (برزیل – 2 پیروزی) و رضا وطنخواه (1 پیروزی).

در این بین محمد مایلی‌کهن با 17 برد، 6 تساوی و 3 باخت (کسب 73% امتیازها) در رده نهم بهترین مربیان تیم ملی ایستاده است. برانکو ایوانکوویچ (کرواسی) با کسب 72% امتیازها دهم است و قلعه‌نوعی با 70% یازدهم. پروین و دهداری با 65%، چهاردهم و پانزدهم هستند. دایی با 58% هیجدهم است و قطبی با 56% بیست و دوم. نکته جالب اینجاست که والدیر ویرا (برزیل)، مرد محبوب مردم ایران که در صعود ایران به جام جهانی 1998 فرانسه سرمربی تیم ملی بود با 2 تساوی و یک شکست (کسب 22% از امتیازها) در رتبه یکی مانده به آخر لیست مربیانی که در دیدارهای رسمی تیم ملی را هدایت کرده‌اند، قرار دارد.

چه کسی بیش از همه روی صندلی مربیگری تیم ملی نشسته است؟
آیا علی پروین پرسابقه‌ترین مربی تیم ملی است؟ نه! برانکو ایوانکوویچ با رکورد سرمربیگری ایران در 51 دیدار رسمی و دوستانه، با اختلاف فاحشی نفر اول این لیست است. پس از برانکو، مایلی‌کهن، پروین و مهاجرانی به ترتیب با 38، 33 و 32 بار هدایت تیم ملی دوم تا چهارم هستند.

×××
در انتهای این مقاله بد نیست به صورت خلاصه آمار را با هم مرور کنیم:

نتایج تیم ملی:
کلیه نتایج ایران
بهترین نتایج ایران
سنگین‌ترین شکست‌های ایران
پرگل‌ترین بازی‌‌های ایران
جدول نتایج کلیه دیدارهای تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات گوناگون
جدول نتایج دیدارهای تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات گوناگون در زمین بی‌طرف
جدول نتایج دیدارهای خانگی تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات گوناگون
جدول نتایج دیدارهای خارج از خانه تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات گوناگون
جدول نتایج دیدارهای تیم ملی فوتبال ایران به تفکیک مسابقات
×××

نتایج تیم ملی به تفکیک مربی:
بهترین مربیان تیم ملی ایران در کلیه دیدارهای ملی
بهترین مربیان تیم ملی ایران در دیدارهای رسمی
جدول مقایسه عملکرد مربیانی ایرانی و مربیان غیر ایرانی تیم ملی فوتبال ایران
لیست مربیان تیم ملی ایران به ترتیب مدت خدمت در تیم ملی
لیست مربیان تیم ملی ایران به ترتیب تعداد دیدارهای برگزار شده
×××

نتایج تیم ملی به تفکیک رئیس فدراسیون:
رؤسای فدراسیون ایران به ترتیب کسب بهترین نتایج در کلیه دیدارهای ملی
رؤسای فدراسیون ایران به ترتیب کسب بهترین نتایج در دیدارهای رسمی